تبلیغات
مشاوره و برنامه ریزی کنکور 98- آفتاب ایران - داستان های کوتاه بهلول دانا+بهلول کیست؟

مشاوره و برنامه ریزی کنکور 98- آفتاب ایران - داستان های کوتاه بهلول دانا+بهلول کیست؟

مطالب پیشنهادی ما

داستان های کوتاه بهلول دانا+بهلول کیست؟

حکایت های بهلول,حکایت های کوتاه بهلول,داستان های طنز بهلول,حکایت های آموزنده کوتاه


بهلول کیست؟

بهلول شخصی بسیار دانا و حکیم بود , که در زمان امام صادق (ع) می زیست, چون از طرف حکومت جانش مورد تهدید قرار گرفت , خود را به دیوانگی زد , و با شیوه ای مخصوص به نشر حکمت های دین پرداخت


خدایا حکمت قدم هایی که برایم برمیداری برایم آشکار کن

 تا درهایی که به سویم می گشایی، ندانسته نبندم...

و درهایی که به رویم می بندی، به اصرار نگشایم...

 

به عاشقان بگویید: خود ساخته شوند نه خود باخته!

و عاشق كمال معشوق شوند نه جمالش ...

كه جمال به مویى بنداست! و كمال به خداوند!!!

 

 میراث پدری :

بهلول وقتی خردسال بود گفتند : می خواهی که پدرت بمیرد تا میراث او ببری ؟ گفت نه والله می خواهم که وی را بکشند تا چنانکه میراث او می برم خونبها نیز بستانم

 

سکته ناقص

 روزی بهلول را خبر آوردند که فلانی سکته ناقص کرده است بهلول گفت : اگر او مغزی کامل بودی سکته ناقص ننمودی

 

آدم ابله :

بهلول را گفتند آدم ابله کیست ؟ گفت : آدم ابله آن است که بکار همه می  آید  جز بکار خود  

 جواب بهلول به زن بدکاره :

زمانی دل بهلول از اوضاع زمانه گرفته بود و در خرابه ای مشغول ذکر خدا بود . در ضمن لباسش را برای وصله زدن از تن در آورده بود . زن بی عفتی چشمش به او افتاد و بهلول را دعوت به کار بد کرد . بهلول گفت : وزن دست های من چقدر است ؟ وزن پاهای من چقدر است ، وزن تمام بدن را پرسید و گفت کدام عاقل حاضر است که بخاطر لذت عضو کوچکی تمام اعضای خود را در آتش جهنم بسوزاند . و از جای خود برخاست و نعره ای کشید و فرار کرد .

 نشستن بهلول در مسند هارون :

روزی بهلول وارد قصر هارون شد و چون جای خلیفه را بلامانع دید فوراً بدون ترس بالا رفت و بر جای هارون قرار گرفت . چون غلامان دربار آن حال را مشاهده کردند فوراً بهلول را با ضرب تازیانه از مسند هارون پایین آوردند . بهلول به گریه افتاد و در همین حال هارون سر رسید ودید بهلول گریه می کند . از پاسبانان سبب گریه بهلول را سوال نمود . غلامان واقعه را به عرض هارون رساندند . هارون آنها را ملامت نمود و بهلول را دلداری داد و نوازش نمود . بهلول گفت من بر حال تو گریه می کنم نه بر حال خودم به جهت اینکه من به اندازه چند ثانیه بر جای تو نشستم ، اینقدر صدمه و اذیت و آزار کشیدم و تو در مدت عمر که در بالای این مسند نشسته آیا تورا چقدر آزار و اذیت می دهند و تو از عاقبت امر خود نمی اندیشی ؟  

 

بهلول و سودا گر:

