تبلیغات
Open links in secondary window

moisrex.r98.ir

مشاوره و برنامه ریزی کنکور 97 - آفتاب ایران - مطالب بهترین مشاوره های روانشناسی

مشاوره و برنامه ریزی کنکور 97 - آفتاب ایران

مشاوره کنکور تجربی 97- برنامه ریزی کنکور97 - چگونه پزشکی قبول شویم؟ __ مشاوره ی تلفنی کنکور

شنبه 21 مرداد 1396

عزت نفس چیست؛ چرا باید عزت نفس داشته باشیم؟
امتیاز مطلب: ٩٧%
97

آیا تا به حال برای‌تان پیش آمده که انجام کاری را بلد باشید ولی جرات انجام یا بیان آن را نداشته باشید؟ یا پس از آنکه مرتکب اشتباهی شدید، مدام خود را سرزنش کرده باشید و از آن اشتباه، شرمنده باشید؟ شاید در جمع و در میان دیگران، جرات بروز و بیان خود را نداشته‌اید، چون همیشه فکر می‌کردید به اندازه‌ی دیگران خوب نیستید. ولی باید بدانیم که همه‌ی ما انسان‌های ارزشمندی هستیم و استعدادها و توانایی‌های زیادی داریم. فقط باید خودمان را باور کنیم و تلاش کنیم، شناخت بهتری از توانایی‌های‌مان داشته باشیم و مهم‌تر از همه، خودمان را دوست داشته باشیم. شاید بتوان گفت، عزت نفس مهم‌ترین مسئله در زندگی هر فرد است و عامل تعیین‌کننده‌ی موفقیت یا شکست او در مراحل مختلف زندگی است. در اینجا خواهیم که عزت نفس چیست و راه‌های افزایش آن را بیان می‌کنیم.


مقاله مرتبط: ۷ راه برای افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس

عزت نفس چیست؟

افکار و احساساتی که بیشتر مردم در مورد خودشان دارند، تا حدی بسته به تجربیات روزانه‌شان در نوسان است. نمره‌ای که در یک امتحان کسب می‌کنید، رفتاری که دوستان‌تان با شما دارند و نشیب و فرازهای رابطه‌ای رمانتیک، همگی می‌توانند بر احساسی که نسبت به خود دارید، تاثیری موقتی بگذارند. البته عزت نفس چیزی اساسی‌تر از نشیب و فرازهای معمولی ناشی از تغییر شرایط است. در افرادی که عزت نفس بالایی دارند، نشیب و فرازهای معمولی زندگی می‌تواند منتهی به نوسان‌هایی زودگذر در حسی شود که نسبت به خود دارند، ولی این نوسان‌ها بسیار محدود هستند. ولی در مقابل، در افرادی که عزت نفس ضعیفی دارند، این فراز و فرودها تاثیر چشمگیری بر نگرش آنها در مورد خود می‌گذارد.

عزت نفس ضعیف و عزت نفس سالم

عزت نفس برآیند تصورات ذهنی شما از خودتان است - عزت نفس چیست

قبل از اینکه ببینیم واقعا عزت نفس چیست، باید بگوییم افرادی که عزت نفس ضعیفی دارند، اغلب در تعیین احساسی که در مورد خود دارند، بر آنچه در زمان حال انجام می‌دهند، تکیه می‌کنند. آنها برای خنثی کردن احساسات و افکار منفی‌ای که همواره آنها را آزار می‌دهد، به تجربه‌های بیرونی مثبت (مانند تحسین دوستان) نیاز دارند. حتی در صورت وجود این تجربه‌ها نیز، معمولا احساس خوب ایجاد شده (مثلا در نتیجه‌ی یک نمره‌ی خوب یا تحسین دیگران) زودگذر است.

عزت نفس سالم، با توانایی ما در ارزیابی درست خود و پذیرش آنچه هستیم، به دست می‌آید. این یعنی، توانایی پذیرفتن توانایی‌ها و ضعف‌هایی که داریم (و همه دارند) و در عین حال، پذیرفتنِ اینکه ما فردی شایسته و ارزشمند هستیم.


مقاله مرتبط: فیلم آموزشی : ۳ روش برای افزایش اعتماد به نفس

عزت نفس از کجا می‌آید؟

عزت نفس حاصل تجربیات مختلف ما در مراحل اولیه‌ی زندگی است - عزت نفس چیست

برای پاسخ به این سوال که عزت نفس چیست، باید دید این مفهوم دقیقا از کجا می‌آید. در حقیقت عزت نفس، در طول زندگی و در حالی که ما تصویری از خودمان شکل می‌دهیم و در نتیجه‌ی تجربیاتی که با افراد و کارهای مختلف کسب می‌کنیم، تکامل می‌یابد. تجربه‌های دوران کودکی، نقش ویژه و مهمی در شکل دادن به عزت نفس ایفا می‌کنند. وقتی در حال رشد بودیم، موفقیت‌ها، شکست‌ها و اینکه چگونه خانواده، معلمان، مربیان، مقامات مذهبی و همسالان‌مان با ما رفتار می‌کردند، همگی در ایجاد عزت نفس در ما، نقش داشته‌اند.

تجربه‌های دوران کودکی‌ای که می‌تواند منتهی به ایجاد عزت نفسی سالم شود، شامل موارد زیر است:

  • حرف‌های ما شنیده شود؛
  • با احترام با ما صحبت شود؛
  • توجه و محبت کافی را دریافت کنیم؛
  • به دستاوردهای ما اهمیت داده شود و به اشتباهات یا شکست‌های‌‌مان، اعتراف کنیم و آنها را بپذیریم.

تجربه‌های دوران کودکی‌ای که می‌تواند موجب کاهش عزت نفس شود، شامل موارد زیر است:

  • به شدت مورد انتقاد قرار بگیریم؛
  • به شکل فیزیکی، جنسی یا احساسی، مورد سوء‌استفاده قرار بگیریم؛
  • نادیده گرفته شویم، مورد تمسخر یا آزار و اذیت قرار بگیریم؛
  • دیگران از ما انتظار داشته باشند همیشه کامل و بی‌نقص باشیم. افرادی که عزت نفس پایینی دارند، اغلب این پیام را از والدین، معلمان، همسالان یا سایرین دریافت می‌کنند که تجربه‌های ناموفق (مانند شکست در یک بازی، کسب نمره‌ای پایین و غیره) ناکامی و شکست کل شخصیت و وجود آنها بوده است.

«صدای درونی» شما چه می‌گوید؟

ندای درونی‌تان چه می‌گوید - عزت نفس چیست

تجربه‌های گذشته، حتی چیزهایی که معمولا به آنها فکر نمی‌کنیم، همچنان زندگی روزمره‌ی ما را به صورت یک «صدای درونی»، تحت تاثیر قرار می‌دهند. با وجود اینکه بیشتر مردم، این صدا را مانند صداهای بیرونی نمی‌شوند، ولی این صدا نیز مشابه همان صداهای بیرونی عمل می‌کند و به طور مداوم، پیام‌های دوران کودکی را برای ما تکرار می‌کند.

در افرادی که عزت نفس سالمی دارند، پیام‌های صدای درونی، معمولا پیام‌هایی است که از پذیرش و اطمینان‌بخشی می‌گویند ولی در افرادی با عزت نفس پایین، صدای درونی به انتقادی خشن تبدیل می‌شود که فرد را به دلیل اشتباهاتش سرزنش می‌کند و دستاوردهای او را بی‌ارزش می‌داند.


مقاله مرتبط: چطور بر هجوم افکار ناخوشایند غلبه کنیم؟

سه چهره‌ی عزت نفس پایین

عزت نفس پایین - عزت نفس چیست

عزت نفس پایین، همیشه به راحتی قابل تشخیص نیست. در اینجا ۳ چهره‌ی مختلفِ رایج را که معمولا در افراد دارای عزت نفس پایین مشاهده می‌شود، بیان می‌کنیم:

۱. وانمودگرا: شاد و موفق عمل می‌کند ولی از شکست، وحشت دارد. همیشه با این ترس زندگی می‌کند که چهره و شخصیت واقعی‌اش برای دیگران بَرملا شود. برای حفظ ماسکِ عزت نفس بالا، به موفقیت‌های پی‌درپی نیاز دارد که می‌تواند به مشکلاتی مانند کمال‌گرایی، تعلل و تنبلی و تحلیل رفتنِ نیروی جسمی و ذهنی منجر شود.

۲. عصیانگر: طوری رفتار می‌کند که انگار عقاید یا تمایلات دیگران (به ویژه افرادی که مهم یا قدرتمند هستند) اهمیتی ندارد. همیشه با خشم از اینکه احساس خوبی ندارد، زندگی می‌کند. همواره باید ثابت کند که قضاوت و انتقاد دیگران به او لطمه‌ای نمی‌زند و این مسئله می‌تواند منجر به مشکلاتی مانندِ سرزنش کردنِ بیش از حد دیگران، زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات یا مخالفت کردن با قدرت شود.

۳. قربانی: در کنار آمدن با جهان، درمانده و ناتوان است و منتظر کسی است که او را نجات دهد. از ترحم به خود یا بی‌تفاوتی، به عنوان سپری در برابرِ ترس از پذیرفتنِ مسئولیت تغییر زندگی خود استفاده می‌کند. به طور مداوم برای راهنمایی به دیگران توجه می‌کند و این مسئله می‌تواند منجر به بروزِ مشکلاتی مانند نداشتن جرات و جسارت (unassertiveness)، کم‌آموزی (underachievement) و اتکای بیش از حد به دیگران، در روابط شود.

پیامدهای عزت نفس پایین

عزت نفس پایین می‌تواند باعث بیماری‌هایی مثل افسردگی شود - عزت نفس چیست

عزت نفس پایین، پیامدهای ویرانگری دارد و می‌تواند:

  • موجب اضطراب، استرس، تنهایی و افزایش احتمال ابتلا به افسردگی شود؛
  • موجب بروزِ مشکلاتی در دوستی‌ها یا روابط عاشقانه شود؛
  • عملکرد تحصیلی یا شغلی را به شکل جدی، مختل کند؛
  • موجب افزایش آسیب‌پذیری در برابرِ مواد مخدر و الکل شود.

بدتر از همه اینکه، خود این پیامدهای منفی، می‌توانند تصویر منفی شکل گرفته از خود را تقویت کنند و فرد را به روندی نزولی از کاهش عزت نفس و رفتارهایی غیرسازنده یا حتی بسیار خودتخریب‌گر بکشانند.


مقاله مرتبط: ۶ اخلاق سمّی که آدم‌ها را از شما می‌راند

۳ گام برای افزایش عزت نفس

تغییر، الزاما به سرعت یا به سادگی رخ نمی‌دهد ولی امکان‌پذیر است. زیرا شما ناتوان نیستید. زمانی که بپذیرید یا دست‌کم مشتاق پذیرش این احتمال شوید که می‌توانید تغییر کنید، با برداشتنِ ۳ گام زیر، می‌توانید احساس بهتری نسبت به خود داشته باشید:

گام اول: منتقد درونی را پس بزنید

صداهای منفی توی سرتان را نادیده بگیرید - عزت نفس چیست

نخستین گامِ مهم برای بهبود عزت نفس، به چالش کشیدن پیام‌های منفی‌ای است که از سوی صدای درونی منتقدتان دریافت می‌کنید. در زیر چند مثال معمول از انتقادهای درونی و راهبردهایی برای پس زدن آن صداهای انتقادی را بیان می‌کنیم.

  • انتقادهای درونی خشن و غیرمنصفانه: «دیگران گفتند سخنرانی من را دوست داشتند، ولی این سخنرانی حتی به چیزی که باید می‌بود هم نزدیک نبود. نمی‌توانم باور کنم که هیچ کس متوجه قسمت‌های زیادی که خراب کردم نشد. من آدم دغل‌بازی هستم.» اذعان به توانایی‌ها: «وای آنها واقعا سخنرانی من را دوست داشتند! درست است که سخنرانی‌ام بی عیب و نقص نبود، ولی من بر روی آن سخت کار کردم و کارم را درست انجام دادم و به خودم افتخار می‌کنم»
  • صدای درونی‌ای که به شکلی غیرواقعی، همه چیز را به هم ربط می‌دهد: «من در این امتحان نمره‌ی خوبی نگرفتم. من هیچ چیزی را در این کلاس نمی‌فهمم. من آدم احمقی هستم. چه کسی را گول می‌زنم؟ اصلا نباید در این کلاس شرکت می‌کردم. من خنگ هستم و اصلا نباید وارد دانشگاه می‌شدم.» موردی و جزئی به مسائل نگاه کنید: «من در این امتحان عملکرد ضعیفی داشتم ولی تمام تکالیفم را درست انجام دادم. در این کلاس، بعضی چیزها را به اندازه‌ای که تصور می‌کردم متوجه نمی‌شوم ولی الان می‌دانم چطور باید برای امتحان بعدی آماده شوم و بر روی چه چیزهایی کار کنم. من در درس‌های سخت دیگر، عملکرد خوبی داشته‌ام و مطمئنم که می‌توانم در این درس هم موفق شوم.»
  • منتقد درونی‌ای که نتایجی غیرمنطقی می‌گیرد: «او اخم کرده و چیزی نمی‌گوید، ولی می‌دانم این رفتارش یعنی من را دوست ندارد!» افکار غیر منطقی را به چالش بکشید: «درست است که اخم کرده ولی من نمی‌دانم دلیلش چیست. ممکن است هیچ ربطی به من نداشته باشد. شاید بهتر باشد از خودش بپرسم.»
  • صدای درونی‌ای که از هر چیزی مصیبت می‌سازد: «او درخواستم برای ملاقات را قبول نکرد! من خیلی خجالت کشیدم و تحقیر شدم. هیچ کس من را دوست ندارد یا به من اهمیت نمی‌دهد. من هیچوقت نمی‌توانم ازدواج کنم و همیشه تنها می‌مانم.» بی‌طرفانه به مسئله نگاه کنید: «وای این ناراحت‌کننده است. بسیار خُب، او نمی‌خواهد با من بیرون برود ولی این موضوع به این معنی نیست که هیچ کس دیگری هم دوست ندارد با من بیرون برود. من می‌دانم که آدم خوبی هستم و مطمئنم در آینده کسی را پیدا می‌کنم که به همان اندازه‌ای که او را دوست دارم، او نیز به من علاقه‌مند باشد.»

