زندگیتو بگیر توی دستات پس
نگو مارو چه به اونا
نگو بدشانسم نگو
نگو از کره گی دم نداشت
و هر چی خونه ساختیمم صبح خراب شد

آینده رو لمس کن فردا رو ببین
دستاتو بلند کن ابرارو بگیر
اینو بدون یه قطره جنس ابره
اونکه میپره به چتره دل نبسته

نگو سختی کشیدم
خیلی سخت بود که گرمی ببینم
بگو تصمیم دارم به قله برسم
نه که مثه یه آدم برفی بمیرم ! نه نه

دنبال نشونه ها بگرد تا ببینیش و
اگه چیزی میخوای بهش بچسب تا بگیریش

متولد بشه یک بار دیگه و
ببین که زندگی بت حال میده


نگو زندگی رو باختیم ، محدود بودیم انرژیم داشتیم
عشق کاشتیم ، نفرت برداشتیم

انگیزه داشته باش دلسرد نشو
به چیزای منفی حتی فکرم نکن

نگاهاتو عمیق کن رو صداها دقیق شو
واسه این سفر کوله بارو ردیف کن
چیزایی که می خوای و با جزئیاتش ببین
واسه ساختنش مهره هاتو بچین
مثبت باش بدون راه حل تویی
انقدر روش وقت بذار تا که حلش کنی
اگه خوردی زمین پاشو , مثه من مثه ما
پیشرفت کن مثه برق مثه باد
فرمونو بچسب نرو نه به چپ نه به راست
بد نیست خنده در پی باخت

باور یعنی شک بی شک
یعنی یقین به اینکه تا تهش میرم
یعنی اراده و عمل به خاطر هدف
یعنی توی هر شرایطی ادامه ی سفر

استان فارس-شهر فیروزآباد- کنار کاخ اردشیر بابکان....سه تا عید نوروز قبل تر....یک عده جماعت مردم آزار....من بی تقصیرم...