روزی سوداگر بغدادی از بهلول سوال نمود من چه بخرم تا منافع زیاد ببرم ؟ بهلول جواب داد آهن و پنبه . آن مرد رفت و مقداری آهن و پنبه خرید و انبار نمود . اتفاقاً پس از چند ماهی فروخت و سود فراوان برد.  باز روزی به بهلول برخورد این دفعه گفت : بهلول دیوانه من چه بخرم تا منافع زیاد ببرم . جواب داد پیاز بخر و هندوانه . سوداگر این دفعه رفت و تمام سرمایه خود را پیاز و هندوانه خرید و انبار نمود . پس ازمدت کمی تمام پیاز و هندوانه های او پوسید و از بین رفت و ضرر فراوان نمود . فوری به سرغ بهلول رفت و گفت که بار اول که با تو مشورت نمودم گفتی آهن بخر و پنبه و نفعی برده ولی دفعه دوم این چه پیشنهادی بود کردی ؟ تمام سرمایه من از بین رفت. بهلول در جواب آن مرد گفت روز اول که مرا صدا زدی گفتی آقای شیخ بهلول و چون مرا شخص عاقلی خطاب نمودی منهم از روی عقل به تو جواب دادم . ولی دفعه دوم مرا دیوانه خطاب نمودی ، من هم از روی دیوانگی جواب ترا دادم . مرد از گفته دوم خود خجل شد و مطلب را درك نمود .

 

بهلول با دوست خود

 شخصی که سابقه دوستی با بهلول داشت روزی مقداری گندم به آسیاب برد . چون آرد نمود بر الاغ خود نمود و چون نزدیک منزل بهلول رسید اتفاقاً خرش لنگ شد و به زمین افتاد . آن شخص چون با بهلول سابقه دوستی داشت او را صدا زد و درخواست نمود تا الاغش را به او بدهد و بارش را به منزل برساند و چون بهلول قبلاً قسم خورده بود که الاغش را به کسی ندهد ، به آن مرد گفت: الاغ من نیست اتفاقاً صدای الاغ بلند شد و بنای عر عر کردن گذارد .آن مرد به بهلول گفت الاغ تو در خانه است و تو میگویی نیست؟! بهلول گفت عجب دوست احمقی هستی . تو پنجاه سال با من رفیقی ، حرف مرا باور نداری ولی حرف الاغ را باور می نمایی ؟!!

 

   بهلول و طبیب دربار هارون

 آورده اند که هارون الرشید طبیب مخصوصی جهت دربار خود از یونان خواست . چون آن طبیب وارد بغداد شد هارون الرشید با جلال خاصی آن طبیب را وارد دربار نمود و بسیار با او احترام نمود . تا چند روز ارکان دولت و اکابر شهر بغداد به دیدن آن طبیب می رفتند تا اینکه روز سوم بهلول هم به اتفاق چند تن به دیدن آن طبیب رفت و در ضمن تعارفات و صحبتهای معمولی ناگهان بهلول از آن طبیب سوال نمود : شغل شما چه می باشد ؟ طبیب چون سابقه بهلول را شنیده و او را می شناخت که دیوانه است خواست او را مسخره نماید . به او جواب داد : من طبیب هستم و مرده ها را زنده  می نمایم . بهلول   در جواب گفت: تو زنده ها را نکش، مرده زنده کردنت پیشکش. از جواب بهلول هارون و اهل مجلس خنده بسیار نمودند و طبیب از رو رفت و بغداد را ترك نمود .

 

 پند دادن بهلول به هارون

   روزی بهلول بر هارون وارد شد . هارون گفت ای بهلول مرا پندی ده . بهلول گفت ای هارون اگر در بیابانی که هیچ آبی در آن نیست و تشنگی بر تو غلبه نماید و غریب به موت شوی ، آیا چه میدهی که تو را جرعه ای آب دهند که عطش خود را فرو نشانی ؟ گفت صد دینار طلا . بهلول گفت: اگر صاحب آن به پول رضایت ندهد چه می دهی ؟ گفت: نصف پادشاهی خود را می دهم . بهلول گفت پس از آنکه آب را آشامیدی ، اگر به مرض حبس الیوم مبتلا گردی و رفع آن نتوانی باز چه میدهی که کسی علاج آن درد را بنماید ؟ هارون گفت نصف دیگر پادشاهی خود را . بهلول جواب داد : پس مغرور به این پادشاهی مباش که قیمت آن یک جرعه آب بیش نیست. آیا سزاوار نیست که با خلق خدای عزوجل نیکویی کنی ؟!  