گام دوم: دلسوزی برای خود را تمرین کنید

عزت نفس یعنی بلد باشید برای خودتان هم دل بسوزانید - عزت نفس چیست

پس زدنِ صدای درونیِ منتقد، گام نخست و مرحله‌ی مهمی است ولی کافی نیست. دلسوزی برای خود، یعنی به همان اندازه‌ای برای خود دلسوزی کنید که برای دیگران دلسوزی می‌کنید. احتمالا اگر یکی از دوستان‌تان روزهای سختی داشته باشد، شما بیشتر به او توجه می‌کنید و از او حمایت می‌کنید. شما نیز سزاوار همین رفتار هستید! وقتی در شرایط دشواری قرار دارید، به جای تمرکز بر ارزیابی خودتان، حقیقت را بپذیرید و سعی کنید که به ویژه در این زمان‌ها، توجه بیشتری به خودتان بکنید. برای مثال:

  • وقتی تمام آنچه که از خود انتظار داشته‌اید را انجام نداده‌اید، خودتان را ببخشید. وقتی کارها آن‌طور که انتظار داشتید انجام نمی‌شود، با خودتان مهربان باشید و از خودتان انتقاد نکنید. اگر به این کار عادت نداشته باشید، انجام آن می‌تواند برای شما بسیار مشکل باشد، ولی پذیرفتن اینکه چنین تجربیاتی اجتناب‌ناپذیر هستند، می‌تواند به شما کمک کند.
  • انسان بودن خود را بپذیرید. ما انسان هستیم و همه‌ی ما گاهی اشتباه می‌کنیم و گاهی تحت تاثیر عوامل بیرونی‌ای قرار می‌گیریم که کنترلی بر آنها نداریم. پذیرفتن اینکه انسان هستیم کمک می‌کند تا ارتباط بهتری با دیگران داشته باشیم و احساس نکنیم که باید این نوع تجربه‌ها را به تنهایی تحمل کنیم. پذیرفتن اینکه اشتباه کردن، بخش جدایی‌ناپذیری از انسان بودن است، به ماکمک می‌کند تا با خودمان و دیگران مهربان‌تر باشیم.
  • از احساسات‌تان آگاهی داشته باشید. اگر در مورد شرایطی احساس ناراحتی می‌کنید، سعی کنید این احساس را در وجود خود متعادل کنید، یعنی آن را سرکوب نکنید یا کاملا در آن احساس غرق نشوید. در زمانِ تمرین کردنِ آگاهی از احساسات‌تان، سعی کنید به دلیل داشتن احساسات منفی، خودتان را قضاوت نکنید. در نظر گرفتنِ این مسئله که احساسات می‌آیند و می‌روند و در نهایت تمام می‌شوند، می‌تواند به شما کمک کند تا مغلوبِ احساسات خود نشوید.

مقاله مرتبط: چطور با خودتان مهربان‌تر باشید؛ ۱۷ نکته طلایی

گام سوم: از دیگران کمک بخواهید

کمک خواستن از دیگران نشانه‌ی کمبود عزت نفس نیست - عزت نفس چیست

در بیشتر موارد، کمک گرفتن از دیگران، مهم‌ترین گامی است که فرد می‌تواند برای بهبود عزت نفس خود بردارد، ولی در عین حال می‌تواند دشوارترین گام نیز باشد. افرادی که عزت نفس پایینی دارند، اغلب از دیگران کمک نمی‌خواهند، زیرا حس می‌کنند شایستگی آن را ندارند. ولی دیگران می‌توانند به فرد کمک کنند تا با پیام‌های انتقادی‌ای که از تجربه‌های منفی گذشته سرچشمه می‌گیرند، مقابله کند. می‌توانیم برای دریافت کمک، به افراد زیر مراجعه کنیم:

  • برای حمایت، از دوستان‌تان کمک بخواهید. از دوستان‌تان بخواهید به شما بگویند که چه ویژگی‌ای را در شما دوست دارند یا فکر می‌کنند که چه کاری را خوب انجام می‌دهید. از کسی که به شما اهمیت می‌دهد بخواهید که فقط برای مدت کوتاهی به شما گوش بدهد تا خود را خالی کنید و در این مدت، سعی نکند ایرادهای شما را اصلاح کند. از او بخواهید شما را در آغوش بگیرد. از کسی که شما را دوست دارد بخواهید که علاقه‌اش به شما را، به طور مرتب به شما بیان کند.
  • از معلمان و سایر یاری‌دهندگان کمک بگیرید. در صورت لزوم، برای کمک گرفتن در کلاس‌ها به استادان، مشاوران یا معلمان خصوصی مراجعه کنید. به یاد داشته باشید که آنها برای کمک به شما آنجا هستند. اگر در زمینه‌ی خاصی اعتماد به نفس ندارید، در کلاس‌های مربوط به آن شرکت کنید یا فعالیت‌های جدیدی را برای افزایش حس شایستگی و لیاقت در خود انجام دهید. برای مثال، در کلاس ریاضی شرکت کنید، به باشگاه بروید، در دوره‌های آموزش شنا شرکت کنید و غیره.
  • به یک درمانگر یا مشاور مراجعه کنید. گاهی عزت نفس پایین، به اندازه‌ای مشکل‌ساز است یا غلبه بر آن تا حدی دشوار است که به کمک‌های حرفه‌ای یک درمانگر یا مشاور نیاز داریم. صحبت کردن با مشاور، راه خوبی برای کاوش در این احساسات و افزایش عزت نفس شماست.

برگرفته از: cmhc.utexas.edu

برچسب‌ها:

  • نظرات() 
  • شنبه 21 مرداد 1396

    چطور بر ترس‌هایمان غلبه کنیم؟
    امتیاز مطلب: ٩٣%
    93

    برای همه‌ی ما پیش آمده که گاهی از چیزی بترسیم. ترسیدن اتفاقا معقول است زیرا باعث می‌شود از موقعیت‌هایی که ممکن است آسیب‌رسان باشند دوری کنیم. ما معمولا می‌توانیم وضعیت را بررسی و در صورت وجود خطر، برای مقابله با آن اقدام کنیم. اما گاهی ترس‌هایمان، زندگی‌مان را دچار اختلال می‌کنند و به مانعی بر سر راه ما تبدیل می‌شوند. این مسئله موجب سرخوردگی است زیرا می‌دانیم ترس‌های‌مان واقعی نیستند، اما با این وجود زندگی ما را مختل می‌کنند. در ادامه به بیان روش‌هایی برای غلبه بر این ترس‌های «غیرواقعی» می‌پردازیم.

    leaving-your-fears-insecurities-behind

    گام اول

    گام اول این است که دقیقا مشخص کنید از چه می‌ترسید. در این باره باید خیلی دقیق باشد. مثلا بیان «از مردم می‌ترسم.» کافی نیست. از چه جور آدم‌هایی می‌ترسید؟ مرد؟ زن؟ افرادی که از آنها خوشتان نمی‌آید؟ افرادی که از آنها خوشتان می‌آید؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند مفید باشد: «در چه موقعیت‌هایی از مردم می‌ترسم؟» هنگامی که در جمع بزرگی هستم؟ یا در جمع‌های کوچک و خصوصی؟
    دقیقا از چه می‌ترسید؟

    روشن کردن اینکه دقیقا از چه می‌ترسید، به دو دلیل مهم است. اول اینکه باعث می‌شود شما دست به کارهایی بزنید که واقعا شما را آزار نمی‌دهند اما شما به دلایلی از آنها خودداری می‌کرده‌اید. زیرا شما از همه‌ی فعالیت‌های مرتبط با موقعیت ترسناک، مانند عامل واقعی ترس‌تان وحشت داشته‌اید و خود را از لذت ناشی از انجام آن فعالیت‌ها محروم کرده‌اید. دوم اینکه، این کار کمک می‌کند که روی مسئله‌ی اصلی تمرکز کنید، و نه مسائل حاشیه‌ای. هنگام مشخص کردن دلیل ترس‌تان، پرسیدن این سؤال سودمند است: «من واقعا از چه می‌ترسم؟» مثلا اگر فکر می‌کنید که از زن‌ها می‌ترسید، از خود بپرسید «من از چه چیز‌ِ زن‌ها می‌ترسم؟ آیا حرف‌های آنها مرا می‌ترساند؟ اگر پاسخ مثبت است، کدام حرف‌های آنها؟» اگر به طور دقیق مشخص شود از چه می‌ترسید، صحبت کردن درباره‌ی آن با دیگران، مثلا با یک دوست نزدیک، آسان‌تر است. صحبت کردن درباره‌ی موقعیتی که باعث ترس شماست، موجب می‌شود آن موقعیت کمتر ترسناک به نظر برسد.

    گام دوم

    به خودتان چه می‌گویید؟

    گام دوم برای غلبه بر ترس‌های‌مان، این است که بدانیم به خودمان چه می‌گوییم که باعث ترس ما می‌شود. بسیاری از ما متوجه نمی‌شویم ولی ما واقعا با خودمان حرف می‌زنیم. بیشتر این صحبت‌ها در سکوت رخ می‌دهد و ممکن است یکی از راه‌هایی باشد که باعث ترس ما می‌شود. مثلا اگر شما نگران این باشید که در آزمون قبول نمی‌شوید، به خود چه می‌گویید؟ آیا چنین خواهید گفت: «اگر قبول نشوم، همه‌ی تلاش‌های دوره‌ی تحصیل‌ام به باد می‌رود؟» آیا پیش‌بینی می‌کنید که پدر و مادرتان عصبانی شوند؟ مراقب آنچه به خودتان می‌گویید باشید. با تمرکز بر نتایج ناخوشایندِ عدم قبولی، شما باعث وحشت خودتان می‌شوید و این بر عملکرد شما تأثیر منفی می‌گذارد. اغلب مواقع وقتی از چیزی می‌ترسیم به خودمان تلقین می‌کنیم که اتفاق بدی خواهد افتاد. ما به طور ناخودآگاه، ذهن و جسم‌مان را دچار اضطراب ناشی از انتظار وقوع فاجعه‌ای تخیلی می‌کنیم. برای کاهش ترس‌، به خودتان جملات مثبت بگویید، مثلِ «شکست خوردن، قطعا خوشایند نیست، اما پایان دنیا هم نیست» یا «نمره‌ی من در این آزمون ربطی به ارزش من به عنوان یک انسان ندارد، پس من سعی‌ام را می‌کنم و منتظر نتیجه می‌مانم.»

    گام سوم

    بدترین حالت را تجسم کنید.

    گام سوم برای مقابله با ترس، اغراق کردن در مورد اتفاقات ناگواری است که از وقوع آنها می‌ترسید. با اینکه احتمالا متوجه نیستید، این اتفاقات ناگوار اغراق‌آمیز، بر ترس شما تأثیر می‌گذارند. مثلا اگر از تلفن زدن به فرد موردعلاقه‌تان برای ایجاد ارتباط و شناخت بیشتر می‌ترسید، اینطور تصور کنید: «اگر تماس بگیرم، قبول‌ام نمی‌کند یا اسباب خنده‌ی دیگران می‌شوم، و تا ۳ ماه افسرده خواهم بود. همه می‌فهمند که یک بازنده‌ام و من را به حساب نخواهند آورد.» در واقع تصور کردن چنین نتایجی می‌تواند جالب هم باشد. این کار خلاقیت شما را هم تقویت می‌کند. پس از اینکه مدتی را به افکار فاجعه‌بار اختصاص دادید، متوجه می‌شوید دنیا به آن بدی‌ای هم که تصور کرده‌اید نیست. می‌فهمید که دنیا به آخر نمی‌رسد اگر آن تماس تلفنی را بگیرید و اوضاع به دلخواه شما پیش نرود، حتی ممکن است نتیجه‌ای بهتر از آنچه می‌خواستید بگیرید. تا زمانی که تلفن نکنید، هیچ چیز مشخص نمی‌شود.

    گام چهارم

    مثبت‌اندیشی

    در گام چهارم باید تخیل‌تان را برای مثبت‌اندیشی بیشتر به کار بگیرید. ابتدا خود را به روشی که در ادامه می‌آید آرام کنید: نفس عمیقی بکشید و همزمان عضلات خود را سفت کنید. سپس در حالیکه عضلات‌تان را شل می‌کنید به آرامی در بازدم هوا را بیرون بدهید. این کار را چندین بار تکرار کنید و هر بار سعی کنید به آرامش بیشتری برسید. پس از اینکه به آرامش رسیدید، تصور کنید که به موقعیت ترسناک نزدیک می‌شوید. تصور کنید کمی ترسیده‌اید اما دست از پیش‌روی نمی‌کشید، با کنش‌های ناشی از ترس‌تان روبه‌رو می‌شوید و با آنها کنار می‌آیید. خلق یک تصویر ذهنی و تجربه‌ی این حس که با موقعیت به شکلی موفقیت‌آمیز کنار می‌آیید در حالیکه هنوز کمی می‌ترسید، اهمیت زیادی دارد. مثلا اگر می‌ترسید بقیه‌ی پول خود را از صندوقدار درخواست کنید، خود را درحال انجام این کار تصور کنید در حالیکه کمی ترسیده‌اید. سعی کنید تصویر خوبی خلق کنید. مجسم کنید هیچ یک از موقعیت‌های ناخوشایندی که شما را می‌ترسانند وجود ندارند. روش دیگر این است که تصور کنید با موفقیت این موقعیت را پشت سر گذاشته‌اید و سپس چگونگی این کار را مرور کنید. شاید از خلاقیتی که در مواجهه با این موقعیت به خرج داده‌اید به شکلی دلپذیر غافلگیر شوید. در حالیکه از مواجهه‌ی حرفه‌ای خود با موقعیتی که موجب ترس شما بوده است لذت می‌برید، به خودتان مطمئن‌تر می‌شوید و ترس‌تان کمتر می‌شود. پس از انجام چندین‌باره‌ی این تمرین‌ها و هنگامی که احساس کردید ترس‌تان در حال کاهش است، برای گام آخر آماده هستید.

    گام پنجم

    با ترس‌تان رو به رو شوید!

    در گام آخر شما باید در دنیای واقعی با موقعیت، فرد یا چیزی که از آن می‌ترسید رو به ‌رو شوید. این به معنای تغییر هیجانی و ناگهانی همه‌ی رفتارهای‌تان نیست. شما می‌توانید روند تغییر رفتارتان را به چند مرحله‌ تقسیم کنید. مثلا اگر از ابراز نظر در کلاس می‌ترسید، می‌توانید با پرسیدن سؤال از استادتان پس از پایان کلاس شروع کنید. پس از اینکه چند بار این کار را انجام دادید، می‌توانید در طی کلاس سؤال بپرسید. این روند را با ابراز نظر پس از پایان کلاس ادامه دهید. سرانجام شما به حدی قوی می‌شوید که می‌توانید نظرتان را در طی کلاس بیان کنید. در روشی مشابه شما باید زمان‌ متفاوتی را به مقاطع مختلف اختصاص دهید. اگر صحبت با جنس مخالف شما را به وحشت می‌اندازد، با یک «سلام» ساده شروع کنید، سپس سؤالی بپرسید و در ادامه می‌توانید علاقه‌مندی‌ها و افکارتان را با او در میان بگذارید.
    همزمان با یادگیری و تمرین غلبه بر ترس‌، مراقب حرف‌هایی که به خود می‌زنید و غلوهایی که با آنها خود را می‌ترسانید، باشید. فرآیند مقابله‌ی تدریجی با موقعیت‌های ترسناک به صرف زمان و تعهد شما نیازمند است. یک روش خوب، نوشتن ۸ تا ۱۰ مورد ترس‌های شماست به ترتیبی که به بزرگ‌ترین ترس‌تان ختم بشود. غلبه بر هر مورد (یا گام) به ترتیب و تا رسیدن به هدف نهایی، اضطراب بیشتری به همراه دارد. تمرینات آرامش‌بخش و تجسم مثبت را در هر گام به کار بگیرید. پیش از آنکه در گام فعلی احساس آرامش کنید به سراغ گام بعدی نروید. پیش از شروع هر گام نفس عمیق بکشید و عضلات خود را منقبض و منبسط کنید. تا زمانیکه بتوانید در عین تصور قرار گرفتن در موقعیت ترسناک، آرامش خود را حفظ کنید، این تمرین را ادامه بدهید. به تدریج به سراغ گام‌های دشوارتر بروید، شما تمرین می‌کنید تا با وجود احساس ترس، فلج‌ نشوید. شما در می‌یابید که بروز همه‌ی آن نتایج وحشتناکی که انتظارشان را می‌کشیدید، قطعی نیست و حتی ممکن است نتایج خوشایندی هم به بار بیاید.