 

بهلول و مستخدم

آورده اند که یکی از مستخدمین خلیفه هارون الرشید ماست خورده و مقداری از آن در ریشش ریخته بود . بهلول از او سوال نمود چه خورده ای ؟ مستخدم برای تمسخر گفت: کبوتر خورده ام . بهلول جواب داد قبل از آنکه بگویی من دانسته بودم و مستخدم پرسید از کجا میدانستی ؟ بهلول گفت: فضله ای بر ریشت نمودار است  

 

هارون و صیاد

آورده اند که خلیفه هارون الرشید در یکی از اعیاد رسمی با زبیده زن خود نشسته و مشغول بازی شطرنج بودند . بهلول بر آنها وارد شد او هم نشست و به تماشای آنها مشغول شد . در آن حال صیادی زمین ادب را بوسه داد و ماهی بسیار فربه قشنگی را جهت خلیفه آورده بود . هارون در آن روز سر خوش بود امر نمود تا چهار هزار درهم به صیاد انعام بدهند . زبیده به عمل هارون اعتراض نمود و گفت : این مبلغ برای صیادی زیاد است به جهت اینکه تو باید هر روز به افراد لشگری و کشوری انعام بدهی و چنانکه تو به آنها از این مبلغ کمتر بدهی خواهند گفت که ما به قدر صیادی هم نبودیم و اگر زیاد بدهی خزینه تو به اندك مدتی تهی خواهد شد . هارون سخن زبیده را پسندیده و گفت الحال چه کنم ؟ گفت صیاد را صدا کن و از او سوال نما این ماهی نر است یا ماده ؟ اگر گفت نر است بگو پسند مانیست و اگر گفت ماده است باز هم بگو پسند ما نیست و او مجبور می شود ماهی را پس ببرد و انعام را بگذارد . بهلول به هارون گفت : فریب زن نخور مزاحم صیاد نشو ولی هارون قبول ننمود . صیاد را صدا زد و به او گفت: ماهی نر است یا ماده ؟ صیاد باز زمین ادب بوسید و عرض نمود این ماهی نه نر است نه ماده بلکه خنثی است. هارون از این جواب صیاد خوشش آمد و امر نمود تا چهار هزار درهم دیگر هم انعام به او بدهند . صیاد پولها را گرفته ، در بندی ریخت و موقعی که از پله های قصر پایین می رفت یکدرهم از پولها به زمین افتاد . صیاد خم شد و پول را برداشت. زبیده به هارون گفت: این مرد چه اندازه پست همت است که از یکدرهم هم نمی گذرد . هارون هم از پست فطرتی صیاد بدش آمد و او را صدازد و باز بهلول گفت مزاحم او نشوید . هارون قبول ننمود و صیاد را صدا زد و گفت: چقدر پست فطرتی که حاضر نیستی حتی یک درهم از این پولها قسمت غلامان من شود . صیاد باز زمین ادب بوسه زد و عرض کرد : من پست فطرت نیستم . بلکه نمک شناسم و از این جهت پول را برداشتم که دیدم یک طرف این پول آیات قرآن و سمت دیگر آن اسم خلیفه است و چنانچه روی زمین بماند شاید پا به آن نهند و از ادب دور است. خلیفه باز از سخن صیاد خوشش آمد و امر نمود چهار هزار درهم دیگر هم به صیاد انعام دادند و هارون گفت : من از تو دیوانه ترم به جهت اینکه سه دفعه مرا مانع شدی من حرفتو را قبول ننمودم و حرف آن زن را به کار بستم و این همه متضرر شدم .  

 

 بهلول و خرقه و نان و جو و سرکه

آورده اند که بهلول بیشتر وقتها در قبرستان می نشست و روزی که برای عبادت به قبرستان رفته بود و هارون به قصد شکار از آن محل عبور می نمود چون به بهلول رسید گفت: بهلول چه می کنی ؟ بهلول جواب داد : به دیدن اشخاصی آمده ام که نه غیبت مردم را می نمایند و نه از من توقعی دارند و نه مرا اذیت و آزار می دهند . هارون گفت: آیا می توانی از قیامت و صراط و سوال و جواب آن دنیا مرا آگاهی دهی ؟ بهلول جواب داد به خادمین خود بگو تا در همین محل آتش نمایند و تابه بر آن نهند تا سرخ و خوب داغ شود هارون امر نمود تا آتشی افروختند و تابه بر آن آتش گذاردند تا داغ شد . آنگاه بهلول گفت: ای هارون من با پای برهنه بر این تابه می ایستم و خود را معرفی می نمایم و آنچه خورده ام و هرچه پوشیده ام ذکر می نمایم و سپس تو هم باید پای خود را مانند من برهنه نمایی و خود را معرفی کنی و آنچه خورده ای و پوشیده ای ذکر نمایی . هارون قبول نمود . آنگاه بهلول روی تابه داغ ایستاد و فوری گفت: بهلول و خرقه و نان جو و سرکه و فوری پایین آمد که ابداً پایش نسوخت و چون نوبت به هارون رسید به محض اینکه خواست خود را معرفی نماید نتوانست و پایش بسوخت و به پایین افتاد .سپس بهلول گفت: ای هارون سوال و جواب قیامت نیز به همین صورت است. آنها که درویش بوده ند و از تجملات دنیایی بهره ندارند آسوده بگذرند و آنها که پایبند تجملات دنیا باشند به مشکلات گرفتار آیند  

 بهلول و مرد شیاد

 آورده اند که بهلول سکه طلائی در دست داشت و با آن بازی می نمود . شیادی چون شنیده بود بهلول دیوانه است جلو آمد و گفت: اگر این سکه را به من بدهی در عوض ده سکه که به همین رنگ است به تو میدهم . بهلول چون سکه های او را دید دانست که آنها از مس هستند و ارزشی ندارند به آن مرد گفت به یک شرط قبول می کنم اگر سه مرتبه با صدای بلند مانند الاغ عر عر کنی !!! شیاد قبول نمود و مانند خر عرعر نمود . بهلول به او گفت: خوب الاغ تو که با این خریت فهمیدی سکه ای که در دست من است از طلا می باشد ، من نمی فهمم که سکه های تو از مس است. آن مرد شیاد چون کلام بهلول را شنید از نزد او فرار نمود .  

 

بهلول و دزد

 گویند روزی بهلول کفش نو پوشیده بود . داخل مسجدی شد تا نماز بگذارد . در آن محل مردی را دید که به کفشهای او نگاه می کند . فهمید که طمع به کفش او دارد . ناچاراً با کفش به نماز ایستاد .آن دزد گفت با کفش نماز نباشد . بهلول گفت: اگر نماز نباشد کفش باشد

 

  بهلول و قاضی

 آورده اند که شخصی عزیمت حج نمود چون فرزندان صغیر داشت هزار دینار طلا نزد قاضی برده و در حضور اعضاء دارالقضاء تسلیم قاضی نمود و گفت: چنانچه در این سفر مرا اجل در رسید شما وصی من هستید و آنچه شما خود خواهید به فرزندان من دهید و چنانچه به سلامت بازآمدم این امانت را خودم خواهم گرفت. وقتی به سفر حج عزیمت نمود از قضای الهی در راه درگذشت و چون فرزندان او به حد رشد و بلوغ رسیدند امانتی را که از پدر نزد قاضی بود مطالبه نمودند قاضی گفت: بنا بر وصیت پدر شما که در حضور جمعی نموده هرچه دلم بخواهد باید به شما بدهم بنابراین فقط صد دینار به شماها می توانم بدهم . ایشان بنای داد و فریاد و تظلم را گذاردند . قاضی کسانی را که در محضر حاضر بودند که در آن زمان پدر بچه ها پول را تسلیم قاضی کرده بود حاضر نمود و به آنها گفت: آیا شما گواه بودید آن روزی که پدر این بچه ها هزار دینار طلا به من داد  وصیت نمود چنانچه در راه سفر به رحمت خدا رفتم هرچه دلم خواست از این زرها به فرزندان من بده آنها همه گواهی دادند که چنین گفت . پس قاضی گفت : الحال بیش از صد دینار به شما ها نخواهم داد آن بیچاره ها متحیر ماندند و به هرکس التجا می نمودند آنها هم برای این حیله شرعی راهی پیدا نمی نمودند تا این خبر به بهلول رسید . بچه ها را با خود نزد قاضی برد و گفت چرا حق این ایتام را نمی دهی ؟ قاضی گفت : پدرشان وصیت نموده که آنچه من خود بخواهم به ایشان بدهم و من صد دینار بیشتر نمی دهم . بهلول گفت : ای قاضی آنچه تو می خواهی نهصد دینار است بر حسب گفته خودت . بنابراین الحال که تو نهصد دینار می خواهی بنابر وصیت آن مرحوم که هرچه خودت خواستی به فرزندان من بده الحال همین نهصد دینار که خودت می خواهی به فرزندان آن مرحوم بده که حق آنهاست.  قاضی از جواب بهلول ملزم به پرداخت نهصد دینار به فرزندان آن مرحوم گردید