    چکیده

    غلبه بر ترس

    پیش از مرور مطالب بالا، باید حواستان به این ۲ باورِ غلط باشد که «شما در اغلب موارد می‌توانید با انتخاب آگاهانه بر ترس‌تان غلبه کنید» که باور درستی نیست. فکر و تلاش زیادی لازم است تا بتوان واکنش‌های قدیمی نسبت به موقعیت‌ها را تغییر داد. و باور غلط دوم این که «شما حتما باید پیش از اقدام، بر ترس‌تان غلبه کنید.» در حالیکه معمولا باید پیش از غلبه‌ی کامل بر ترس، کارتان را با همان ترس اندک پیش ببرید.
    اکنون گام‌های پنج‌گانه را مرور می‌کنیم:
    می‌توانید یک یا چند گام را همزمان به کار ببرید.
    ۱. مشخص کنید چه چیز عامل ترس شماست. پرسش‌هایی مانند «چه چیز درباره‌ی آن مرا می‌ترساند؟» مفید هستند.
    ۲. از آنچه به خود می‌گویید آگاه باشید. چه چیزهایی به خود می‌گویید که باعث ترس شما می‌شوند؟
    ۳. در مورد نتایج ناخوشایند غلو کنید. با این کار متوجه می‌شوید احتمالا تا کنون هم بدون اینکه آگاه باشید در حال غلو کردن بودید و عامل ترس‌تان اغراق‌آمیز است.
    ۴. خود را تصور کنید که با اینکه ترسیده‌اید واکنش قابل قبولی نسبت به موقعیت دارید.
    ۵. با انجام کارهایی که به عوامل ترس شما نزدیک هستند، به تدریج خود را در موقعیت‌هایی که از آنها می‌ترسید قرار دهید.
    توصیه‌ی پایانی این است که صحبت با دوستی صمیمی درباره‌ی ترس‌های‌تان سودمند است. گاهی ترس‌ها پس از صحبت با یک فرد قابل اعتماد به طرز شگف‌انگیزی از بین می‌روند. اگر می‌خواهید با کسی به جز دوستان یا آشنایان صحبت کنید می‌توانید به مشاور مراجعه کنید.

    برگرفته از: counseling.ufl.edu

    برچسب‌ها:

  • نظرات() 
  • شنبه 21 مرداد 1396

    چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؛ راه‌هایی که شما را به هدف می‌رساند
    امتیاز مطلب: ٩٧%
    97

    انگیزه مجموعه‌ای از خیلی چیزهاست. شاید نوعی ترس، شاید هم نوعی میل شدید باشد. هر چیزی که یک موجود زنده را وادار به حرکت کند، نامش را می‌توانید انگیزه بگذارید. اما انگیزه اولین عنصر تشکیل‌دهنده‌ی رفتار در ما آدم‌هاست، وقتی می‌پرسیم فلان شخص چرا فلان کار را انجام داد؟ دنبال انگیزه‌ی او از رفتارش هستیم. انگیزه وادارمان می‌کند کاری را که واقعا دوست داریم انجام دهیم یا به هدفی که واقعا داریم برسیم، انگار کسی توی سرمان روی یک صندلی ننویی شیک نشسته است پایش را روی پایش انداخته، مقتدرانه تاب می‌خورد و هی می‌گوید: «فکر می‌کنم می‌تونی..»، « حتما هنوز می‌تونی…»، « مطمئنم انجامش میدی…» اما این مهم است که بفهمیم چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم و به هدف برسیم.

    در این نوشته می‌خواهیم درباره‌ی سه گام مهمِ تمرکز، رشد اعتماد به نفس و ثابت قدم بودن که در ایجاد انگیزه مؤثر هستند، با شما صحبت کنیم. همراه ما باشید تا ببینیم چگونه باید در خودمان انگیزه ایجاد کنیم.


    مقاله مرتبط: چطور برای رسیدن به هدف با انگیزه بمانیم؟

    گام اول: متمرکز باشید

    ۱. موقعی که ترسیده‌اید، فکر نکنید

    چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم

    به این مورد کاملا توجه کنید! همه‌ی ما می‌دانیم که افکار منفی بد هستند؛ اما اغلب اوقات حواس‌مان نیست که داریم به آنها پروبال می‌دهیم. همیشه فکرمان مشغول چیزهایی است که نمی‌خواهیم، این جمله برای‌تان آشنا نیست؟! بله اتفاقا این بدترین چیزی است که همیشه هم اتفاق می‌افتد؛ دقیقا روی چیزی متمرکزیم که نمی‌خواهیم. البته این مسأله کاملا طبیعی است! اما ذهن ما از کجا باید بداند که ما به چیزی فکر می‌کنیم که نمی‌خواهیمش؟ پس باز هم به کار خودش ادامه می‌دهد و همان‌ها را به سمت خود می‌کشد؛ حتی اگر نخواهیم‌شان! از طرفی کدام‌تان کسی را می‌شناسید که برای چیزی که نمی‌خواهد تلاش کند؟ وقتی چیزی را نمی‌خواهید آیا برای رسیدن به آن تصمیم می‌گیرید؟! در نهایت تمام اینها دست به دست هم می‌دهد تا شما هیچ کاری نکنید.

    پس ترس به چند دلیل مضر است؛ اول اینکه شما را بی‌انگیزه می‌کند، هدف منفی چیزی نیست که شما برایش تلاش کنید. نکته‌ی بعدی این است که افکار منفی که از ترس می‌آیند، خسته‌کننده و طاقت‌فرسا هستند. «ترس» انرژی شما را کم می‌کند و در حالت نگرانی مداوم نگه‌تان می‌دارد و وقتی خسته و نگران باشید، بی‌انگیزه می‌شوید.

    ۲. هدف خود را مشخص کنید و برایش برنامه بریزید

    چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم

    برنامه ریزی یکی از اصول فراموش‌نشدنی کار است. خوب فرض می‌کنیم که شما افکار مثبتی دارید. اما همان‌طور که گفتیم چون ذهن‌مان تشخیص نمی‌دهد ما مثبت فکر می‌کنیم یا منفی و فقط کلمات و احساسات مربوط به آنها را دریافت می‌کند، باید بدانیم چگونه و درباره‌ی به چه موضوعاتی فکر کنیم. مثلا به جای آنکه فکر کنید «نمی‌خوام دربه‌در و فقیر باشم»، «نمی‌خوام تمام عمرم موجود بیچاره‌ای باشم» باید فکر کنید «می‌خوام امنیت مالی داشته باشم». ساده است؛ چون اولی پر از کلمات منفی است و دومی یک کلمه‌ی مثبت و مهم دارد. چه عالی! خوب حالا چه برنامه‌ای برای رسیدن به امنیت مالی دارید؟

    البته این فقط یک مثال بود. نکته‌ی مهم این است که برای این هدف یا هر هدف دیگری باید چند نمونه برنامه‌ی کارامد داشته باشید. می‌دانم این یکی از سخت‌ترین کارهای دنیاست اما برای رسیدن به هدف‌تان باید بین تمام موارد هماهنگی ایجاد کنید و انجام‌شان دهید. اکر واقعا این هدف مد نظر شماست، باید اول ببینید دقیقا چه می‌خواهید و چه برنامه‌ای برای تحققش دارید، اگر واقعا بخواهید راهش را هم پیدا می‌کنید. مگر اینکه نخواهید هدفی داشته باشید که از آن انگیزه‌ای به وجود بیاید. من که فکر نمی‌کنم این را بخواهید!

    ۳. یک هدف داشته باشید

    چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم

    شلوغش نکنید! به قول قدیمی‌ها پله‌ها را یکی‌یکی بالا بروید. اگر یک لیست بلندبالا از اهداف‌ داشته باشید، تنها اتفاقی که می‌افتد این است: استرس می‌گیرید، بی‌خیال همه‌شان می‌شوید، دچار رفتار اجتنابی می‌شوید و رسیدن به هدف را به بعد موکول می‌کنید. اما اگر قدم به قدم و یکی یکی به اهداف‌تان فکر کنید شدنی‌تر خواهند بود. می‌توانید روی یکی تمرکز کنید، به آن برسید و سراغ بعدی بروید. سود خود را کم کنید اما مطمئن باشید سوخت و سوزی در کار نخواهد بود.

    اگر نتوانید روی یک هدف خاص تمرکز کنید، نمی‌توانید روی خودتان متمرکز شوید پس انگیزه‌ای در کار نخواهد بود. اهداف‌تان را به اهداف کوچک‌تر و کوتاه‌مدت تقسیم کنید تا امکان رسیدن به آنها بیشتر شود. سعی کنید یک برنامه بریزید و کم‌کم به هدف‌تان نزدیک شوید.

    ۴. خودتان را سرگرم کنید

    چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم

    ممکن است شما خیلی وقت‌ها کارهایی انجام داده باشید و از انجام آنها ناراضی باشید. اشکالی ندارد، گذشته دیگر گذشته است. لزومی ندارد مدام خودتان را شماتت کنید. دست از سر خودتان بردارید. اگر موفق شوید این کار را بکنید، می‌توانید تجربیات بدتان را هم مثل افکار منفی رها کنید. سعی کنید برای خودتان سرگرمی‌های تازه به‌وجود بیاورید و به همه چیز با دید منطقی نگاه کنید، آن‌ وقت چیزهای بد هم مثل بقیه‌ی چیزها می‌گذرند و آن‌قدرها آزارتان نمی‌دهند.

    خواستن توانستن است. از دویدن بدتان می‌آید؟ مشکلی نیست برای وزن کم کردن، کیک بوکسینگ را امتحان کنید؛ تازه هیجان‌انگیزتر هم هست. نویسنده‌ی بدی هستید؟ (این یکی را با خودم هستم) موضوع نوشتن‌تان را عوض کنید. نمی‌توانید با ذخیره کردن پول، ضریب امنیت مالی‌تان را بالا ببرید؟ نوع زندگی و محیط اطراف‌تان را تغییر دهید. اگر محیط اطراف‌ هر فرد آن‌قدر انعطاف‌پذیر است، پس انگیزه‌تان را هم می‌توانید تغییر دهید.

    ۵. درباره‌ی انگیزه‌تان مطالعه کنید

    شاید کمی احمقانه به نظر برسد! چطور می‌شود درباره‌ی انگیزه‌ و چیزی که در ذهن‌مان است، مطالعه کنیم؟ اما به هرحال این امر شدنی‌ است.

    یکی از راه‌های مطالعه درباره‌ی انگیزه‌تان، شنیدن داستان‌های موفقیت دیگران است که مغز شما را وادار به تفکر می‌کند. البته ممکن است فکر کنید مثلا خواندن داستان کسی که موفق شده است ۳۰ کیلو وزن کم کند، شما را مأیوس می‌کند و حس کنید آدم بی‌عرضه‌ای هستید که نتوانسته‌اید حتی ۵ کیلو وزن کم کنید؛ اما اگر حتی فرض کنیم این حرف‌تان درست باشد، باید احساسات منفی را از خودتان دور کنید و عزم‌تان را جزم کنید. می‌توانید حتی از همین افراد کمک بگیرید. اتفاقا همین‌طور داستان‌ها می‌تواند برای پیشرفت ترغیب‌تان کند و از بی‌تفاوتی نجات‌تان دهند. پس هم‌کلاسی‌های دوره‌ی دبیرستان‌تان را در فیس‌بوک بی‌خیال شوید و به انجام امور مفید بپردازید.

    ۶. به خودتان جایزه بدهید

    چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم

    بیایید صادق باشیم؛ اینکه سریع‌تر به نتیجه برسیم واقعا کافی نیست. سال‌ها طول می‌کشد تا از یک کسب‌وکار پول خوب به‌دست آورید. ماه‌ها طول می‌کشد تا به وزن دلخواه‌تان برسید و ممکن است خیلی طول بکشد تا واقعا به احساس خوشحالی در زندگی‌مان برسیم. اما چیزی که درباره‌اش حرف می‌زنیم، احساس رضایت و خشنودی فوری است. پس می‌توانیم این راهکار را استفاده کنیم: حالا که زندگی فورا چیزی را به ما نمی‌دهد تا خوشحال‌مان کند، پس خودمان به خودمان پاداش بدهیم.

    حتما نباید فقط وقتی به هدف بزرگی می‌رسید به خودتان پاداش بدهید (حواس‌تان باشد جایزه مبهوت‌تان نکند، در هر صورت باید تا آخرش بروید) نقاط هدف تعیین کنید و به هرکدام که رسیدید به خودتان جایزه بدهید. ۲ کیلو وزن کم کردید؟ عالیه! به خودتان یک جایزه بدهید، این به شما انگیزه می‌دهد چند کیلوی دیگر هم کم کنید. در امتحان بهترین رتبه را به‌دست آوردید؟ خیلی خوب است! خودتان را به یک شام عالی دعوت کنید. نیمه‌ی اول کتاب‌تان را تمام کرده‌اید؟ شگفت‌انگیز است! جایزه‌اش این است که بیرون بروید و خرید کنید.

    گام دوم: اعتماد به نفس‌تان را بالا ببرید

    ۱. نیمه‌ی پر لیوان را ببینید

    چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم

    مهم‌ترین چیزی که باید در این بخش به آن توجه کنید این است: بدانید چه چیزی ندارید و می‌خواهید به‌دستش بیاورید. واقع‌بین باشد و نواقص یا نداشته‌هایتان را بپذیرید. آن‌وقت است که می‌دانید چه می‌خواهید و می‌توانید به‌ آنها فکر کنید. قبول دارم که این می‌تواند آغاز یک موج منفی باشد، خب بالاخره یاد نداشته‌هایتان می‌افتید! منم همین‌طور هستم! ممکن است شروع کنید به دلسوزی کردن برای خودتان، بی‌علاقه شوید، انگیزه‌تان را از دست بدهید و دیگر سمت چیزی نروید. اما چاره‌ای نیست البته راه‌حلی دارد که الان می‌گویم؛ درباره‌ی چیزی که می‌خواهید فکر کنید، و فکر کنید برای چه چیزی واقعا از خدا ممنون هستید؟ اگر این‌طوری به همه‌چیز نگاه کنید دلسرد نمی‌شوید و بهتر دست‌گیرتان می‌شود چه چیزی برای‌تان مناسب‌تر است یا باید داشته باشیدش.

    ۱۰ مورد از داشته‌هایتان و آنچه که دارید و برای‌شان سپاسگزارید، لیست کنید. این کار را هر روز انجام دهید (تازه، هر چقدر بیشتر فکر کنید می‌فهمید چیزهای بیشتری دارید) روی آنچه که دارید تمرکز کنید، هرچیزی که ساخته‌اید و خودتان به‌دست آورده‌اید. همه‌ی اینها به افزایش اعتماد به نفس شما کمک ‌می‌کند. اگر نگرش‌تان مثبت باشد با خودتان می‌گویید «من می‌تونم انجامش بدم». اگر به دستاوردهای گذشته‌تان نگاه کنید می‌بینید که واقعا می‌توانید. بنابراین انگیزه پیدا می‌کنید و رسیدن به هدف‌تان آسان‌تر می‌شود.

    ۲. راهش را پیدا کنید

    چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم

    فرض کنیم شما می‌خواهید بازیگر شوید. عالیه‌! اما از کجا باید شروع کنید؟ نمی‌دانم می‌دانید یا نه، اما اولین چیزی که درباره‌ی «چطور به هدف رسیدن» به ذهن‌تان می‌رسد می‌تواند خیلی تهدیدآمیز باشد؛ چون ممکن است باعث شود کلاً انگیزه‌تان را از دست بدهید و دست از هدف‌تان بردارید! به همین سادگی رویاهایتان به یکباره با خاک یکسان می‌شود. در صورتی‌ که اگر بدانید چه مسیری را باید طی کنید، خیلی راحت‌تر می‌توانید یک پله بالاتر بپرید.

    هرچه منبع دم دست‌تان است، بررسی کنید. حالا که تکنولوژی در اختیار همه هست باید جهان زیر انگشتان‌تان باشد. به این ترتیب دیگر بهانه‌ای ندارید. از دوستان‌تان و آشنایان‌تان بپرسید، حتی می‌توانید از هرکسی که این راه را قبلا رفته، کمک بگیرید. اگر از تمام چیزی که می‌خواهید تا شما را به هدف‌تان برساند سر در بیاورید، می‌توانید به اندازه‌ی یک متخصص به خودتان مطمئن باشید. «دانش» ذهن شما را آرام می‌کند و نگرانی را از شما دور می‌کند. اگر بدانید مسیرتان چیست و چگونه باید آن را طی کنید، افکار منفی دور می‌شوند، اعتماد به نفس‌تان بالا می‌رود و نگرشی تازه پیدا خواهید کرد.

    ۳. دور و ورتان را از چیزهای مثبت پُر کنید

    چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم

    جهان پر از چیزهایی است که ساز مخالف می‌زنند. ممکن است بلافاصله بعد از اینکه از ذهن‌تان بگذرد: «فردا یه نفس راحت می‌کشم»، یک نفر پیدا شود و سر ۵۰ هزار تومان شرط ببندد که نمی‌توانید! پس بهتر است از چنین افرادی فاصله بگیرید. این افراد عموما اشخاص بیچاره‌ و درمانده‌ای هستند که سزاوار توجه نیستند. قبول دارم که این افراد ممکن است گاهی البته خیلی، خیلی، خیلی کم بتوانند مفید باشند. حالا به شما می‌گویم چطور؟! اگر فرضاً آن‌قدر تنها باشید که اجازه بدهید چنین فردی کنارتان بماند او سعی می‌کند شما را هم در آتش یأس یا حسادت خودش بسوزاند و چون فکر می‌کند شما نمی‌توانید او را رها کنید، به کارش ادامه می‌دهد. مقاومت او باعث می‌شود شما بخواهید توانایی‌تان را به طرف ثابت کنید. این میزان آدرنالین شما را بالا می‌برد و عزم و اراده‌ای که شما لازم دارید را به شما می‌دهد. و در هر صورت، خودتان را به خودتان و او ثابت می‌کنید. حالا می‌توانید حتی از او متشکر هم باشید. او سبب خیر شده است و ناخواسته به شما انگیزه داد و کمک‌تان کرد! دوستش داشته باشید!

    ۴. از کم شروع کنید

    چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم

    هیچ راهی برای اینکه هدفی مثل «معروف شدن» یا «۳۰ کیلو وزن کم کردن» یا حتی «مهارت در ساز زدن» به راحتی اتفاق بیفتد، وجود ندارد. قبول دارم که مثال‌های اغراق‌آمیزی زدم، اما می‌خواهم شما را متوجه چیزی کنم: داشتن هدفی که امکان تحققش کم است، فقط شما را متوقف می‌کند.

    به جای معروف شدن، از دست دادن وزن زیاد و یادگرفتن یک ساز سخت، کمی کوتاه بیایید مثلا یک کانال موفق در یوتیوب برای خودتان بسازید. ۵ کیلو وزن کم کنید و برای شروع فقط یاد بگیرید یک آهنگ با هر سازی که دوست دارید بنوازید. همه‌ی این کارها در جهت همان اهداف بزرگ شما هستند اما فرق‌شان این است که شدنی‌تر هستند.

    اگر لیستی از اهداف یا کارها دارید به نفع‌تان است که از کوچک‌ترین‌شان شروع کنید وقتی آن را به نتیجه برسانید، انگیزه‌ی لازم برای کار بعدی خود به خود ایجاد شده است. دستاورد واقعی مثل این می‌ماند که نصف راه را رفته باشید.

    ۵. تجسم کنید

    چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم

    هر روز چند دقیقه بنشینید و تجسم کنید که هدف‌تان را به‌دست آورده‌اید. تمام مراحل را تجسم کنید؛ اهداف‌تان، نحوه‌ی انجام دادن‌شان، دستیابی به آنها و هر چیز خوب دیگری که به آنها مربوط است. حسی که دارید شبیه چیست؟ بعد از چند دقیقه بلند شوید. چه حسی دارید؟

    از تمام حواس‌تان کمک بگیرید. چه مزه‌ای و چه بویی حس می‌کنید؟ چه صدایی می‌شنوید؟ چه چیزهایی می‌بینید؟ چه چیز زندگی را بعد از رسیدن به هدف‌تان دوست دارید؟ کدام صفت‌ها برای توصیف این زندگی مناسب هستند؟ کار کردن روی کدام موارد و جزئیات، هدف‌تان را شفاف‌تر و دست‌یافتنی‌تر می‌کند؟ کجا هستید؟ در چه مرحله‌ای؟ چه می‌کنید؟ چه لباسی تن‌تان است؟ چطور به نظر می‌رسید؟ چه کسی کنارتان است؟ تمام اینها را تصور کنید و در ذهن‌تان لمس‌شان کنید. حالا چه حسی دارید؟ انگیزه یعنی همین!

    گام سوم: به راه‌تان ادامه بدهید

    ۱. هیجان‌تان را حفظ کنید

    چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم

    خیلی وقت‌ها قبل از اینکه به چیزی برسیم، جذابیت خودش را از دست می‌دهد. حتی اگر روی هدفی کار کردید و برایش وقت و انرژی گذاشتید، باز هم این ریسک وجود دارد که خیلی زود خسته شوید. پس نباید بگذارید چنین اتفاقی بیفتد. در همه‌حال باید به اندازه‌‌ی کافی برای هدف‌تان جذابیت ایجاد کنید.

    با توجه به توانایی‌هایتان، مفاهیم تازه‌ای از اهداف‌تان را تجربه کنید. اگر هدف‌تان وزن کم کردن است، یک عادت غذایی سالم تازه انتخاب کنید و اگر می‌خواهید پول بیشتری به‌دست آورید، سعی کنید به دنبال یک استراتژی کسب‌وکار جدید و یک سیستم بودجه‌ی متفاوت باشید.

    اطراف‌تان را از تصاویری که دوست دارید، پرکنید. اگر تصاویر جذابی از اهداف‌تان جلوی چشم‌تان باشد، انگیزه‌تان بالا می‌‌رود. تصویر پس‌زمینه‌ی لپ‌تاپ‌تان را همان چیزی که دوست دارید بگذارید تا به شما انگیزه بدهد. برای خودتان این‌طرف و آن‌طرف در جاهای غیرمنتظره یادداشت‌های کوچک بگذارید. به خودتان یادآوری کنید «آره من انجامش میدم.. من به‌دستش میارم». این تمام چیزی است که قطعا هیجان‌زده‌تان می‌کند.

    ۲. مدام طرح خود را اصلاح کنید

    شما برای شروع یک هدف دارید و می‌دانید چگونه به آن برسید. اما وقتی اجرای طرح‌تان را آغاز می‌کنید کمی که جلوتر بروید، ممکن است به مواردی برسید که عملا بی‌فایده هستند یا حداقل ارزش وقت گذاشتن ندارند. می‌توانید همین وقت را برای تجزیه و تحلیل بگذارید و طرحی ارائه کنید که با سرعت بیشتری جلو برود.

    لیستی از تمام فعالیت‌هایی که باید انجام دهید، تهیه کنید. ببینید کدام‌شان در حال حاضر بازده‌ی بالاتری دارند؟ کدام‌یک واقعا مهم هستند و نمی‌توان حذف‌شان کرد؟ وقتی مشخص شد بهترین‌ها کدام هستند و کدام‌ها خیلی مهم نیستند، تمرکز، وقت و انرژی‌تان را روی کارهای سودمند‌تر می‌گذارید به این ترتیب وقت‌تان هدر نمی‌رود و بازده‌ی بیشتری هم خواهید داشت. حالا به جای اینکه استرس بگیرید، همه‌چیز تحت کنترل‌تان است و انگیزه دارید که ادامه بدهید.

    ۳. جلوی چشم باشید

    صبح دوشنبه است و تصمیم گرفته‌اید قهوه خوردن را ترک کنید. فکر بدی نیست! شما ساعت ۷:۳۰ این تصمیم را می‌گیرید و باید ساعت ۹ هم در دفترتان برای یک جلسه‌ی کاری حاضر شوید. قبل از جلسه، آبدارچی برای همه قهوه‌ی گرم و خوشمزه می‌آورد. اما کسی نمی‌داند که شما در حال ترک کافئین هستید. باید چه کار کنید؟ به همه‌ی همکاران‌تان بگویید!

    اینکه به همه اعلام کنید: «آهای! من میخوام این کار رو انجام بدم»، باعث می‌شود به خاطر حفظ آبرو و غرور خودتان هم که شده، خودتان را ملزم به انجام تصمیم‌تان کنید. امیدوارم همیشه طوری رفتار نکرده باشید و چیزی فراتر از خودتان، برای دیگران نساخته باشید که شکست خوردن خیلی برای‌تان سخت‌تر شود. از طرفی اگر همکاران‌تان بدانند که قهوه را ترک کرده‌اید، حتما لیوان‌تان را جایی پنهان خواهند کرد؛ در هر صورت این هم یک نوع کمک است!

    حتما شما هم زمان زیادی را با اینترنت می‌گذرانید و در فضای مجازی بیشتر با مردم ارتباط دارید تا در زندگی واقعی! ناراحت‌کننده است اما متأسفانه اکثر ما همین‌طور هستیم! تصمیمات‌تان را در فضای مجازی اعلام کنید شاید این بار شما الهام‌بخش شخص دیگری باشید و انگیزه ایجاد کنید.

    ۴. از کاه، کوه نسازید

    چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم

    تا به‌حال چند بار به این جمله برخورده‌اید: «اجازه ندهید موانع شما را زمین بزنند»؟ موانع وجود دارند و نمی‌توان از آنها فرار کرد! حتی موفق‌ترین افراد هم به موانع زیادی برخورد کرده‌اند. چون موفقیت بدون موانع بی‌مفهوم است؛ آنها حتما از موانع بیشتری هم عبور کرده‌اند. ادیسون کم شکست خورد؟! به یاد بیاورید او ۱۰۰۰۰ راه پیدا کرد که هیچ کدام‌شان جواب نداد!

    آسان‌ترین راه عقب‌نشینی و پاک کردن صورت مسئله است. خوب نمی‌توانید! زور که نیست! فقط یادتان باشد، وقتی عقب‌نشینی می‌کنید، اعتراف کرده‌اید که نمی‌توانید. پس ۱۵ دقیقه به خودتان زمان بدهید و از کارکردن فاصله بگیرید. فردا هم روز خداست. شکست امروز هیچ ربطی به فردا ندارد، فردا روز دیگری است با تلاش‌ها و امیدها و انگیزه‌های دیگر.

    ۵. دوستان همفکرتان را برای حمایت از خودتان مطلع کنید

    چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم

    باید اعتراف کنم کارهای کمی در این دنیا وجود دارد که آدم بتواند به تنهایی از پس آنها برآید. اگر از کسانی‌ که واقعا درک‌تان می‌کنند کمک بگیرید، بار بزرگی از روی دوش‌تان برداشته می‌شود.

    به این نکته توجه کنید روی خودتان کار کنید و این سپر دفاعی «کمک نگرفتن از دیگران» را کنار بگذارید. باور کنید این نه نشانه‌ی ضعف شماست، نه نشانه‌ی حماقت‌تان. کمک دادن یا کمک گرفتن عین انسانیت است! یک گروه حمایت‌کننده‌ی درجه‌ی یک برای خودتان دست و پا کنید، کم‌ترین کمک‌شان این است که به شما انرژی خوبی می‌دهند. وقتی احساس کنید شکست خورده‌اید، نمی‌گذارند به قهقرا بروید، با منابعی که در اختیار دارند و با ایده‌هایشان یاری‌تان خواهند کرد و البته انگیزه‌ی لازم را پیش روی‌تان قرار می‌دهند. دوستان خوب، گروه‌های آنلاین و خلاصه یک شبکه‌ی انگیزشی مؤثر برای خودتان تشکیل دهید.

    ۶. نمودار پیشرفت خود را ترسیم کنید

    انسان‌ها به طور طبیعی تمایل به عینی کردن همه‌چیز دارند. می‌دانید چند نفر از هنر انتزاعی متنفرند؟ فهمیدنش احتمالا باید سخت باشد! پس اگر شما در این مسیر بهترین هستید، به‌دست آوردن همه‌چیز خیلی ممکن‌تر به نظر می‌رسد. به راه‌تان ادامه‌ دهید! می‌توانید بنشینید و ببینید چگونه این کار بزرگ را انجام می‌دهید. خوب دیگر چه می‌خواهید؟ این هم انگیزه!

    یک دفترچه مخصوص این موضوع داشته باشید. وظایف و کارهایی را که باید هر روز انجام دهید (یا کارهایی که باید تکمیل شوند)، یادداشت کنید و مدام خودتان را چک کنید تا اگر به اهداف میانی یا اهداف کوچک‌تر رسیدید قابل تشخیص باشند و هرجا می‌روید دفترچه‌تان همراه‌تان باشد؛ این خودش نوعی یادآوری انگیزه است!

    زندگی کوتاه است. امروز را آن‌طور که هست درک کنید و کارهایی را که می‌خواهید، انجام دهید. بجنبید و تنبلی نکنید! فردا هم کارهای دیگری برای انجام دادن وجود دارد.

    برگرفته از: wikihow

  • نظرات() 
  • شنبه 21 مرداد 1396

    ۱۲ تمرین خودشناسی که موفقیت را تضمین می‌کند
    امتیاز مطلب: ٩٤%
    94

    یک ضرب‌المثل آفریقایی می‌گوید: «در صورتی که دشمن درونی وجود نداشته باشد، دشمنان بیرونی نمی‌توانند به شما آسیب برسانند.»
    خودشناسی یکی از مهم‌ترین مهارت‌های موفقیت است. رفتار شما و واکنشی که در برابر محرک‌های بیرونی از خود نشان می‌دهید، با فرایندهای ذهنی درونی‌تان کنترل می‌شود. خودشناسی تمام الگوهای فکری مخرب و عادت‌های ناسالم را آشکار و آنها را اصلاح می‌کند. با تقویت این مهارت، می‌توانید در زندگی تصمیمات بهتری بگیرید و در موقعیت‌های گوناگون، واکنش‌های رفتاری عاقلانه‌تری نشان دهید.
    برای تقویت مهارت خودشناسی تمرین‌های متعددی وجود دارد که ۱۲ مورد از آنها، در این مطلب گنجانده شده است.


    مقاله مرتبط: خودآگاهی چیست و چگونه می‌توانیم به آن برسیم؟

    ۱. از خودتان بپرسید: چرا؟

    تمرین خودشناسی - از خود بپرسید چرا؟

    قبل از آنکه تصمیمی بگیرید، از خود بپرسید «چرا؟». پس از آنکه به آن پاسخ دادید، دو بار دیگر نیز این فرایند را تکرار کنید. اگر سه دلیل خوب برای تصمیمی که گرفته‌اید یافتید، آن را اجرا کنید. در این صورت جزو افرادی هستید که در کارهای خود اعتماد به نفس دارند. خودشناسی یعنی اینکه بدانید انگیزه‌تان از انجام هر کاری چیست و بتوانید تعیین کنید که آیا اقدامات شما معقول و منطقی هستند یا نه.


    مقاله مرتبط: چگونه تصمیم بگیریم که بعدا پشیمان نشویم

    ۲. واژگان عاطفی بیشتری یاد بگیرید

    یک فیلسوف می‌گوید: «محدودیت زبانی دنیای افراد را محدود می‌کند.»
    احساسات فقط به دو حالت خوشحالی و ناراحتی محدود نمی‌شوند. احساسات می‌توانند واکنش‌های جسمی و رفتاری قدرتمندی ایجاد کنند که پیچیده‌تر از این دو حالت هستند. بیان کردن احساسات در قالب کلمات، اثر درمانی بر مغز دارد. اگر قادر به بیان احساسات خود نباشید، به راحتی ممکن است دچار استرس شوید. برخی از منابع و سایت‌ها هستند که فهرست خوبی از واژگان احساسی و عاطفی را ارائه می‌کنند. سعی کنید هر روز یک واژه‌ی جدید بیاموزید.


    مقاله مرتبط: ۹ عبارتی که افراد باهوش هرگز در مکالمه‌ها به‌کار نمی‌برند

    ۳. «نه» گفتن به خودتان را تمرین کنید

    تمرین خودشناسی - نه گفتن به خود را تمرین کنید

    یکی از مهارت‌های مهم در زندگی این است که به خاطر دستاوردهای طولانی‌مدت و پایدار، بتوانید در برابر خوشی‌های زودگذر مقاومت کنید و به خودتان نه بگویید. این کار درست مانند ورزش دادن عضلات، با تمرین تقویت می‌شود. هر چه بیشتر «نه گفتن» در مورد لذت‌های روزانه‌ی کوچک را تمرین کنید، بهتر می‌توانید در برابر وسوسه‌های بزرگ ایستادگی کنید.
    رسانه‌های اجتماعی، محیط‌های مجازی، تماشای برنامه‌های یوتیوب و نظایر آنها، تفریحاتی هستند که مدام فرد را وسوسه می‌کنند و اجازه نمی‌دهند به موقع به فعالیت‌هایش بپردازد. البته منظور این نیست که استفاده از این امکانات بد است، فقط باید مدت زمان پرداختن به آنها را در روز محدود کرد. هر روز سعی کنید پنج تا از این موارد را محدود کنید.


    مقاله مرتبط: ۱۱ راهکاری که قدرت نه گفتن را در شما تقویت می‌کند

    ۴. از واکنش ناخودآگاه پرهیز کنید

    افرادی که مهارت خودشناسی را در خود تقویت نمی‌کنند، نمی‌توانند در موقعیت‌های گوناگون رفتار عاقلانه‌ای داشته باشند. آنها به سرعت از کوره در می‌روند و واکنش‌های آنی و عجولانه‌ای از خود نشان می‌دهند.
    در شرایط تنش‌زا سعی کنید قبل از هر اقدامی یک نفس عمیق بکشید. این کار به ویژه در هنگام خشم و سرخوردگی بسیار اهمیت دارد. این کار به شما فرصتی می‌دهد تا با ارزیابی شرایط ببینید که آیا واکنش شما بهترین پاسخ ممکن هست یا خیر.

    ۵. به عیب و نقص‌های خود توجه کنید

    هیچ‌کس کامل و بی‌نقص نیست. اگر معایب خود را بدانید اما مسئولیت آنها را قبول نکنید، هیچ فایده‌ای به حال شما ندارد. همه‌ی ما به خوبی از دیگران انتقاد می‌کنیم، اما نقص‌های خود را نمی‌بینیم. خودشناسی به ما کمک می‌کند تا عیب‌های خود را ببینیم و کمتر از دیگران انتقاد کنیم.
    پس از آنکه عیب‌هایتان را تشخیص دادید، می‌توانید در رفع آنها بکوشید. عادت کنید تا به جای عذر و بهانه تراشیدن، اشتباهات خود را بپذیرید.


    مقاله مرتبط: مثبت‌اندیش‌ها چگونه انرژی منفی را از خود دور می‌کنند؟

    ۶. مراقب حرف‌هایی که با خود می‌زنید باشید

    حتما برای‌تان پیش آمده که گاهی با خودتان صحبت کنید. این‌طور نیست که همیشه افکاری که به ذهن ما خطور می‌کنند، مفید باشند. مراقب باشید، زیرا کوچک‌ترین کلمات منفی می‌تواند سبب استرس و افسردگی‌تان شود.
    به بازخوردی که در برابر موفقیت‌ها یا شکست‌های خود دارید دقت کنید. آیا معتقدید که موفقیت‌های شما فقط از سر شانس بوده‌اند؟ آیا پس از هر شکست به شدت خود را سرزنش می‌کنید؟ واکنش‌های شما در برابر موفقیت‌ها و شکست‌ها، بازخوردهای مثبت و منفی را در ذهن‌تان شکل می‌دهند. نسبت به خودتان با رحم و شفقت رفتار کنید. پیروزی‌های خود را جشن بگیرید و اشتباهات‌تان را ببخشید.


    مقاله مرتبط: چگونه افکار مثبت داشته باشیم؟

    ۷. زبان بدن خود را بهتر درک کنید

    تمرین خودشناسی - زبان بدن خود را درک کنید

    برای اینکه زبان بدن خود را بهتر بشناسید، می‌توانید از خودتان فیلم بگیرید و بعد آن را تماشا کنید. این کار می‌تواند به شما اعتماد به نفس ببخشد.
    هنگام تماشای فیلمی که از خود ضبط کرده‌اید، به طرز راه رفتن، صحبت کردن و حرکات دست خود دقت کنید. اگر بر حسب عادت هنگام راه رفتن کمی خم می‌شوید و آهسته و نامفهوم سخن می‌گویید، بدانید که این عادات می‌توانند سطح کورتیزول بدن را افزایش دهند و سبب کاهش اعتماد به‌ نفس شوند. در حالی‌که راست ایستادن، محکم راه رفتن و با صدای رسا صحبت کردن می‌تواند سبب ترشح هورمون تستوسترون شود و عملکرد شما را بهبود بخشد. استفاده از حرکات دست نیز می‌تواند به تبیین افکار شما کمک کند و بر واکنشی که مردم نسبت به شما نشان می‌دهند تأثیر بگذارد.
    ویدئوهای سخنرانان بزرگ را تماشا کنید و ببینید که در هنگام سخنرانی از چه شیوه‌هایی استفاده می‌کنند. سعی کنید حرکات دست‌ها و زبان بدن آنها را ارزیابی و این مهارت‌ها را در خود تقویت کنید.


    مقاله مرتبط: ۱۵ اشتباه زبان بدن که افراد موفق مرتکب نمی‌شوند

    ۸. به عقایدی که با دیدگاه شما متفاوت هستند توجه کنید

    گوش دادن به نظرات و عقاید مخالف، می‌تواند شما را وادار کند تا بارها در مورد باورهای پیش‌فرض خود سؤال کنید. این‌طور نیست که همه‌ی باورها و عقاید پیش‌فرض شما و یا همه‌ی دیدگاه‌های جهانی درست و منطقی باشند. با خود بحث کنید و ببینید به کدام‌یک از باورهای خود پایبند هستید و کدام یک از آنها را می‌توانید رد کنید.

    ۹. نوع شخصیت خود را بشناسید

    اگر نوع شخصیت خود را بشناسید، می‌توانید به راحتی نقاط قوت خود را بهبود ببخشید و نقاط ضعف خود را مدیریت کنید. با درک نقاط قوت و استعدادهای خود می‌توانید به موفقیت‌های بیشتری دست یابید. نقاط قوت همان مهارت‌ها و دانش هستند که در طول زندگی آنها را کسب می‌کنید، در حالی‌که استعدادها ذاتی هستند و در نهاد شما قرار دارند.
    آزمون‌هایی برای تعیین نوع شخصیت وجود دارد که می‌توانید با استفاده از آنها خود را تجزیه و تحلیل کنید. برای شروع تعیین کنید که در دسته‌ی افراد برونگرا قرار می‌گیرید یا درونگرا. سپس نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها (تحلیل SWOT) را در قالب یک جدول دسته‌بندی کنید. نقاط قوت و ضعف جزو عوامل درونی و فرصت‌ها و تهدیدها (موانع سر راه) جزو عوامل محیطی هستند.


    مقاله مرتبط: کدام نوع شخصیت‌‌ها در کارشان موفق نیستند؟

    ۱۰. خودارزیابی و تفکر عمیق را تمرین کنید

    مراحل پیشرفت خود را پیگیری کنید. از ۱ تا ۱۰ به خودتان امتیاز دهید و ببینید تا چه حد در تمرین خودشناسی پیشرفت کرده‌اید. هر بار که از کاری پشیمان شده‌اید، هر بار که عادت غلطی را تکرار کرده‌اید، تعداد تصمیماتی که بدون فکر گرفته‌اید و مواقعی را که افکارتان نامنظم بوده است یادداشت و خود را ارزیابی کنید.
    برای خود اهدافی را تعریف کنید. اهداف بزرگ را به هدف‌های کوچک‌تر تقسیم‌بندی کنید. در پایان هر روز از خود بپرسید: امروز چه کارهایی را به خوبی انجام دادم؟ چه کاری می‌توانم می‌توانم انجام دهم تا فردا بهتر از امروز عمل کنم؟

    ۱۱. به دنبال پیشنهادات و انتقادهای سازنده باشید

    همه‌ی ما در رفتار و افکار خود نقص‌هایی داریم که بهتر است آنها را برطرف کنیم. دیدگاه تک‌بعدی داشتن (یا به اصطلاح خود را گول زدن) سبب می‌شود تا نتوانیم آن‌طور که باید پیشرفت کنیم. از پیشنهادات و انتقادهای سازنده‌ی اطرافیان خود استقبال کنید؛ اما فراموش نکنید که این کار را فقط از کسانی بخواهید که صاحب‌نظر باشند. افرادی مانند مربیان، اساتید و کسانی که شما را درک می‌کنند بهترین گزینه برای این کار هستند. زیرا آنها چیزی را به شما خواهند گفت که نیاز دارید بشنوید، نه آنچه را که دل‌تان می‌خواهد بشنوید.


    مقاله مرتبط: این کارها را هر روز انجام دهید تا موفقیت خود را تضمین کنید

    ۱۲. زمانی را به مراقبه (مدیتیشن) اختصاص بدهید

    تمرین خودشناسی - مراقبه

    مراقبه یک تمرین اساسی و بنیادین برای خودشناسی است. وقتی بر شیوه‌ی نفس کشیدن خود تمرکز می‌کنید، از هر آنچه ذهن شما را سرگردان و حواس‌تان را پرت می‌کند، دور خواهید شد.
    برای مبتدیان، یک جلسه‌ی ۱۰ دقیقه‌ای کافی است. یک مکان ساکت و آرام برای نشستن بیابید، از طریق بینی نفس بکشید و از دهان خارج کنید. به آرامی و در سکوت تعداد نفس‌هایتان را بشمارید. خواهید دید که چگونه افکارتان متمرکز خواهد شد.

    برگرفته از: entrepreneur

    برچسب‌ها:

  • نظرات() 
  • شنبه 21 مرداد 1396

    مثبت اندیشی و موفقیت؛ چگونه نگرش خود را تغییر دهیم
    امتیاز مطلب: ٩٩%
    99

    درست مانند یک طراح داخلی که وضعیت داخلی ساختمان را طراحی و سازماندهی می‌کند نگرش شما نیز عملکردی مشابه دارد و به طراحی و سازماندهی ذهن‌تان می‌پردازد و آن را منعطف می‌کند. اهمیت نگرش در چیست؟ نگرش شما شامل درک شما از موفقیت (یا شکست) است و تأثیر بزرگی بر ادامه‌ی مسیرتان در زندگی و کار دارد، مهم‌ترین مسئله‌ای که باید بدانید این است که انتخابِ نوعِ نگرش‌تان با خودتان است. در این مقاله راه‌هایی را خواهید دید که با استفاده از آنها، می‌توانید نگرش خود را تغییر بدهید و با مثبت اندیشی و موفقیت به یک زندگی ایده‌آل برسید.

    ۱. مربی درونی خود را پیدا کنید

    افکاری که شما درباره خودتان، توانایی‌هایتان، دستاوردهای مالی‌تان (یا شکست‌های مالی‌‌تان) دارید و همچنین تصوری که در ذهن‌‌تان نسبت به توانایی‌تان برای رسیدن به موفقیت دارید، در نهایت در زندگی‌تان عملی خواهند شد. اعمال از افکار سرچشمه می‌گیرد. برای موفق بودن، افکارتان را با فکر و درایت انتخاب کنید. اگر نگرش شما غیرمولد است و احساس می‌کنید نیاز به تغییر الگوی منفیِ تفکر دارید، می‌توانید این تمرین را انجام بدهید: یک مربی داخلی برای خودتان تصور کنید که افکار ترس‌آور و ناامیدکننده‌ی شما را با افکاری که از ایمان و عقیده و قدرت درونی‌تان سرچشمه می‌گیرد، عوض می‌کند. برای این کار باید تمرکز خود را بر توانایی‌هایتان بگذارید تا بتوانید به اهداف‌تان دست یابید. شما باید یاد بگیرید که مربی خود باشید و خودتان را برای یک وضعیت ذهنی مثبت آماده کنید. این کار باعث می‌شود که از حرکت باز نایستید و به تلاش ادامه بدهید. با این معادله نگرش خود را ارزیابی کنید: نگرش=حرکت. این معادله بیان می‌کند که نگرش آن چیزی است که حرکت رو به جلو یا رو به عقب شما را تعیین می‌کند. بنابراین باتوجه به اینکه در زندگی‌تان چگونه حرکت می‌کنید، می‌توانید نگرش‌تان را ارزیابی کنید.


    مقاله مرتبط: ۹ نشانه‌‌ که می‌گویند شما آدم موفقی هستید، حتی اگر خودتان باور ندارید

    ۲. انگیزه‌های خود را پیدا کنید

    در جست‌وجوی چیزهایی باشید که به شما انگیزه‌ی تلاش و کوشش می‌دهد. فکر کنید که در گذشته چه چیزهایی به شما انگیزه داده است تا تغییری در زندگی‌تان ایجاد کنید و به دنبال اهداف‌تان بروید. اگر می‌خواهید انگیزه و اشتیاق خود را تقویت کنید، باید علت انجام کارهایتان را بدانید. آیا انگیزه‌ی کارهایتان دستیابی به سود مالی بوده است؟ یا می‌خواستید از خودتان محافظت کنید؟ آیا می‌خواستید کاری را انجام بدهید تا بتوانید وضیت فعلی خود را حفظ کنید؟ یا ترس و خشم دلیل انجام برخی کارهایتان بوده است؟ اگر انگیزه‌های روشنی داشته باشید می‌توانید سریعا نگرش خود را به سمت مثبت‌اندیشی تغییر دهید. زیرا زمانی که بتوانید به خودتان برای یک هدف انگیزه بدهید، نگرش شما از قدرت درونی‌تان سرچشمه می‌گیرد، که باعث می‌شود سریع‌تر در مسیرتان حرکت کنید، بشتر بخندید، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنید، که تمام اینها در نهایت موجب خواهد شد که موفقیت‌های بیشتری به دست آورید.


    مقاله مرتبط: پنج سوالی که به شما کمک می‌کنند هدف واقعی زندگی‌تان را کشف کنید

    ۳. برای خود الگوهای ذهنی انتخاب کنید

    مثبت اندیشی و موفقیت - الگوهای ذهنی برای خود ایجاد کنید

    الگوهایی برای خود انتخاب کنید که به تجسم اهداف‌تان کمک کند تا برای رسیدن به آنها، مهارت‌های خود را افزایش دهید. برای حفظ نگرش مثبت و مشتاقانه، الگوهایی برای موفقیت خلق کنید و مدام درباره‌ی آنها فکر کنید. هرچقدر عمیق‌تر به تحقق یک هدف باور داشته باشید، احتمال بیشتری برای محقق شدن آن وجود دارد. این نوع تمرین ذهنی، باعث مثبت‌اندیشی شما می‌شود و شما را به سمت دست‌یابی به موفقیت سوق می‌دهد. من معتقدم که شما به شکل طبیعی برای آنچه که تجسم می‌کنید، تلاش خواهید کرد.


    مقاله مرتبط: ۱۰ مهارت ضروری برای موفقیت در هر کاری

    ۴. اضطراب خود را مدیریت کنید

    مثبت اندیشی و موفقیت - اضطراب خود را مدیریت کنید

    زمانی که در کار خود با چالش مواجه می‌شوید، شاید احساس کنید که کنترل احساسات و افکار خود را از دست داده‌اید. برای اینکه خوش‌بین باقی بمانید، ذهن خود را نظم ببخشید تا از افکار بدبینانه خالی شود و از لغزش در سراشیبیِ سؤالِ «چه می‌شود اگر» نجات پیدا کنید. اضطراب در واقع ترس از آینده است. به خودتان یادآوری کنید که «چه می‌شود اگر» در حال حاضر رخ نداده است. این تنها یک تئوری است. پس بر آنچه که در حال حاضر می‌توانید کنترل کنید، تمرکز کنید. هر فکر دانه‌ای است که شما برای برنامه‌ریزی نوع نگرش و در نتیجه نوع رفتارتان، آن را می‌کارید. برای اینکه نگرش خوبی داشته باشید، یاد بگیرید که ذهن‌تان را بر راه‌حل‌ها متمرکز کنید نه بر مشکلات.


    مقاله مرتبط: اضطراب چیست؛ با نشانه‌های اضطراب و راه‌های درمان آن آشنا شوید

    ۵. احساس مثبت در دیگران ایجاد کنید

    مثبت اندیشی و موفقیت - احساس مثبت در دیگران ایجاد کنید

    برای رسیدن به اوج پتانسیل خود در صعود به قله‌ی موفقیت، باید مصمم و زیرک باشید ولی علاوه بر آن باید خوشحال هم باشید و از کارتان لذت ببرید. هرچقدر بیشتر به دیگران انرژی بدهید، به موفقیت‌های بیشتری دست می‌یابید. انرژی شخصی شما هم می‌تواند افراد را به شما جذب کند و هم می‌تواند آنان را دفع کند. وقتی که با هیجان و قدرت ظاهر می‌شوید، این احساس به افراد پیرامون شما هم انتقال می‌یابد و روحیه‌ی کاری را در آنها افزایش می‌دهد. اگر نگرش شما مردمی و همه‌گیر و هدفش رساندن زندگی به حد کمال باشد، پتانسیل نامحدودی پیدا می‌کنید. در واقع نگرش مثبت شما به دیگران انگیزه می‌دهد تا از تلاش‌تان برای رسیدن به سطح بالای موفقیت حمایت کنند.

    ۶. اشتیاق خود را نشان بدهید

    مشتاق موفقیت باشید. به این ترتیب یک شوق طبیعی در رفتار شما نمایان خواهد شد و به نظر خواهد آمد که نمی‌توانید برای دست به کار شدن و تبدیل اشتیاق‌تان به عمل صبر کنید. این شوق نماینده‌ی تمام احساسات شماست و زمانی که ۱۰۰ درصد متعهد به کارتان باشید، به عنوان موتور محرکه‌ی شما برای رسیدن به اهداف‌تان عمل می‌کند. تعهد کامل، شک و تردید را از بین می‌برد.


    مقاله مرتبط: چطور برای رسیدن به هدف با انگیزه بمانیم؟

    ۷. به دنبال معنای عمیق‌تری باشید

    انگیزه های معنوی نه تنها روح شما را پرورش می‌دهد، بلکه اگر بتوانید بین آنها با اهداف کاری خود ارتباط برقرار کنید، به این احساس خواهید رسید که با کارتان اهدافی که برای زندگی دارید، محقق خواهد شد. شغل شما جایی است که بتوانید در یک مقیاس بزرگ‌ بر دیگران تأثیر مثبت بگذارید. این نوع تفکر به هدفی که برایش کار می‌کنید، معنا می‌بخشد و شما را قادر خواهد کرد که ببینید چگونه هدف‌تان به زندگی دیگران کمک می‌کند. این موضوع به شما قدرت بیشتری برای انجام کارتان می‌دهد.

    ۸. کمی بی‌خیال باشید

    مثبت اندیشی و موفقیت - کمی بی‌خیال باشید

    هنگامی که در تلاش برای دست‌یابی به موفقیت هستید، به دنبال جنبه‌های مفرح و لذت‌بخش زندگی نیز باشید. این باعث می‌شود که استرس‌تان کاهش پیدا کند. هرچقدر کمتر استرس داشته باشید، انرژی مثبت بیشتری خواهید داشت که باعث تلاش سخت‌تر شما خواهد شد. بی‌خیال بودن مهارت بزرگی است که باعث می‌شود محیط کاری اطراف‌تان شادتر شود و به شخصیت شما کاریزما می‌بخشد (جذابیت شخصیتی) و در کسانی که با شما یا برای شما کار می‌کنند، اعتماد و علاقه به‌وجود می‌آورد.


    مقاله مرتبط: آیا برای موفقیت باید لذت زندگی کردن را فراموش کنیم؟

    ۹. فعالیت بدنی انجام دهید

    مثبت اندیشی و موفقیت - ورزش کنید

    یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای تغییر نگرش منفی، تغییر در وضعیت جسمی است. اگر استرس دارید، فعالیت بدنی خیلی سریع در شما آرامش ایجاد می‌کند. این کار کمک می‌کند تا فکرهای منفی را از سر خود بیرون کنید و انرژی خود را برای دیدن افکار مثبت جمع کنید. ورزش (یا هر نوع فعالیت بدنی) شما را به سمت یک وضعیت متعادل ذهنی سوق می‌دهد که به شما اجازه می‌دهد تا مثبت‌اندیشی خود را افزایش دهید. حرکت به صورت طبیعی باعث آزاد شدن استرس می‌شود که برای تعادل ذهنی و تداوم انگیزه بسیار ایده‌آل است. اگر نمی‌توانید در یک روز پر از استرس به باشگاه بروید، حداقل یک پیاده‌روی کوتاه (مثلا ۱۵ دقیقه) انجام بدهید.


    مقاله مرتبط: فواید ورزش برای سلامتی؛ چرا از همین امروز باید ورزش کردن را شروع کنیم؟

    ۱۰. بر خودتان مسلط شوید

    برای موفق شدن باید بر دو چیز تسلط داشته باشید. افکار و احساسات‌تان. اگر به طور ذاتی بدبین هستید، تصمیم بگیرید که آگاهانه مسئولیت انتخاب نگرش‌ خود را بر عهده بگیرید. مثبت‌اندیشی را در اخلاق و تعامل‌تان با دیگران در پیش بگیرید. زمانی‌که بتوانید بر دنیای درونی خود تسلط پیدا کنید، بر دنیای بیرونی خود نیز می‌توانید تسلط پیدا کنید. در دنیای کسب‌و‌کاری که هر شخص برای ساختن منابع، استعدادها، امور مالی، فناوری و غیره تلاش می‌کند، موفقیت یک شخص به دلیل مصمم بودن و انعطاف‌پذیری اوست. در کسب‌و‌کار، نگرش همه چیز است. اگر باور داشته باشید که می‌توانید موفق شوید، حتما خواهید توانست. نگرش شما درباره‌ی موفقیت، در واقع پیشگویی شماست. پس برنده بودن را انتخاب کنید.

    برگرفته از: entrepreneur

    برچسب‌ها:

  • نظرات() 
  • شنبه 21 مرداد 1396

    ۱۰ قدم برای بهبود مهارت‌های ارتباطی
    ا

    چه بخواهید گفت‌وگوهای بهتری در زندگی اجتماعی‌تان داشته باشید، یا قصد ارائه‌ی بهتر ایده‌های‌تان را در محل کارتان داشته باشید، یا بخواهید رابطه‌ی گرم‌تر و صمیمی‌تری با اعضای خانواده‌تان داشته باشید، وضعیت مشابه است. شما می‌خواهید با افراد دیگری ارتباط برقرار کنید. این کار به نظر خیلی ساده می‌آید: باید منظور واقعی‌تان را بیان کنید. اما اغلب، مخاطب‌تان چیزی بسیار متفاوت از آنچه شما می‌خواهید بگویید، برداشت می‌کند. شما یک‌ چیز می‌گویید، طرف مقابل چیز دیگری می‌شنود و در نهایت سوءتفاهم، سردرگمی و اختلاف به وجود می‌آید. خوشبختانه این موضوع دردی نیست که درمان نداشته باشد. مشکلات ارتباطی را می‌توان به راحتی با یادگیری مهارت‌هایی در این زمینه حل کرد. در حقیقت ارتباط مؤثر یکی از مهم‌ترین مهارت‌های زندگی است که می‌توانید بیاموزید. اما در عین حال یکی از مهارت‌هایی است که بسیاری از افراد تلاش زیادی برای کسب آن نمی‌کنند. در ادامه چند نکته‌ی اساسی برای بهبود مهارت‌های ارتباطی ارائه می‌شود که با به‌کارگیری آنها می‌توان روابطی همراه با احترام، اطمینان، احساس درک و تفاهم بنا نمود.


    مقاله مرتبط: چطور مهارت‌های گفتاری‌ و فن بیان‌مان را ارتقا دهیم؟

    ۱۰. مراقب زبان بدن‌تان باشید

    اهمیت زبان بدن در مهارت‌های ارتباطی

    شما به طرف مقابل‌تان می‌گویید که آماده‌ی صحبت کردن هستید، اما دست به سینه می‌ایستید. می‌گویید دارید به حرف‌های او گوش می‌کنید، اما سرتان را از موبایل‌تان بلند نمی‌کنید. اشارات غیر کلامی و نانوشته‌ی ما معمولا بیش از آنچه فکر می‌کنیم، احساس و افکار واقعی ما را آشکار می‌کنند. نحوه‌ی برقراری ارتباط چشمی با دیگران، نوع دست دادن و حتی طرز نشستن‌تان طی یک مصاحبه‌ی ویدئویی، همه جزئی از ارتباط هستند. فراموش نکنید که شما دائما در حال ارتباط برقرار کردن هستید، حتی وقتی که یک کلمه هم حرف نزنید. اگر می‌خواهید پیش از یک گفت‌وگوی مهم، اعتماد به نفس‌تان را افزایش دهید، یک ژست قدرت‌بخش را امتحان کنید. یا درک و تفسیر زبان بدن دیگران را یاد بگیرید تا بتوانید واکنش‌های مناسبی نشان دهید.


    مقاله مرتبط: ۲۳ ترفند زبان بدن که شما را دوست‌داشتنی می‌کند

    ۹. از به کار بردن کلمات و آواهای غیرضروری پرهیز کنید

    اهمیت فن بیان در مهارت‌های ارتباطی

    تکرار آواهایی مانند «اِممم» یا «اِاا» هیچ کمکی به ارتقای سطح گفت‌وگوهای روزانه یا سخن‌رانی‌های‌تان نمی‌کند. این آواهای اضافه را حذف کنید تا متقاعدکننده‌تر به نظر برسید و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید. یکی از راه‌های این کار این است که دقت کنید که چه زمان‌هایی در صحبت‌های‌تان از کلماتی مانند «اِممم» یا «مثلا» استفاده می‌کنید. هم‌چنین می‌توانید دست‌های‌تان را از جیب‌های‌تان دربیاورید یا فقط صبر کنید و پیش از شروع صحبت کمی مکث کنید. این سکوت‌های گاه‌به‌گاه بیش از دیگران، برای خودتان عجیب و مسخره به نظر می‌آید. مطمئن باشید.


    مقاله مرتبط: ۵ راه برای اینکه در صحبت‌ کردن تاثیرگذارتر باشیم

    ۸. برای گپ‌های معمولی و موقعیت‌های دیگر از قبل نمایش‌نامه‌ای در ذهن داشته باشید

    گپ زدن برای تقویت مهارت‌های ارتباطی

    گپ زدن یکی از هنرهایی است که افراد زیادی در آن مهارت ندارند. برای زمان‌هایی که در مواجهه با افرادی که به سختی آنها را می‌شناسید و سکوت‌های اجتناب‌ناپذیر و ناراحت‌کننده بین‌تان پیش می‌آید، داشتن یک نقشه‌ی ذهنی بسیار کمک‌کننده است. اینکه بدانید چطور سر صحبت را باز کنید یک هنر است، یعنی بتوانید موضوعاتی برای گپ زدن (خانواده، شغل، تفریح و سرگرمی، رویاها و آرزوها) پیدا کنید. هم‌چنین می‌توانید با اشتراک‌گذاری اطلاعاتی که می‌توانند برای پیدا کردن زمینه‌ی مشترک به شما و طرف مقابل‌تان کمک کنند، گپ زدن را به گفت‌وگو تبدیل کنید. گپ زدن در بلند مدت می‌تواند شما را به فردی خوشحال‌تر تبدیل کند.


    مقاله مرتبط: چطور سر صحبت را باز کنیم؟

    ۷. قصه بگویید

    قصه‌گویی برای تقویت مهارت‌های ارتباطی

    قصه‌ها بسیار قدرتمندند. آنها ذهن‌تان را فعال می‌کنند، از خراب شدن ارائه‌های شغلی جلوگیری می‌کنند، باعث می‌شوند متقاعدکننده‌تر به نظر برسیم، همچنین می‌توانند در موفق شدن در مصاحبه‌ها هم کمک‌کننده باشند. یاد بگیرید که چطور به یک قصه‌گوی افسانه‌ای تبدیل شوید. هم‌چنین می‌توانید از واژه‌ی «اما» بیشتر استفاده کنید تا داستان‌تان را سامان‌دهی کنید. هر کسی حداقل یک قصه خوب برای تعریف کردن در آستین دارد.

    ۶. سؤال بپرسید و حرف‌های طرف مقابل را تکرار کنید

    سوال پرسیدن برای تقویت مهارت‌های ارتباطی

    بیایید صادق باشیم… برای همه‌ی ما پیش آمده است که وقتی شخص دیگری حرف می‌زند، حواس‌مان پرت شده باشد یا صحبت‌های او را اشتباه شنیده باشیم. سؤال کردن و تکرار چند کلمه‌ی آخرِ طرف مقابل نشان می‌دهد که به آنچه او می‌گوید علاقه‌مندید و برای‌تان جالب است، همچنین شما را مجبور می‌کند که توجه و تمرکز داشته باشید و اگر در مورد نکته‌ای دچار سوءتفاهم شوید، به واضح شدن آن مطلب کمک می‌کند. برای نمونه: «پس درست متوجه شدم، می‌خواهید برای روز یک‌شنبه بلیت‌ بخرید؟»

    این کار همچنین برای گپ زدن و پر کردن سکوت‌های ناخوشایند نیز مناسب است. به جای اینکه سعی کنید گفت‌وگو را حول موضوعاتی اجباری مانند آب‌وهوا ادامه دهید، از طرف مقابل سؤال بپرسید و به پاسخ‌های او واکنش نشان دهید. مثلا: «برنامه‌تون برای تابستون چیه؟» یا «آخرین کتابی که خوندید چی بوده؟» شگفت‌زده شدن از شگفت‌انگیز بودن مهم‌تر است.


    مقاله مرتبط: چطور کاریزماتیک و باجذبه شویم؛ راهنمای کامل

    ۵. حواس‌پرت‌کن‌ها را کنار بگذارید

    کنار گذاشتن موبایل برای تقویت مهارت‌های ارتباطی

    هنگامی که کسی با شما حرف می‌زند یا قرار است که با او وقت بگذرانید، وَر رفتن با موبایل‌تان بسیار بی‌ادبانه است. شاید خلاص شدن از دست همه‌ی چیزهایی که حواس‌مان را پرت می‌کنند یا کنار گذاشتن تکنولوژی به طور کل، ممکن نباشد، اما همین که به خودمان زحمت بدهیم و سرمان را از روی گوشی یا تبلت‌مان بلند کنیم، به شدت روی ارتباطات‌مان با دیگران تاثیرگذار است.

    ۴. پیام‌تان را برای مخاطب‌تان متناسب کنید

    اختصاصی کردن پیام برای بهبود مهارت‌های ارتباطی

    افرادی که بهترین ارتباط‌ها را دارند، بسته به اینکه طرف مقابل‌شان کیست، صحبت‌های‌شان را تنظیم می‌کنند. شما احتمالا برای صحبت کردن با همکارها یا رئیس‌تان در مقایسه با هنگامی که با مخاطب خاص‌، فرزندان‌ یا بزرگتر‌های‌تان حرف می‌زنید، زبان و کلام متفاوتی در پیش می‌گیرید. هنگامی که سعی می‌کنید پیامی را به کسی منتقل کنید، همواره تلاش کنید که دیدگاه او را نیز مدنظر داشته باشید.

    ۳. مختصر و مفید باشید

    مختصر و مفید

    یک مخفف برای واژه‌ی «BRIEF» به معنای «مختصر» در زبان انگلیسی وجود دارد که از سرنام‌های کلمات زیر تشکیل شده است:

    Background: زمینه‌چینی

    Reason: دلیل

    Information: اطلاعات

    End: پایان

    Follow-up: پی‌گیری

    این مخفف برای این است که در هنگام ایمیل نوشتن به شما کمک کند تا همه‌ چیز را بیان کنید و در عین حال، مختصر و موجز باشید. این سیاست خوبی برای ارتباطات کلامی و نوشتاری است (همیشه می‌دانم به عنوان یک نویسنده، کارم این است که پیامم را به طور واضح بیان کنم و هر چه سریعتر این مقاله را هم تمام کنم. نگران نباشید، تنها دو مورد دیگر در این لیست باقی مانده است!).

    ۲. همدلی‌تان را تقویت کنید

    همدلی

    ارتباط یک خیابان دوطرفه است. اگر تمرین کنید که دیدگاه‌های مخالف را نیز در نظر بگیرید، می‌توانید دشواری و اضطرابی را که گاهی هنگام ارتباط برقرار کردن با دیگران دارید، کاهش دهید. برای نمونه، وقتی که مخاطب خاص‌تان می‌گوید خسته‌تر از آن است که بتواند حرف بزند، متوجه می‌شوید که منظورش واقعا چیست. همدلی کردن به شما کمک می‌کند که حتی بخش‌های ناگفته‌ی ارتباط‌تان با دیگران را نیز بهتر درک کنید و کمک می‌کند که واکنش‌های مؤثرتری نشان دهید.


    مقاله مرتبط: تقویت مهارت گوش دادن؛ ۱۰ اصلی که شما را تبدیل به شنونده سراپا گوش می‌کند

    ۱. گوش دهید، واقعا گوش دهید

    گوش دادن

    در پایان، با به کار بردن نکات بالا، بهترین کاری که می‌توانید برای بهبود مهارت‌های ارتباطی‌تان انجام دهید، این است که یاد بگیرید واقعا گوش دهید، توجه کنید و اجازه دهید طرف مقابل حرفش را بزند، بدون اینکه صحبتش را قطع کنید. ما می‌دانیم که این کار سختی است، اما «یک گفت‌وگوی خوب، مجموعه‌ای از واژگان است که به زیبایی با گوش دادن پیوند خورده باشد.» در این صورت، حتی اگر سبک‌های ارتباطی‌تان با هم سازگار نباشد، دستِ کم درک درستی از یک‌دیگر خواهید داشت و می‌توانید امیدوار باشید که مخاطب‌تان هم با همان دقت به حرف‌های شما گوش می‌دهد.

    برگرفته از: lifehacker

    برچسب‌ها:

  • نظرات() 
  • شنبه 21 مرداد 1396


    دانستن قوانین

    شناخت قانون هر چیزی شما را به آن علاقمند می کند. اگر خیلی ها از تماشای تنیس لذت نمی برند به خاطر آن است که از قانون شمارش امتیازها در آن آگاهی ندارند.
    قانون ورزشها، قانون بازیها، قانون برقراری یک ارتباط مؤثر، مقررات اجتماعی و قانون کتاب را کشف کنید.

    قبل از شروع مطالعه کشف کنید محوری که مطالب کتاب حول آن دور می زند چیست؟ این کتاب بر چه موضوعی تأکید می کند؟ چه سبک و ساختاری دارد؟ چگونه می خواهید به من یاد بدهید؟

    یکی از موارد بسیار مهم که شما معمولاً نادیده می گیرید، قانون و روش مطالعه است. در خواندن هر کتاب و مطالعه نیز برای آن که تمرکز عالی پیدا کنید و روش و قانونی وجود دارد که آن را بعداً بررسی خواهیم کرد. اکنون فقط به این نکته توجه کنید که برای یک مطالعه متمرکز باید به روش صحیح مطالعه کرد. اگر شما ندانید قانون بازی والیبال چیست نمی توانید آن را بازی کنید. در مورد مطالعه هم همین طور است. ابتدا باید روش مطالعه را فرا بگیرید.

    زبان گردانی

    وقتی شما چند دوست دارید، دوستی را که به شما بیشتر شبیه است، عاطفه و روحیه شما را دارد و به زبان شما سخن می گوید، بیشتر دوست دارید. به حرفهایش بیشتر توجه می کنید و حتی بیشتر او را به خاطر می سپارید. زبان کتاب، بک زبان ساده، عمومی و همگانی است و باید همچنین باشد. این شما هستید که باید پس از مطالعه، کتاب و متن و نمودار فرمولها را به زبان خود بیان کنید. “زبان گردانی”، یکی از اصول مطالعه است. فرمول انیشتین را به زبان خود تعریف کنید. ببینید که آن در زبان شما چه مفهومی دارد؟ یادتان می آید که وقتی سال اول دبستان بودید، باران را چگونه برای خود زبان گردانی کردید؟ نعلبکی را در لوله کتری برگرداندید و برای خود ابر و باران ساختید. پیچیده ترین مطالب علمی را همین طور که مطالعه می کنید و جلو می روید به زبان ساده، قابل فهم و بیان خوشایند خودتان برگردانید. از خود مثال بزنید و حتی آن متن را یک بار دیگر به زبان ساده خودتان بنویسید. اگر بخواهید عیناً مطالب کتاب را بخوانید و حفظ کنید عملاً نمی توانید یادگیری عمیقی داشته باشید. اما اگر با زبان گردانی مطالب را یاد بگیرید، خیلی راحتتر عین مطالب کتاب را بیان خواهید کرد و به خاطر خواهید سپرد. پس یادتان باشد:

    “زبان گردانی” یعنی بیان مطالب دشوار کتاب به زبان ساده و خوشایند خودتان.

    با کتاب شوخی کنید

    وقتی تلویزیون تماشا می کنید یا با دوستتان صحبت می کنید، لبخندی بر لب دارید و راحتید، اما وقتی از کتاب و مطالعه صحبت می شود و به سراغ درسها می روید جدی و محکم و اخمو می شوید.

    در روان شناسی حافظه و یادگیری گفته می شود: مطالبی که بار هیجانی بیشتری دارند، بیشتر در حافظه می مانند و بهتر به خاطر آورده می شوند چرا که هیجان، علاقه، تمرکز، و ورود مطلب به حافظه را موجب می شود. مثالی بزنیم: من به شما می گویم: همسایه ۱۸ سال قبلتان یادتان می آید؟ شما می گویید: نه. می گویم: همان که دو بچه کوچک داشت. می گویید: نه، به خاطر نمی آورم. می گویم: همان که پدرش فروشنده لباس بود و شما باز هم به خاطر نمی آورید. می گویم: همان که خانه شان آتش گرفت. یک مرتبه همه چیز در ذهنتان زنده می شود چرا که آتش گرفتن، بار هیجانی مؤثری داشته است. اگرچه آتش گرفتن، یک هیجان منفی در شما ایجاد کرده بود، در هر حال هیجان انگیز بود و همین هیجان باعث شده بود که شما خاطره آن را به خوبی به خاطر بسپارید.

    با کتاب خود شوخی کنید. مثالهایی مهیج، شادی آفرین و حتی خنده دار بزنید. این موضوع به علاقه و تمرکز شما کمک زیادی می کند. بعد از این که خواندید الکترون در سیم حرکت می کند و به مقاومتی مثل لامپ برخورد می کند و لامپ را روشن می نماید، به زبان خودتان بگویید: موتور سوار (الکترون) در خیابانی خلوت (سیم) به سرعت حرکت می کند که ناگهان به دیواری (مقاومت) برخورد می کند و آن وقت احساس می کند که پروانه ها دور سرش می چرخند (روشن می شود).

    هرچه می توانید به سخت ترین مطالب کتاب بار هیجانی مثبت بدهید و آن را بخوانید. وقتی که سدیم روی آب شناور است، به شدت حل می شود و اگر کبریتی بزنیم، بالای آن شعله ور می شود. تصور کنید اگر کسی در حال آب خوردن باشد و سدیمی در آب بیندازیم و به آن کبریت بزنیم، سبیلهایش می سوزد. اگر بخواهید می توانید با زبان خوشایند خودتان با تمام مفاهیم کتاب شوخی کنید. اگر در بحث گشتاور مثالی از الاکلنگ می آورند فقط به خاطر آن است که بازی مهیج الاکلنگ، گشتاور را در ذهن شما وارد کند. شما باید زرنگی کنید و مثالی مهیج بزنید.

    با کتاب آنچنان شاد و مهیج برخورد کنید که گویی به دوست داشتنی ترین دوست خود رسیده اید.

    توجه به لذتهای نهایی، نه دشواری مسیر

    برای شروع هر کار باید این را بپذیرید که دشواریهای در مسیر وجود دارد و تلاش لازم است. پذیرش دشواری مسیر و رنج راهی که در پیش دارید شما را برای مقابله با این دشواریها و پیشرفت آماده می کند. عدم پذیرش این که هر مسیری با دشواری رو بروست به ویژه در آغاز راه، شما را افسرده و ناراحت می کند.

    همین تمرینات تمرکز را در نظر بگیرید. ممکن است در ابتدا برایتان خیلی مشکل باشد ولی به تدریج که جلوتر می روید، تمرینات، ساده تر و قابل قبول تر می شود. برای میل پیدا کردن به انجام هر کار، باید به لذتهای پایان کار توجه کنید و به هیچ عنوان به دشواریهای مسیر فکر نکنید.

    اگر باید روزی بیست صفحه مطالعه کنید، فکر خود را به رنج روزی بیست صفحه مطالعه متمرکز نکنید. بلکه به لذتهای نهایی که نصیبتان می شود توجه کنید. آنچه شما را به تلاش پیگیر و مستمر وا می دارد، میل به جذب لذتهاست. کسانی از کوه بالا می روند و قله را فتح می کنند که لذت رسیدن به قله را در ذهن می پرورانند. این افراد در طول مسیر هرگز به دشواری راه نمی اندیشند بلکه خود را در آن بالا مجسم می کنند و به این فکر می کنند که از آن بالا همه چیز زیباست. همین شوق ذهنی باعث می شود که آنها به راحتی، دشواری مسیر را بپذیرند و پیش بروند. حال آنکه اگر آنان تمام ذهنشان را معطوف به دشواری مسیر می کردند و مدام به این فکر می کردند که چقدر تا پایان راه باقی است، این رنج که در ذهنشان مجسم می شد، به سرعت آنها را خسته می ساخت.

    همین که فکر خود را بر این متمرکز کنید که در پایان امتحانات چه نمرات درخشانی می گیرید و به لذت شکوه آن لحظه فکر کنید، این قدرت را پیدا می کنید که سختیهایی را که از ساعتها مطالعه و درس خواندن متحمل می شوید، به راحتی پشت سر بگذارید.

    مدام در ذهن خود موفقیتهای نهایی را مجسم کنید. همچون ورزشکاری که به شوق لذتِ داشتن بدنی ورزیده و جسمی آماده در پایان کار، رنج زود بیدار شدن و سختی تمرینات را متحمل می شود. یادتان باشد همیشه این توجه به لذتهاست که تمرکز و علاقه ایجاد می کند.

    اشتباه در برنامه ریزی

    همین جا لازم است که به برنامه ریزی غلط و پیگیری نادرست برنامه های درسی اشاره کنیم. برنامه هایی که برای یک روز حجم زیادی از مطالب را در بر می گیرد، عملاً به خاطر همین حجم زیاد، تنفر ایجاد می کند. عده ای، وقتی برنامه ریزی می کنند که مثلاً از فلان کتاب، روزی یک صفحه مطالعه کنند، به جای آن که برنامه همان روز را اجرا کنند، مدام کتاب را ورق می زنند که چه راه زیادی باقی مانده است و همین توجه به دشواری مسیر طولانی بودن راه، شوق و علاقه و تمرکز را در آنها از بین می برد. از اجرای برنامه های روزانه فقط برنامه همان روز را انجام دهید و مطلقاً به این که “چند صفحه مانده” فکر نکنید. اشتباه بیشتر داوطلبان کنکور که باید تمام کتابهای چهار سال دبیرستان را بخوانند این است که پس از مدتی در ذهن خود به طولانی بودن راه فکر می کنند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که هر روز فقط برنامه همان روز را اجرا کنید.

    تعیین هدف

    یکی از عوامل مهم در ایجاد تمرکز حواس و افزایش دقت در هنگام مطالعه، آگاهی از هدف مطالعه است. حتماً پیش از مطالعه برای خود مشخص کنید که هدفتان چیست. گفتن “هدف من یادگیری این فصل است.” یا “هدفم این است که نمره خوبی بگیرم.” و . . . بسیار نادرست است. چرا که اینها هیچ کدام هدف نیستند. اهداف، وقتی قابل دسترسی اند که مشخص، دقیق، روشن و واضح باشند. شما باید هدفها را از داخل فصلها استخراج کنید. مثلاً بگویید: هدف من این است که بدانم چرا انقلاب مشروطه شکست خورد. هدف من این است که بدانم فرق توندرا و تایگا چیست. هدف من این است که بدانم در آینه های مقعر، افزایش فاصله کانونی چه تغییراتی در تصویر ایجاد می کند. و . . .

    همه این اهداف مشخص، جزیی و روشن هستند و به ذهن، برنامه می دهند. اشخاصی که قبل از مطالعه با طرح پرسشهایی برای خود، ذهنشان را مشتاق و جستجوگر می کنند. در تمام لحظات مطالعه به دنبال جواب هستند و این هدفمندی ذهن باعث می شود که به راحتی تمرکز حواس داشته باشید. باید همیشه به خاطر داشته باشید که هر روز فقط برنامه همان روز را دنبال کنید. هنگامی که شما در جستجوی یک هدف هستید، به اهداف دیگر نیز دست پیدا می کنید.

    شاید خیلی از شما نگران باشید که اگر با یک هدف مشخص و جزیی پیش بروید، از مطالب دیگر که باید یاد بگیرید، باز بمانید. اما چنین اتفاقی نمی افتد. شما چند سؤال طرح می کنید تا ذهن خود را مشتاق و جستجوگر و متمرکز کنید. اهداف دیگر، خود به خود جذب شما می شود.

    هدفدار بودن ذهن، هنگام مطالعه خیلی مهم است. آن قدر که ما می گوییم: یا مطالعه نکنید یا قبل از آن برای ایجاد تمرکز حواس در مطالعه، هدف خود را تعیین کنید.

  • نظرات() 
  • شنبه 21 مرداد 1396

    پشتکار و ثبات‌قدم از مشخصه‌های اصلی و مشترک افراد سخت‌ کوش است. گرچه این صفات ذاتا در بعضی افراد بارزتر است ولی سخت کوشی صفتی اکتسابی است و فقط از طریق تلاش و صرف وقت است که شخص می‌تواند از قدرت‌ خود به طور کامل بهره ببرد. افکار کارمندان سخت‌ کوش با خوش‌بینی، اعتماد به‌ نفس و اراده‌ی قوی تلفیق شده است. در این مقاله با روش‌هایی آشنا می‌شوید که با به‌کارگیری آنها می‌توانید در محل کار خود جزو کارمندان سخت‌ کوش باشید.

    روش اول: توسعه‌ی عادات خوب

    ۱. خوش بینی را فراموش نکنید

    برای سخت کوشی باید یاد بگیرید که در محیط کار خود خوش‌بین باشید تا سختی‌های کارِ زیاد، فشار کمتری به شما وارد کند. در مشکلات کاری و اتفاقات منفی به دنبال جوانب مثبت باشید. افراد خوش‌بین رویدادهای منفی را موقتی و گذرا می‌بینند و بر مشکلات تمرکز نمی‌کنند. از جمله کارهایی که برای افزایش سخت‌ کوشی خود می‌توانید انجام دهید، موارد زیر هستند:

    • بدبینی را کنار بگذارید. بدبینی با ایجاد حس درماندگی باعث سکون می‌شود و بازدهی را کاهش می‌دهد. به جای اینکه از مسئولیت‌ها شکایت کنید، آنها را به عنوان فرصتی در نظر بگیرید تا تلاش و وجدان کاری‌تان را به رئیس خود نشان دهید.
    • موفقیت‌هایتان را به خود یادآوری کنید. این کار جرأت شما را برای انجام فعالیت‌های جدید در حیطه‌ی شغل‌تان بیشتر می‌کند.

    مقاله مرتبط: مثبت اندیشی و موفقیت؛ چگونه نگرش خود را تغییر دهیم

    ۲. افکار غیرمنطقی خود را بشناسید و با آنها مبارزه کنید

    از خواسته‌های درونی خود آگاه باشید، بر ویژگی‌های مثبت خود تمرکز کنید و اجازه ندهید افکار منفی شما را محاصره کند. باورهای غلط و نامعقول خود را زیر سؤال ببرید و از ذهن دور کنید.

    • تفکر همه یا هیچ را از خود دور کنید. این نوع تفکر شما را به شدت محدود می‌کند و مانع سخت کوشی و پیشرفت‌تان می‌شود. با انرژی و انگیزه کار کنید و از کار خود لذت ببرید. به یاد داشته باشید موفقیت‌های کوچک هم مهم هستند، به آنها افتخار کنید.

    ۳. دیدگاه‌تان را نسبت به مشکلات عوض کنید

    در برخورد با مشکلات‌تان مثبت‌‌اندیش باشید. این کار جنبه‌های مثبت موقعیت شما را تقویت می‌کند و باعث می‌شود فشار کاری کمتری احساس کنید؛ در نتیجه با دید بازتری به موضوع می‌نگرید، ذهن شما آرام می‌گیرد، سخت کوشی شما بیشتر می‌شود و برای مشکل راه‌ حل پیدا می‌کنید.


    مقاله مرتبط: چگونه مشکلات را حل کنیم

    ۴. چند کار را همزمان انجام ندهید

    سخت کوشی - چند کار را همزمان انجام ندهید

    شاید شما هم ادعا کنید که می‌توانید چند کار را به طور هم‌زمان انجام دهید و به خوبی از پس آنها برآیید و البته شاید این ویژگی‌تان را سخت کوشی هم به حساب می‌آورید! ولی باید بدانید مطالعات اخیر نشان داده است که با این کار ممکن است بدون اینکه متوجه شوید اطلاعات و موارد مهمی را از قلم بیندازید، خطا کنید و در نهایت کیفیت کارتان پایین بیاید. از کاری به کار دیگر پریدن مغز شما را گیج می‌کند و قسمت‌هایی از مغز را که مسئول حل مسئله است از فعالیت بهینه باز می‌‌دارد. همچنین این کار به مرور زمان می‌تواند به مغز آسیب برساند.


    مقاله مرتبط: ضررهای انجام چند کار همزمان برای مغز

    ۵. شکایت نکنید

    اگرچه احتمالا نمی‌توانید این مورد را کاملا از زندگی‌تان حذف کنید، ولی همان‌طور که می‌دانید شکایت کردن دردی را دوا نمی‌کند. شکایت از موقعیت‌ها بدون داشتن هدف و راه‌ حل در ذهن، باعث ایجاد چرخه‌های منفی در ذهن می‌شود که به استرس و افسردگی منجر می‌شود. پس اگر شکایت می‌کنید حداقل ایده‌هایی برای حل مشکل داشته باشید، در غیر این صورت مسیر شما برای اینکه کارمند سخت کوشی باشید سخت‌تر می‌‌شود.

    ۶. تعاملات اجتماعی‌تان را افزایش دهید

    سخت کوشی - تعاملات اجتماعی خود را افزایش دهید

    با همکاران‌تان در محیط کار ارتباط دوستانه برقرار کنید و در هنگام بروز مشکل حس همدلی‌تان را پرورش دهید. بهبود مهارت‌های بین‌فردی و همدلی باعث می‌شود جدی‌تر کار کنید و بیشتر به اهداف‌تان پایبند باشید.

    • وقتی با همکارتان همدلی می‌کنید، مشکلات را از دریچه‌ی دیگری می‌بینید و احتمالا می‌توانید راه‌حل‌هایی ارائه دهید که به ذهن او خطور نکرده است.
    • همدلی رابطه‌ی شما را با همکاران‌تان مستحکم می‌کند و داشتن همکاران صمیمی و یک‌دل موجب افزایش رضایت شغلی و به تبع آن سخت کوشی می‌شود. تحقیقات نشان داده است که بخش‌های بخصوصی از مغز در حالتی که خود فرد درد را تجربه می‌کند یا هنگامی ‌که شاهد درد کشیدن دیگران است، فعالیت مشابه دارند و آن بخش از مغز که مسئول پاسخ به درد است شروع به فعالیت می‌کند.
    • خود را از دیگران جدا نکنید. کسانی که با دیگران ارتباط مؤثر برقرار می‌کنند، می‌توانند از چندوچون کارها اطلاع بیشتری پیدا کنند و موفق‌تر عمل کنند.

    مقاله مرتبط: ۱۰ قدم برای بهبود مهارت‌های ارتباطی

    روش دوم: گسترش مسئولیت‌ها

    ۱. در زمان مناسب اضافه‌کاری کنید

    حتی وقتی از انجام مسئولیت‌های خود فارغ شدید یا ساعت کاری‌تان به پایان رسید، در زمان‌های شلوغ و هنگامی که هنوز کارهای زیادی باقی مانده است، با اضافه‌کاری سخت کوشی و تعهد خود را نسبت به انجام امور، به رئیس و همکاران‌تان نشان دهید. از رئیس‌تان بپرسید که آیا پروژه‌های دیگر خوب پیش می‌رود و به کمک شما نیاز دارد یا نه.

    • البته دقت کنید اضافه‌کاری را به حد افراط نرسانید. بیش از حد کار کردن تأثیرات جانبی جدی بر سلامتی دارد.

    ۲. قدرت خود را افزایش دهید و نقاط ضعف‌تان را بهبود ببخشید

    از نادیده گرفتن و کوچک شمردن موفقیت‌هایتان اجتناب کنید. به یاد داشته باشید که قدم‌های کوچک هم پیشرفت به حساب می‌آیند. در ذهن‌تان روی هر بخش از شغل‌تان که دوست دارید در آن پیشرفت کنید متمرکز شوید و برای رسیدن به هدف‌تان سخت کوشی به خرج دهید.


    مقاله مرتبط: چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؛ راه‌هایی که شما را به هدف می‌رساند

    ۳. مسئولیت‌پذیر باشید

    اگر با مسائل رو در رو نشوید، غیرممکن است که بتوانید به خوبی از عهده‌ی رسیدگی به آنها برآیید. اینکه مسئولیت اعمال‌تان را به عهده بگیرید شاید سخت باشد ولی رویارویی همه‌جانبه و به‌موقع به مسائل ممکن نیست، مگر اینکه عمیقا و از ریشه به آنها رسیدگی کنید.

    • از توجیه اعمال‌تان و ارائه‌ی توضیحات غیرضروری اجتناب کنید.
    • توانایی‌هایتان را با شرکت در سمینارها، کلاس‌ها و به عهده گرفتن نقش‌هایی که توانایی‌های شما را به‌کار می‌گیرند، بهبود ببخشید.
    • ضعف‌ها اغلب با توقف الگوهای فکری منفی برطرف می‌شوند. می‌توانید برای مدت کوتاهی به کار دیگری مشغول شوید، مثلا کمی قدم بزنید و به این فکر کنید که رسیدن به کمال محض غیرممکن است. همچنین می‌توانید از شخصی کمک و راهنمایی بگیرید یا از او بخواهید حمایت‌تان کند.
    • برای اینکه به خود کمک کنید تا در مقابل اعمال‌تان احساس مسئولیت کنید و پاسخگو باشید، گاهی لازم است تغییرات اساسی انجام دهید. مثلا از رئیس‌تان بخواهید موضوعات کاری مرتبط با شما را خصوصی با شما مطرح کند.

    ۴. پیش‌قدم باشید

    اعتماد به‌ نفس لازمه‌ی به‌دست‌ آوردن فرصت‌ها و بهره‌گیری از آنهاست. برای به‌دست ‌آوردن اعتماد به‌ نفس از موارد ساده‌تر و کوچک شروع کنید و سپس به مسئولیت‌های مهم‌تر برسید.

    • قبل از مطرح کردن هرگونه پیشنهاد درباره‌ی امکان‌ اجرای مؤثر آن تأمل کنید. اینکه با استفاده از کلمات به نحوی از ایده‌ی خود دفاع کنید کار چندان سختی نیست، ولی ارائه‌‌ی پیشنهادات نامحتمل باعث می‌شود در مقابل دیگران احساس شرمندگی کنید یا عصبی شوید.

    مقاله مرتبط: ۶۳ روش برای بالا بردن اعتماد به نفس

    ۵. سیستم حمایتی سالم ایجاد کنید

    سخت کوشی - یک سیستم حمایتی سالم ایجاد کنید

    بشر موجودی اجتماعی است. مهم نیست چقدر دوستدار تنهایی هستید، چون یک سیستم حمایتی سالم راندمان کاری شما را افزایش و فشار کار را کاهش می‌دهد. علاوه بر این هنگامی که موقعیت جدیدی را می‌آزمایید یا می‌خواهید ترفیع رتبه بگیرید می‌توانید از گروه حمایتی‌تان بهره ببرید.

    • به همکاران خود کمک کنید. مطمئنا زمانی‌ هم شما به آنها احتیاج خواهید داشت.
    • رقابت را کنار بگذارید. مقایسه‌ی دائم خودتان با دیگران احساس نارضایتی را به همراه دارد. البته این کار شاید کمی سخت باشد، چرا که بیشتر کارفرمایان برای بالا بردن راندمان کاری و ایجاد انگیزه، بین کارمندان خود رقابت ایجاد می‌کنند.

    روش سوم: ثبات قدم

    ۱. از عبارات تأکیدی مثبت استفاده کنید

    سخت کوشی - خودگویی مثبت را تمرین کنید

    ما همیشه با خودمان در حال گفت‌و‌گو هستیم. این کار بر ذهن ما تأثیر می‌گذارد و باعث می‌شود باورها و احساسات مثبت یا منفی داشته باشیم. با استفاده از عبارات تأکیدی مثبت کارهای خود را تأیید و خود را به بهترین شکل مدیریت کنید.

    • در گفت‌وگوهای درونی خود زمان حال را به‌کار ببرید و با استفاده از عبارات تأکیدی مثبت نگرانی درباره‌ی آینده را از بین ببرید.
    • با خود درباره‌ی علت ترس‌‌ها و نگرانی‌هایتان صحبت کنید و سعی کنید راهی برای از بین بردن آنها پیدا کنید.

    مقاله مرتبط: این جملات مثبت را افراد موفق هر روز به خود می‌گویند

    ۲. آرزوهایتان را عملی کنید

    هرچه بیشتر و منظم‌تر از اراده‌تان استفاده کنید آن را قوی‌تر می‌کنید. به هدف خود نزدیک شوید و با افکار مطمئن و دلگرم‌کننده پیش بروید. اگر اعتقاد داشته باشید که سست‌اراده هستید، خواسته‌های کمتری نیز خواهید داشت.

    • ورزش کنید و مراقب سلامت جسم خود باشید. افزایش فعالیت بدنی موجب می‌شود ذهن فعال‌تری داشته باشید.

    ۳. مراحل کار را تجسم کنید

    وقتی چیزی را در ذهن خود مجسم می‌کنید درک بهتری از آن خواهید داشت. درباره‌ی مراحل رسیدن به اهداف‌تان فکر کنید. خود را در حال انجام کار تصور کنید و سربلندی، افتخار و آرامش را بیابید.

    ۴. بخشی از وقت‌تان را به مدیتیشن اختصاص بدهید

    سخت کوشی - تمرکز ذهن در محل کار

    بسیاری از محققان تأثیر مثبت مدیتیشن بر اراده، پایداری، تمرکز، یادگیری و ثبات‌قدم را تأیید کرده‌اند. صرف ۱۰ دقیقه زمان برای تنفس عمیق، تمرکز بر زمان حال و آرام کردن ذهن موجب می‌شود دوباره بتوانید متمرکز شوید و احساس بهتری به‌دست آورید.


    مقاله مرتبط: مراقبه چیست و چه تاثیری بر ذهن ما دارد؟

    ۵. پیشرفت‌تان را مرور کنید

    موفقیت‌های گذشته را یادداشت کنید و هر از چند‌ گاهی آنها را مرور کنید. این کار شما را آگاه می‌کند که چقدر در شغل‌تان رشد داشته‌اید و تصویر بهتری از عملکرد و اولویت‌هایتان را به شما نشان می‌دهد.

    ۶. دست از تلاش برندارید

    متقاعد کردن خود برای حرکت دوباره و گام برداشتن به جلو بعد از شکست حتی برای افراد موفق سخت است، اما به یاد داشته باشید که افراد سخت‌ کوش ویژگی مبارزه‌طلبی دارند. پس اگر شکست خوردید شرمنده نشوید و خجالت نکشید. همه‌ی آدم‌ها در جایی از زندگی خود شکست می‌خورند و شما تنها نیستید. برای اینکه احساسات منفی‌تان را به حداقل برسانید از جملات تأکیدی مثبت استفاده کنید و برای یک راه جدید در جهت دستیابی به هدف‌تان برنامه‌ریزی کنید.

    برگرفته از: wikihow

    برچسب‌ها:

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :6
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  

    آرشیو موضوعی


    آخرین پست ها


    نویسندگان


    نظرسنجی

    • درس زبان انگلیسی کنکور 95 رو چطور دیدید؟






    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها

    aftabir.mihanblog.com value aftabir.mihanblog.com Real PR aftabir.mihanblog.com Trust aftabir.mihanblog.com Alexa/PageRank


    سلام مهمان گرامی؛
    مهمان گرامی، برای ورود به گروه همیاری و چت کنکوری ها با ایــن لیـــنک وارد شوید