 

 تعلیم دادن بهلول به یکی از دوستان

 آورده اند که شخصی الاغ قشنگی جهت حاکم کوفه تحفه آورده بود . حاضرین مجلس به تعریف و توصیف الاغ پرداختند . یکی از حاضرین برای مزاح گفت: من حاضرم به این الاغ قشنگ خواندن بیاموزم . حاکم از شنیدن این سخن از کوره در رفت و به آن مرد گفت: الحال که این سخن را می گویی باید از عهده آن برآیی و چنانچه به این الاغ خواندن بیاموزی به تو جایزه بزرگی می دهم ولی چنانچه از عهده آن بر نیائی دستور می دهم تو را بکشند . آن مرد از مزاح خود پشیمان شده ناچاراً مدتی فرجه خواست و حاکم ده روز برای این کار به او فرصت داد . آن مرد الاغ را برداشت به خانه آورد حیران و سرگردان و نمی دانست این کار به کجا خواهد رسید . لاعلاج به بازار رفت و در بین راه بهلول را دید و چون سابقه آشنایی با او داشت دست به دامن او زد و قضیه مجلس حاکم و الاغ را برای او تعریف نمود . بهلول گفت غم مخور که این کار از دست من بر می آید و هر دستوری به تو می دهم عمل نما . پس به او دستور داد تا یکروز تمام به الاغ غذا ندهد و سپس در بین صفحات کتابی برای الاغ جو گذارد و کتاب را جلوی الاغ ورق بزند . الاغ چون گرسنه است با زبان جو های صفحات کتاب را برداشته و می خورد و گفت این عمل را هر روز به همین نحو تکرار نما . و روز دهم او را گرسنه نگهدار و وقتی به مجلس حاکم رفتی همان کتاب را با الاغ به نزد حاکم ببر . آن روز دیگر بین صفحات کتاب جو نگذار و آن کتاب را در حضور حاکم جلوی الاغ قرار بده . آن مرد به همین نحو عمل نمودو چون روز موعود فرا رسید الاغ را برداشته با کتاب به نزد حاکم برد و در حضور حاکم و جمعی از دوستانش کتاب را جلوی الاغ گذارد . الاغ بیچاره چون گرسنه بود به عادات روزهای قبل که فکر می کرد بین صفحات کتاب ، جو می باشد شروع به ورق زدن کتاب نمود و چون به صفحه آخر رسید و دید که جو بین صفحات نیست ، بنای عرعر نمود و بدین وسیله خواست بفهماند که گرسنه است و حاضرین مجلس و حاکم که نمی دانستند چه ابتکاری در این عمل است، باور نمودند که در حقیقت الاغ می خواهد کتاب بخواند و همه در این کار متعجب بودند . ناچار حاکم بر عهد خود وفا نمود و انعام قابل توجهی به آن مرد داد .

 

  بهلول و صاحب حساب

روزی بهلول به شهر بصره رفت و چون در آن شهر آشنایی نداشت اتاقی اجاره نمود ولی آن اتاق از بس کهنه ساز و مخروبه بود به کمترین باد یا بارانی تیرهایش صدا می کرد . بهلول پیش صاحبخانه رفته و گفت : اتاقی که به من دادی بی اندازه خطرناك است. زیرا به محض وزش مختصر بادی صدا از سقف و دیوارش شنیده می شود . صاحب خانه که مرد شوخی بود در جواب بهلول گفت : عیبی ندارد . البته میدانید که تمام موجودات به موقع حمد و تسبیح خدای را می گویند و این صدای تسبیح و حمد خدای است. بهلول گفت: صحیح است ، ولی چون تسبیح و تجلیل موجودات به سجده منجر می شود من از ترس سجده خواستم زودتر فکری بنمایم .  

 

ابوعلی سینا و کودك

 از شیخ ابوعلی سینا که سرآمد حکمای ایران است پرسیدند آیا از خود کسی را داناتر دیده ای یا نه ؟ گفت: بلی . روزی نزد زرگری نشسته بودم که کودکی آمد و از زرگر آتش خواست. استاد به او گفت برو ظرفی بیاور و آتش ببر . آن کودك گفت ظرف لازم نیست و می توانم بدون ظرف آتش ببرم . من و استاد زرگر در تعجب بودیم تا به چه وسیله ای آن کودك می تواند آتش ببرد . پس به او گفتم چگونه می توانی آتش ببری ؟ آن کودك مقداری خاکستر در کف دست گذارد و آتش را روی آن نهاد و ببرد . به هوش و دانایی آن کودك آفرین گفتم .  

 

 امیدوارم از حکایات بهلول لذت برده باشید لطفاً نظر فراموش نشه ؟ و برای بهتر شدن این وب شگفت انگیز  دوست کوچکتان را راهنمایی کنید . راستی یه سری هم به صفحه اصلی وب در بالا  گوشه سمت راست بزنید .

نظرات

where to buy cialis online در تاریخ جمعه 16 آذر 1397 09:31 ق.ظ گفته:

Regards! Loads of posts!

buy online cialis 5mg achat cialis en suisse cialis 20mg preis cf viagra or cialis acquistare cialis internet cialis 20mg preis cf generic cialis pro sublingual cialis online venta cialis en espaa cialis generico postepay
Buy generic cialis در تاریخ چهارشنبه 14 آذر 1397 06:22 ب.ظ گفته:

Amazing plenty of good information.
acheter cialis meilleur pri india cialis 100mg cost generic cialis 20mg tablets cialis generico online how does cialis work cialis price thailand cialis generico en mexico cialis 20mg prix en pharmacie cialis price thailand estudios de cialis genricos
Buy cialis در تاریخ دوشنبه 12 آذر 1397 06:39 ب.ظ گفته:

Good material. Thanks.
cialis sans ordonnance price cialis wal mart pharmacy cialis kaufen only now cialis 20 mg cialis dose 30mg buy cialis cialis professional yohimbe how do cialis pills work we recommend cheapest cialis tadalafil 5mg
buy cialis no rx در تاریخ یکشنبه 11 آذر 1397 06:09 ب.ظ گفته:

Whoa loads of useful knowledge.
generic for cialis cialis 30 day sample calis cialis generic tadalafil buy we recommend cialis best buy when can i take another cialis price cialis per pill cialis arginine interactio where to buy cialis in ontario cialis in sconto
buy cialis pills در تاریخ شنبه 10 آذر 1397 05:30 ق.ظ گفته:

Wonderful tips. With thanks!
cialis 05 cialis mit grapefruitsaft click now buy cialis brand comprar cialis navarr cialis canada price cialis per pill cialis price in bangalore cialis e hiv prezzo di cialis in bulgaria cialis for bph
Buy cialis در تاریخ جمعه 9 آذر 1397 06:28 ق.ظ گفته:

Regards, Lots of data!

cialis pills cialis italia gratis recommended site cialis kanada cialis farmacias guadalajara cost of cialis per pill where do you buy cialis buy cialis online nz warnings for cialis comprar cialis 10 espa241a cost of cialis cvs
Cialis generic در تاریخ پنجشنبه 8 آذر 1397 07:25 ق.ظ گفته:

Regards, Ample content.

get cheap cialis no prescription cialis cheap click here to buy cialis cialis kaufen bankberweisung prix cialis once a da buy cialis online legal cialis mit grapefruitsaft cialis 20mg cialis cuantos mg hay cialis arginine interactio
Cialis canada در تاریخ چهارشنبه 7 آذر 1397 06:30 ب.ظ گفته:

Fantastic forum posts. Cheers!
purchasing cialis on the internet if a woman takes a mans cialis cialis prezzo al pubblico estudios de cialis genricos generic cialis tadalafil precios de cialis generico cialis prezzo di mercato cialis 5mg prix bulk cialis
Cialis prices در تاریخ چهارشنبه 7 آذر 1397 06:51 ق.ظ گفته:

Thanks a lot! An abundance of content!

cialis tadalafil how to purchase cialis on line where cheapest cialis only here cialis pills how to buy cialis online usa side effects of cialis where cheapest cialis cialis 5 mg funziona best generic drugs cialis cialis kaufen bankberweisung
Online cialis در تاریخ چهارشنبه 11 مهر 1397 01:59 ق.ظ گفته:

Kudos. Numerous tips!

compare prices cialis uk cialis pills price each cialis qualitat generic cialis 20mg tablets cialis y deporte we choice free trial of cialis order a sample of cialis cialis manufacturer coupon cialis lowest price tadalafil generic
buy tadalafil no prescription در تاریخ دوشنبه 9 مهر 1397 01:27 ق.ظ گفته:

Nicely put, Appreciate it!
venta de cialis canada acheter cialis kamagra cialis tablets for sale cialis en mexico precio cialis generic availability cialis 20 mg cialis en 24 hora cialis patent expiration cialis savings card overnight cialis tadalafil
canada pharmacies account در تاریخ یکشنبه 1 مهر 1397 04:52 ق.ظ گفته:

Wow all kinds of helpful information.
canadian government approved pharmacies canadian mail order pharmacies canada pharmacies canadian pharmacys global pharmacy canada canadian online pharmacy global pharmacy canada legitimate canadian mail order pharmacies are canadian online pharmacies safe cialis from canada
http://buycialisonli.com/ در تاریخ سه شنبه 13 شهریور 1397 12:24 ب.ظ گفته:

Many thanks. Plenty of write ups!

uk sildenafil how to buy cheap viagra online buy viagra online usa buy viagra prescription online cheap sildenafil uk online pharmacy usa how buy viagra viagra online rx buy viagra at can you buy viagra online
kawanboni.com در تاریخ دوشنبه 12 شهریور 1397 10:09 ق.ظ گفته:

Tips effectively taken.!
buy original cialis cialis patent expiration tadalafil cialis kamagra levitra click here take cialis buy cialis sample pack cialis patent expiration cialis reviews female cialis no prescription cialis prices
http://viagravonline.com/ در تاریخ یکشنبه 11 شهریور 1397 06:32 ب.ظ گفته:

Kudos! Quite a lot of write ups!

cialis diario compra precios de cialis generico generic cialis review uk we recommend cialis info cialis cost effetti del cialis cialis for daily use cialis 5mg billiger canada discount drugs cialis cialis official site
generic viagra order در تاریخ سه شنبه 23 مرداد 1397 06:58 ق.ظ گفته:

Nicely put, With thanks.
online pharmacy online safe place to buy viagra online buy viagra where buy viagra soft online buy viagra 50mg buy viagra without a prescription discount viagra price for viagra cheap viagra online cheap viagra online pharmacy
fast cialis online در تاریخ دوشنبه 22 مرداد 1397 10:37 ب.ظ گفته:

With thanks. Valuable information.
dosagem ideal cialis order a sample of cialis cialis dosage recommendations cialis coupons printable cialis 20 mg cost free cialis prix cialis once a da wow look it cialis mexico cialis side effects dangers only best offers 100mg cialis
Cialis pills در تاریخ دوشنبه 7 خرداد 1397 10:36 ق.ظ گفته:

You actually mentioned this very well!
we choice free trial of cialis cialis prezzo di mercato acquistare cialis internet buy cheap cialis in uk cialis 200 dollar savings card comprar cialis 10 espa241a cialis alternative enter site very cheap cialis cialis 20mg cialis arginine interactio
Viagra tablets australia در تاریخ چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 04:05 ق.ظ گفته:

With thanks, Numerous information.

buy viagra no rx buy viagra online with a prescription viagra for cheap prices buy herbal viagra online viagra tablets online how can i buy viagra viagra cheap online buy viagra china sildenafil uk online buy viagra online
Cialis online در تاریخ شنبه 18 فروردین 1397 01:58 ب.ظ گفته:

Nicely put, Appreciate it!
enter site 20 mg cialis cost the best choice cialis woman i recommend cialis generico cialis baratos compran uk cialis generique cialis rezeptfrei sterreich canadian discount cialis when will generic cialis be available cialis for sale south africa cialis purchasing
Buy cialis online در تاریخ شنبه 4 فروردین 1397 02:58 ب.ظ گفته:

You definitely made the point.
acheter du cialis a geneve cialis 200 dollar savings card cialis purchasing cialis 5 mg para diabeticos cialis preise schweiz what is cialis cialis reviews venta cialis en espaa only now cialis for sale in us cialis therapie
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر