تبلیغات
Open links in secondary window

moisrex.r98.ir

مشاوره و برنامه ریزی کنکور 97 - آفتاب ایران - مطالب چگونه برنامه ریزی کنیم

مشاوره و برنامه ریزی کنکور 97 - آفتاب ایران

مشاوره کنکور تجربی 97- برنامه ریزی کنکور97 - چگونه پزشکی قبول شویم؟ __ مشاوره ی تلفنی کنکور

شنبه 21 مرداد 1396

چطور بر ترس‌هایمان غلبه کنیم؟
امتیاز مطلب: ٩٣%
93

برای همه‌ی ما پیش آمده که گاهی از چیزی بترسیم. ترسیدن اتفاقا معقول است زیرا باعث می‌شود از موقعیت‌هایی که ممکن است آسیب‌رسان باشند دوری کنیم. ما معمولا می‌توانیم وضعیت را بررسی و در صورت وجود خطر، برای مقابله با آن اقدام کنیم. اما گاهی ترس‌هایمان، زندگی‌مان را دچار اختلال می‌کنند و به مانعی بر سر راه ما تبدیل می‌شوند. این مسئله موجب سرخوردگی است زیرا می‌دانیم ترس‌های‌مان واقعی نیستند، اما با این وجود زندگی ما را مختل می‌کنند. در ادامه به بیان روش‌هایی برای غلبه بر این ترس‌های «غیرواقعی» می‌پردازیم.

leaving-your-fears-insecurities-behind

گام اول

گام اول این است که دقیقا مشخص کنید از چه می‌ترسید. در این باره باید خیلی دقیق باشد. مثلا بیان «از مردم می‌ترسم.» کافی نیست. از چه جور آدم‌هایی می‌ترسید؟ مرد؟ زن؟ افرادی که از آنها خوشتان نمی‌آید؟ افرادی که از آنها خوشتان می‌آید؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند مفید باشد: «در چه موقعیت‌هایی از مردم می‌ترسم؟» هنگامی که در جمع بزرگی هستم؟ یا در جمع‌های کوچک و خصوصی؟
دقیقا از چه می‌ترسید؟

روشن کردن اینکه دقیقا از چه می‌ترسید، به دو دلیل مهم است. اول اینکه باعث می‌شود شما دست به کارهایی بزنید که واقعا شما را آزار نمی‌دهند اما شما به دلایلی از آنها خودداری می‌کرده‌اید. زیرا شما از همه‌ی فعالیت‌های مرتبط با موقعیت ترسناک، مانند عامل واقعی ترس‌تان وحشت داشته‌اید و خود را از لذت ناشی از انجام آن فعالیت‌ها محروم کرده‌اید. دوم اینکه، این کار کمک می‌کند که روی مسئله‌ی اصلی تمرکز کنید، و نه مسائل حاشیه‌ای. هنگام مشخص کردن دلیل ترس‌تان، پرسیدن این سؤال سودمند است: «من واقعا از چه می‌ترسم؟» مثلا اگر فکر می‌کنید که از زن‌ها می‌ترسید، از خود بپرسید «من از چه چیز‌ِ زن‌ها می‌ترسم؟ آیا حرف‌های آنها مرا می‌ترساند؟ اگر پاسخ مثبت است، کدام حرف‌های آنها؟» اگر به طور دقیق مشخص شود از چه می‌ترسید، صحبت کردن درباره‌ی آن با دیگران، مثلا با یک دوست نزدیک، آسان‌تر است. صحبت کردن درباره‌ی موقعیتی که باعث ترس شماست، موجب می‌شود آن موقعیت کمتر ترسناک به نظر برسد.

گام دوم

به خودتان چه می‌گویید؟

گام دوم برای غلبه بر ترس‌های‌مان، این است که بدانیم به خودمان چه می‌گوییم که باعث ترس ما می‌شود. بسیاری از ما متوجه نمی‌شویم ولی ما واقعا با خودمان حرف می‌زنیم. بیشتر این صحبت‌ها در سکوت رخ می‌دهد و ممکن است یکی از راه‌هایی باشد که باعث ترس ما می‌شود. مثلا اگر شما نگران این باشید که در آزمون قبول نمی‌شوید، به خود چه می‌گویید؟ آیا چنین خواهید گفت: «اگر قبول نشوم، همه‌ی تلاش‌های دوره‌ی تحصیل‌ام به باد می‌رود؟» آیا پیش‌بینی می‌کنید که پدر و مادرتان عصبانی شوند؟ مراقب آنچه به خودتان می‌گویید باشید. با تمرکز بر نتایج ناخوشایندِ عدم قبولی، شما باعث وحشت خودتان می‌شوید و این بر عملکرد شما تأثیر منفی می‌گذارد. اغلب مواقع وقتی از چیزی می‌ترسیم به خودمان تلقین می‌کنیم که اتفاق بدی خواهد افتاد. ما به طور ناخودآگاه، ذهن و جسم‌مان را دچار اضطراب ناشی از انتظار وقوع فاجعه‌ای تخیلی می‌کنیم. برای کاهش ترس‌، به خودتان جملات مثبت بگویید، مثلِ «شکست خوردن، قطعا خوشایند نیست، اما پایان دنیا هم نیست» یا «نمره‌ی من در این آزمون ربطی به ارزش من به عنوان یک انسان ندارد، پس من سعی‌ام را می‌کنم و منتظر نتیجه می‌مانم.»

گام سوم

بدترین حالت را تجسم کنید.

گام سوم برای مقابله با ترس، اغراق کردن در مورد اتفاقات ناگواری است که از وقوع آنها می‌ترسید. با اینکه احتمالا متوجه نیستید، این اتفاقات ناگوار اغراق‌آمیز، بر ترس شما تأثیر می‌گذارند. مثلا اگر از تلفن زدن به فرد موردعلاقه‌تان برای ایجاد ارتباط و شناخت بیشتر می‌ترسید، اینطور تصور کنید: «اگر تماس بگیرم، قبول‌ام نمی‌کند یا اسباب خنده‌ی دیگران می‌شوم، و تا ۳ ماه افسرده خواهم بود. همه می‌فهمند که یک بازنده‌ام و من را به حساب نخواهند آورد.» در واقع تصور کردن چنین نتایجی می‌تواند جالب هم باشد. این کار خلاقیت شما را هم تقویت می‌کند. پس از اینکه مدتی را به افکار فاجعه‌بار اختصاص دادید، متوجه می‌شوید دنیا به آن بدی‌ای هم که تصور کرده‌اید نیست. می‌فهمید که دنیا به آخر نمی‌رسد اگر آن تماس تلفنی را بگیرید و اوضاع به دلخواه شما پیش نرود، حتی ممکن است نتیجه‌ای بهتر از آنچه می‌خواستید بگیرید. تا زمانی که تلفن نکنید، هیچ چیز مشخص نمی‌شود.

گام چهارم

مثبت‌اندیشی

در گام چهارم باید تخیل‌تان را برای مثبت‌اندیشی بیشتر به کار بگیرید. ابتدا خود را به روشی که در ادامه می‌آید آرام کنید: نفس عمیقی بکشید و همزمان عضلات خود را سفت کنید. سپس در حالیکه عضلات‌تان را شل می‌کنید به آرامی در بازدم هوا را بیرون بدهید. این کار را چندین بار تکرار کنید و هر بار سعی کنید به آرامش بیشتری برسید. پس از اینکه به آرامش رسیدید، تصور کنید که به موقعیت ترسناک نزدیک می‌شوید. تصور کنید کمی ترسیده‌اید اما دست از پیش‌روی نمی‌کشید، با کنش‌های ناشی از ترس‌تان روبه‌رو می‌شوید و با آنها کنار می‌آیید. خلق یک تصویر ذهنی و تجربه‌ی این حس که با موقعیت به شکلی موفقیت‌آمیز کنار می‌آیید در حالیکه هنوز کمی می‌ترسید، اهمیت زیادی دارد. مثلا اگر می‌ترسید بقیه‌ی پول خود را از صندوقدار درخواست کنید، خود را درحال انجام این کار تصور کنید در حالیکه کمی ترسیده‌اید. سعی کنید تصویر خوبی خلق کنید. مجسم کنید هیچ یک از موقعیت‌های ناخوشایندی که شما را می‌ترسانند وجود ندارند. روش دیگر این است که تصور کنید با موفقیت این موقعیت را پشت سر گذاشته‌اید و سپس چگونگی این کار را مرور کنید. شاید از خلاقیتی که در مواجهه با این موقعیت به خرج داده‌اید به شکلی دلپذیر غافلگیر شوید. در حالیکه از مواجهه‌ی حرفه‌ای خود با موقعیتی که موجب ترس شما بوده است لذت می‌برید، به خودتان مطمئن‌تر می‌شوید و ترس‌تان کمتر می‌شود. پس از انجام چندین‌باره‌ی این تمرین‌ها و هنگامی که احساس کردید ترس‌تان در حال کاهش است، برای گام آخر آماده هستید.

گام پنجم

با ترس‌تان رو به رو شوید!

در گام آخر شما باید در دنیای واقعی با موقعیت، فرد یا چیزی که از آن می‌ترسید رو به ‌رو شوید. این به معنای تغییر هیجانی و ناگهانی همه‌ی رفتارهای‌تان نیست. شما می‌توانید روند تغییر رفتارتان را به چند مرحله‌ تقسیم کنید. مثلا اگر از ابراز نظر در کلاس می‌ترسید، می‌توانید با پرسیدن سؤال از استادتان پس از پایان کلاس شروع کنید. پس از اینکه چند بار این کار را انجام دادید، می‌توانید در طی کلاس سؤال بپرسید. این روند را با ابراز نظر پس از پایان کلاس ادامه دهید. سرانجام شما به حدی قوی می‌شوید که می‌توانید نظرتان را در طی کلاس بیان کنید. در روشی مشابه شما باید زمان‌ متفاوتی را به مقاطع مختلف اختصاص دهید. اگر صحبت با جنس مخالف شما را به وحشت می‌اندازد، با یک «سلام» ساده شروع کنید، سپس سؤالی بپرسید و در ادامه می‌توانید علاقه‌مندی‌ها و افکارتان را با او در میان بگذارید.
همزمان با یادگیری و تمرین غلبه بر ترس‌، مراقب حرف‌هایی که به خود می‌زنید و غلوهایی که با آنها خود را می‌ترسانید، باشید. فرآیند مقابله‌ی تدریجی با موقعیت‌های ترسناک به صرف زمان و تعهد شما نیازمند است. یک روش خوب، نوشتن ۸ تا ۱۰ مورد ترس‌های شماست به ترتیبی که به بزرگ‌ترین ترس‌تان ختم بشود. غلبه بر هر مورد (یا گام) به ترتیب و تا رسیدن به هدف نهایی، اضطراب بیشتری به همراه دارد. تمرینات آرامش‌بخش و تجسم مثبت را در هر گام به کار بگیرید. پیش از آنکه در گام فعلی احساس آرامش کنید به سراغ گام بعدی نروید. پیش از شروع هر گام نفس عمیق بکشید و عضلات خود را منقبض و منبسط کنید. تا زمانیکه بتوانید در عین تصور قرار گرفتن در موقعیت ترسناک، آرامش خود را حفظ کنید، این تمرین را ادامه بدهید. به تدریج به سراغ گام‌های دشوارتر بروید، شما تمرین می‌کنید تا با وجود احساس ترس، فلج‌ نشوید. شما در می‌یابید که بروز همه‌ی آن نتایج وحشتناکی که انتظارشان را می‌کشیدید، قطعی نیست و حتی ممکن است نتایج خوشایندی هم به بار بیاید.

چکیده

غلبه بر ترس

پیش از مرور مطالب بالا، باید حواستان به این ۲ باورِ غلط باشد که «شما در اغلب موارد می‌توانید با انتخاب آگاهانه بر ترس‌تان غلبه کنید» که باور درستی نیست. فکر و تلاش زیادی لازم است تا بتوان واکنش‌های قدیمی نسبت به موقعیت‌ها را تغییر داد. و باور غلط دوم این که «شما حتما باید پیش از اقدام، بر ترس‌تان غلبه کنید.» در حالیکه معمولا باید پیش از غلبه‌ی کامل بر ترس، کارتان را با همان ترس اندک پیش ببرید.
اکنون گام‌های پنج‌گانه را مرور می‌کنیم:
می‌توانید یک یا چند گام را همزمان به کار ببرید.
۱. مشخص کنید چه چیز عامل ترس شماست. پرسش‌هایی مانند «چه چیز درباره‌ی آن مرا می‌ترساند؟» مفید هستند.
۲. از آنچه به خود می‌گویید آگاه باشید. چه چیزهایی به خود می‌گویید که باعث ترس شما می‌شوند؟
۳. در مورد نتایج ناخوشایند غلو کنید. با این کار متوجه می‌شوید احتمالا تا کنون هم بدون اینکه آگاه باشید در حال غلو کردن بودید و عامل ترس‌تان اغراق‌آمیز است.
۴. خود را تصور کنید که با اینکه ترسیده‌اید واکنش قابل قبولی نسبت به موقعیت دارید.
۵. با انجام کارهایی که به عوامل ترس شما نزدیک هستند، به تدریج خود را در موقعیت‌هایی که از آنها می‌ترسید قرار دهید.
توصیه‌ی پایانی این است که صحبت با دوستی صمیمی درباره‌ی ترس‌های‌تان سودمند است. گاهی ترس‌ها پس از صحبت با یک فرد قابل اعتماد به طرز شگف‌انگیزی از بین می‌روند. اگر می‌خواهید با کسی به جز دوستان یا آشنایان صحبت کنید می‌توانید به مشاور مراجعه کنید.

برگرفته از: counseling.ufl.edu

برچسب‌ها:

  • نظرات() 
  • شنبه 21 مرداد 1396


    دانستن قوانین

    شناخت قانون هر چیزی شما را به آن علاقمند می کند. اگر خیلی ها از تماشای تنیس لذت نمی برند به خاطر آن است که از قانون شمارش امتیازها در آن آگاهی ندارند.
    قانون ورزشها، قانون بازیها، قانون برقراری یک ارتباط مؤثر، مقررات اجتماعی و قانون کتاب را کشف کنید.

    قبل از شروع مطالعه کشف کنید محوری که مطالب کتاب حول آن دور می زند چیست؟ این کتاب بر چه موضوعی تأکید می کند؟ چه سبک و ساختاری دارد؟ چگونه می خواهید به من یاد بدهید؟

    یکی از موارد بسیار مهم که شما معمولاً نادیده می گیرید، قانون و روش مطالعه است. در خواندن هر کتاب و مطالعه نیز برای آن که تمرکز عالی پیدا کنید و روش و قانونی وجود دارد که آن را بعداً بررسی خواهیم کرد. اکنون فقط به این نکته توجه کنید که برای یک مطالعه متمرکز باید به روش صحیح مطالعه کرد. اگر شما ندانید قانون بازی والیبال چیست نمی توانید آن را بازی کنید. در مورد مطالعه هم همین طور است. ابتدا باید روش مطالعه را فرا بگیرید.

    زبان گردانی

    وقتی شما چند دوست دارید، دوستی را که به شما بیشتر شبیه است، عاطفه و روحیه شما را دارد و به زبان شما سخن می گوید، بیشتر دوست دارید. به حرفهایش بیشتر توجه می کنید و حتی بیشتر او را به خاطر می سپارید. زبان کتاب، بک زبان ساده، عمومی و همگانی است و باید همچنین باشد. این شما هستید که باید پس از مطالعه، کتاب و متن و نمودار فرمولها را به زبان خود بیان کنید. “زبان گردانی”، یکی از اصول مطالعه است. فرمول انیشتین را به زبان خود تعریف کنید. ببینید که آن در زبان شما چه مفهومی دارد؟ یادتان می آید که وقتی سال اول دبستان بودید، باران را چگونه برای خود زبان گردانی کردید؟ نعلبکی را در لوله کتری برگرداندید و برای خود ابر و باران ساختید. پیچیده ترین مطالب علمی را همین طور که مطالعه می کنید و جلو می روید به زبان ساده، قابل فهم و بیان خوشایند خودتان برگردانید. از خود مثال بزنید و حتی آن متن را یک بار دیگر به زبان ساده خودتان بنویسید. اگر بخواهید عیناً مطالب کتاب را بخوانید و حفظ کنید عملاً نمی توانید یادگیری عمیقی داشته باشید. اما اگر با زبان گردانی مطالب را یاد بگیرید، خیلی راحتتر عین مطالب کتاب را بیان خواهید کرد و به خاطر خواهید سپرد. پس یادتان باشد:

    “زبان گردانی” یعنی بیان مطالب دشوار کتاب به زبان ساده و خوشایند خودتان.

    با کتاب شوخی کنید

    وقتی تلویزیون تماشا می کنید یا با دوستتان صحبت می کنید، لبخندی بر لب دارید و راحتید، اما وقتی از کتاب و مطالعه صحبت می شود و به سراغ درسها می روید جدی و محکم و اخمو می شوید.

    در روان شناسی حافظه و یادگیری گفته می شود: مطالبی که بار هیجانی بیشتری دارند، بیشتر در حافظه می مانند و بهتر به خاطر آورده می شوند چرا که هیجان، علاقه، تمرکز، و ورود مطلب به حافظه را موجب می شود. مثالی بزنیم: من به شما می گویم: همسایه ۱۸ سال قبلتان یادتان می آید؟ شما می گویید: نه. می گویم: همان که دو بچه کوچک داشت. می گویید: نه، به خاطر نمی آورم. می گویم: همان که پدرش فروشنده لباس بود و شما باز هم به خاطر نمی آورید. می گویم: همان که خانه شان آتش گرفت. یک مرتبه همه چیز در ذهنتان زنده می شود چرا که آتش گرفتن، بار هیجانی مؤثری داشته است. اگرچه آتش گرفتن، یک هیجان منفی در شما ایجاد کرده بود، در هر حال هیجان انگیز بود و همین هیجان باعث شده بود که شما خاطره آن را به خوبی به خاطر بسپارید.

    با کتاب خود شوخی کنید. مثالهایی مهیج، شادی آفرین و حتی خنده دار بزنید. این موضوع به علاقه و تمرکز شما کمک زیادی می کند. بعد از این که خواندید الکترون در سیم حرکت می کند و به مقاومتی مثل لامپ برخورد می کند و لامپ را روشن می نماید، به زبان خودتان بگویید: موتور سوار (الکترون) در خیابانی خلوت (سیم) به سرعت حرکت می کند که ناگهان به دیواری (مقاومت) برخورد می کند و آن وقت احساس می کند که پروانه ها دور سرش می چرخند (روشن می شود).

    هرچه می توانید به سخت ترین مطالب کتاب بار هیجانی مثبت بدهید و آن را بخوانید. وقتی که سدیم روی آب شناور است، به شدت حل می شود و اگر کبریتی بزنیم، بالای آن شعله ور می شود. تصور کنید اگر کسی در حال آب خوردن باشد و سدیمی در آب بیندازیم و به آن کبریت بزنیم، سبیلهایش می سوزد. اگر بخواهید می توانید با زبان خوشایند خودتان با تمام مفاهیم کتاب شوخی کنید. اگر در بحث گشتاور مثالی از الاکلنگ می آورند فقط به خاطر آن است که بازی مهیج الاکلنگ، گشتاور را در ذهن شما وارد کند. شما باید زرنگی کنید و مثالی مهیج بزنید.

    با کتاب آنچنان شاد و مهیج برخورد کنید که گویی به دوست داشتنی ترین دوست خود رسیده اید.

    توجه به لذتهای نهایی، نه دشواری مسیر

    برای شروع هر کار باید این را بپذیرید که دشواریهای در مسیر وجود دارد و تلاش لازم است. پذیرش دشواری مسیر و رنج راهی که در پیش دارید شما را برای مقابله با این دشواریها و پیشرفت آماده می کند. عدم پذیرش این که هر مسیری با دشواری رو بروست به ویژه در آغاز راه، شما را افسرده و ناراحت می کند.

    همین تمرینات تمرکز را در نظر بگیرید. ممکن است در ابتدا برایتان خیلی مشکل باشد ولی به تدریج که جلوتر می روید، تمرینات، ساده تر و قابل قبول تر می شود. برای میل پیدا کردن به انجام هر کار، باید به لذتهای پایان کار توجه کنید و به هیچ عنوان به دشواریهای مسیر فکر نکنید.

    اگر باید روزی بیست صفحه مطالعه کنید، فکر خود را به رنج روزی بیست صفحه مطالعه متمرکز نکنید. بلکه به لذتهای نهایی که نصیبتان می شود توجه کنید. آنچه شما را به تلاش پیگیر و مستمر وا می دارد، میل به جذب لذتهاست. کسانی از کوه بالا می روند و قله را فتح می کنند که لذت رسیدن به قله را در ذهن می پرورانند. این افراد در طول مسیر هرگز به دشواری راه نمی اندیشند بلکه خود را در آن بالا مجسم می کنند و به این فکر می کنند که از آن بالا همه چیز زیباست. همین شوق ذهنی باعث می شود که آنها به راحتی، دشواری مسیر را بپذیرند و پیش بروند. حال آنکه اگر آنان تمام ذهنشان را معطوف به دشواری مسیر می کردند و مدام به این فکر می کردند که چقدر تا پایان راه باقی است، این رنج که در ذهنشان مجسم می شد، به سرعت آنها را خسته می ساخت.

    همین که فکر خود را بر این متمرکز کنید که در پایان امتحانات چه نمرات درخشانی می گیرید و به لذت شکوه آن لحظه فکر کنید، این قدرت را پیدا می کنید که سختیهایی را که از ساعتها مطالعه و درس خواندن متحمل می شوید، به راحتی پشت سر بگذارید.

    مدام در ذهن خود موفقیتهای نهایی را مجسم کنید. همچون ورزشکاری که به شوق لذتِ داشتن بدنی ورزیده و جسمی آماده در پایان کار، رنج زود بیدار شدن و سختی تمرینات را متحمل می شود. یادتان باشد همیشه این توجه به لذتهاست که تمرکز و علاقه ایجاد می کند.

    اشتباه در برنامه ریزی

    همین جا لازم است که به برنامه ریزی غلط و پیگیری نادرست برنامه های درسی اشاره کنیم. برنامه هایی که برای یک روز حجم زیادی از مطالب را در بر می گیرد، عملاً به خاطر همین حجم زیاد، تنفر ایجاد می کند. عده ای، وقتی برنامه ریزی می کنند که مثلاً از فلان کتاب، روزی یک صفحه مطالعه کنند، به جای آن که برنامه همان روز را اجرا کنند، مدام کتاب را ورق می زنند که چه راه زیادی باقی مانده است و همین توجه به دشواری مسیر طولانی بودن راه، شوق و علاقه و تمرکز را در آنها از بین می برد. از اجرای برنامه های روزانه فقط برنامه همان روز را انجام دهید و مطلقاً به این که “چند صفحه مانده” فکر نکنید. اشتباه بیشتر داوطلبان کنکور که باید تمام کتابهای چهار سال دبیرستان را بخوانند این است که پس از مدتی در ذهن خود به طولانی بودن راه فکر می کنند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که هر روز فقط برنامه همان روز را اجرا کنید.

    تعیین هدف

    یکی از عوامل مهم در ایجاد تمرکز حواس و افزایش دقت در هنگام مطالعه، آگاهی از هدف مطالعه است. حتماً پیش از مطالعه برای خود مشخص کنید که هدفتان چیست. گفتن “هدف من یادگیری این فصل است.” یا “هدفم این است که نمره خوبی بگیرم.” و . . . بسیار نادرست است. چرا که اینها هیچ کدام هدف نیستند. اهداف، وقتی قابل دسترسی اند که مشخص، دقیق، روشن و واضح باشند. شما باید هدفها را از داخل فصلها استخراج کنید. مثلاً بگویید: هدف من این است که بدانم چرا انقلاب مشروطه شکست خورد. هدف من این است که بدانم فرق توندرا و تایگا چیست. هدف من این است که بدانم در آینه های مقعر، افزایش فاصله کانونی چه تغییراتی در تصویر ایجاد می کند. و . . .

    همه این اهداف مشخص، جزیی و روشن هستند و به ذهن، برنامه می دهند. اشخاصی که قبل از مطالعه با طرح پرسشهایی برای خود، ذهنشان را مشتاق و جستجوگر می کنند. در تمام لحظات مطالعه به دنبال جواب هستند و این هدفمندی ذهن باعث می شود که به راحتی تمرکز حواس داشته باشید. باید همیشه به خاطر داشته باشید که هر روز فقط برنامه همان روز را دنبال کنید. هنگامی که شما در جستجوی یک هدف هستید، به اهداف دیگر نیز دست پیدا می کنید.

    شاید خیلی از شما نگران باشید که اگر با یک هدف مشخص و جزیی پیش بروید، از مطالب دیگر که باید یاد بگیرید، باز بمانید. اما چنین اتفاقی نمی افتد. شما چند سؤال طرح می کنید تا ذهن خود را مشتاق و جستجوگر و متمرکز کنید. اهداف دیگر، خود به خود جذب شما می شود.

    هدفدار بودن ذهن، هنگام مطالعه خیلی مهم است. آن قدر که ما می گوییم: یا مطالعه نکنید یا قبل از آن برای ایجاد تمرکز حواس در مطالعه، هدف خود را تعیین کنید.

  • نظرات() 
  • فروش تعدادی فیلم اموزشی با اساتید برتر 40 درصد تخفیف

    پنجشنبه 22 مهر 1395

    سلام عزیزان.....یکی از دانش اموزان دختر خانم شیرازی که امسال کنکور داده بود....میخاد فیلم های اموزشی خودشو با تخفیف 40 درصدی بفروش برسونه.....از هر درسی فقط یک نسخه داره....اگه کسی زودتر بخره تمام میشه...پس اگر بعضی از دروس مورد نیازتون هست زودتر اطلاع بدید
    چون این دانش اموز به پول این سی دی هانیاز داره منه مشاور واسطه شدم تا هم زودتر به فروش برسه و هم خریدار خیالش راحت باشه که سی دی ها به دستش میرسه....پس بقیه دانش اموزها همچین درخواستی از بنده نکنن این مورد استثنا بود که قبول کردم کمکش کنم
    از اونجایی که ارسال کننده در شیراز هست پس دانش اموزای استان فارسی زودتر به دستشون میرسه...
    بقیه ی عزیزان حداقل تعدادی از این سی دی هارو سفارش بدن باتوجه به هزینه ی پست پیشتاز بصرفه که طرف پست کنه....

    لیست محصولات اموزشی             قیمتی که خوده موسسه میده   

    موسسه آفبا:
    شیمی پیش 2 استاد مصلایی   قیمت                                             250 تومان
    زمین شناسی کنکور                                                                     250
    ------------------------------------------------------------------------------------------
    روش های تست زنی ترجمه و تعریب عربی حسین احمدی + جزوه         40
    عربی برتر                       30
    متمم عربی برتر                                  30
    عربی صددر صد حسی                         30
    تاریخ ادبیات حسین احمدی                       20
    شیمی پیش                        100
    روش تست زنی شیمی سوم هر سه فصل                90
    شیمی vvip دوم                       90
    شیمی  vvip سوم                    60
    زیست vvip دوم                         150
    زیست سوم ترکیبی                   150 
    زیست vvipپیش                        150
    گیاهی vvip جامع                      100
    ژنتیک  vvip جامع                       80
    تدریس فیزیک: امیر مسعودی  الکتریسیته ی ساکن                 50
    حرکت شن                      180
    نوسان                                 150
    خازن ومدار + جزوه                      50
    مغناطیس و القا                 160
    صوت و امواج الکترومغناطیس                60
    دینامیک و حرکت دایره ای + جزوه                  160
    گرما وقانون گازها                                60
    روش های تست زنی فیریک               50

    **** تدریس ریاضی  امیر مسعودی
    حد جامع                    105

    تدریس ریاضی دکتر اکبری:
    لگاریتم             30
    مشتق  ###
    تابع جامع    60
    ماتریس      30
    ------------------------------
    کنکور اسان است  فیزیک جزوه + سی دی:
    الکتریسیته ساکن         50
    نوسان       150
    مغناطیس      60
    امواج مکانیکی     90
    انتگرال    120
    مشتق     190
    روش های تست زنی فیزیک    ##
    دینامیک      160

    اینها قیمت های خوده موسسه هستش ولی این دانش اموز شیرازی این سی هار و به شما با 40 درصد تخفیف براتون پست پیشتاز خواهد کرد و دوروزه به دستتون میرسه البته از هر نسخه فقط یکی دارن,قبلش حتما بپرسید موجود هستش یا نه
    این هم شماره ی بنده 
    09375900192
    چون دانش اموزها برای مشاوره زیاد تماس میگیرن شما قبل از تماس مسج بدید بفرمایید که برای خرید فیلم های اموزشی میخاید اقدام کنید...من خودم رسیدن این فیلم ها که متعلق به یکی از دانش اموزهای سابقم هستش به دستتون تضمین میکنم
    هاشم عباسی مشاور کنکور

  • نظرات() 
  • جمعه 15 مرداد 1395

    توصیه هایی به کنکوری ها
    چگونه برنامه ریزی کنیم(7)

    خیلی ها نمیدونن چطوری باید برنامه ریزی کرد و چوب اشتباه درس خوندشونو میخورن

    یه مثال میزنم

    یکی از دوستای کتابخونه ایم وقتی داشت تست 3 روز 1 بارو میزد یهو عصبانی شد و کتابو بست

    بهش گفتم چی شده؟؟




    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 3 تیر 1395

    پیشنهاد مشاور هاشم عباسی برای انتخاب روش درس خواندن,سبک (PQRST) می باشد....این مشاور تحصیلی و کنکور بر روی  مرحله به خود پس دادن Self-Recitation تاکید ویژه ای دارد اما روش ویژه ی  این مشاور برای اینکه مطلب را به خوبی و حتی بهتر از روش PQRST  یاد بگیریم این است که بعد از مرحله ی test یعنی امتحان ,نقاط ضعف مشخص شود و بعد هر انچه را که در مرحله ی امتحان بلد نبودیم و یا اشتباه داشته ایم یک بار دیگر, مرحله به خود پس دادن Self-Recitation را تکرار کنیم,به زبان ساده هر انچه را که در مرحله امتحان اشتباه کرده ایم را برای خود توضیح دهیم

    بقیه ی مطالب در ادامه ی مطلب

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • یکشنبه 16 خرداد 1395

    با عرض سلام و احترام خدمت داوطلبان دكتری مشاوره 96

    بدین وسیله به استحضار می رسانم كه برنامه 6ساعته مطالعاتی جهت موفقیت در آزمون دكتری مشاوره 96 به شرح زیر خدمتتان ارائه می شود. برنامه پیشنهادی 4هفته ای است و آن دسته از داوطلبانی كه قصد دارند از نظارت بنده برخوردار شوند بایستی بین 31 خرداد تا 2 تیر از طریق خانم فتاح 09338816922 بین 14 تا 18 در تماس باشند تا برنامه شماره 2 را دریافت كنند. در صورت وجود هرگونه سئوال می توانید از طریق بخش نظرات همین پست اقدام نمایید.

    1. مبانی و فنون مشاوره: هر روز 2زمان 50 دقیقه ای با 10 دقیقه استراحت بین مطالعه.

    - 2هفته اول مطالعه كتاب مفاهیم بنیادی و مباحث تخصصی در مشاوره گلدارد ترجمه دكتر حسینیان + مهارتهای پایه و پیشرفته در مشاوره و روان درمانی از دكتر حسینیان و كولایی.

    - 2هفته دوم مطالعه كتاب روشها و فنون مشاوره (مصاحبه بالینی) شفیع آبادی.

    2. نظریه های مشاوره: هر روز 3زمان 50 دقیقه ای با 10 دقیقه استراحت.

    هفته اول فروید، هفته دوم یونگ، هفته سوم آدلر و هفته چهارم راجرز. از 3كتاب نظریه های مشاوره و روان درمانی شفیع آبادی و ناصری، نظریه های روان درمانی و مشاوره شارف، ترجمه فیروزبخت و همچنین نظریه و كاربست مشاوره و روان درمانی كوری، ترجمه سیدمحمدی.

    3. آمار و روش های تحقیق: هر روز 2زمان 50 دقیقه ای با 10دقیقه استراحت.

    مطالعه جلد 1 كتاب روش های تحقیق كمی و كیفی در روان شناسی و علوم تربیتی از بورگ و گال. ترجمه دكتر نصر و همكاران.

     

    نكات بسیار مهم:

    1. افرادی كه با برنامه شخصی مطالعاتی داشته اند یا در كنكور سال گذشته شركت كرده اند و از آمادگی نسبی برخوردارند لزومی به اجرای برنامه فعلی ندارند و در صورت صلاحدید می توانند برنامه خودشان را از طریق خانم فتاح با بنده هماهنگ كنند تا روال شخصی خودشان را داشته باشند.

    2. همانطور كه مشخص شد برنامه فعلی 4هفته ای است و برای ادامه روند باید نظارت كافی بر آن اعمال شود. زیرا بودجه بندی مطالعاتی بعدی هم شامل مرور و هم شامل اضافه شدن منابع جدید است.

    3. افرادی كه زمان كمتر یا بیشتری برای مطالعه دارند حتما نیاز دارند كه با مشورت و بررسی شرایط خودشان اقدام كنند. زیرا از نظر من 6ساعت مطالعه برای این زمان و این حجم از منابع مشاوره، استاندارد محسوب می شود.

    4. طبق آخرین صحبت مسئولان وزارت علوم، آزمون منابع عمومی و تخصصی صرفا به منزله شاخص ورود به مصاحبه دانشگاه محسوب می شود و در صورت عدم كسب حدنصاب علمی، دانشجو برای مصاحبه معرفی نخواهد شد و دیگر صحبت از رتبه بندی در آزمون كتبی نیست. بنابراین برای داوطلبان هم اهمیت قبولی در آزمون علمی مطرح است و هم داشتن رزومه علمی و عملی قوی كه در روز مصاحبه موفق باشند.

    5. تعدد منابع و سبك های متنوع در برنامه ریزی كاملا بستگی به دیدگاه مشاوران دارد و سبك فعلی بودجه بندی منابع مشاوره، ترجیح بنده محسوب می شود و هرگز به معنای بهترین برنامه مطالعاتی نیست. اولویت بندی كتب هم كاملا سلیقه ای است و ممكن است مشاوری بجای تاكید بر كتاب شارف بر كتاب دكتر شفیع آبادی تمركز كند. ولی مبنای انتخاب بنده سئوالات سال گذشته كنكور دكتری بوده است.

    6. با توجه به اینكه بخشی از بودجه بندی شماره 1 در ماه مبارك رمضان قرار دارد پیشنهاد بنده به تمام داوطلبان ارشد و دكتری این است كه ساعات مطالعه را طبق روال زیر انجام دهند: مبانی و فنون بعد نماز صبح، روش های تحقیق (داوطلبان دكتری) و كاربرد آزمون های روانی (داوطلبان ارشد) قبل غروب آفتاب و نظریه های مشاوره بین افطار و سحر كه بهتر است بعد ساعت 21 و قبل24 انجام شود.

    7. امسال برای داوطلبان دكتری مشاوره، کلاس های جداگانه ای لحاظ شده است که می توانند جهت رزرو صندلی از طریق خانم فتاح اقدام نمایند. این کلاسها بین دو ترم تابستان و پاییز قابل تقسیم است و طبق شرایط داوطلبان و مشاوره با بنده انجام می شود.

     

     

    با آرزوی موفقیت (دكتر میرسعیدجعفری، سرپرست تنها گروه تخصصی كنكور مشاوره در کشور)


  • نظرات() 
  • سه شنبه 4 خرداد 1395

    انتخاب رشته ی دبیرستان ,شاید سرنوشت ساز ترین انتخاب زندگی باشد که اشتباه در آن جبران ناپذیر باشد
    نویسنده ی این مطلب,خود از مشاوران با تجربه ی تحصیلی و کنکور است واین مقاله به زبان ساده و جوان پسند نوشته شده برای بهره وری بیشتر
    توجه به این نکته لازم است که این مطلب در تاریخ اردیبهشت 1395 نوشته و وضعیت کشور در این تاریخ در نظر گرفته شده است.
    مشاور , هاشم عباسی
    ........................................................
    خب خب خب بریم سراغ عاشقای علم و دانش......من که میدونم همه ی شما هدفتون از تحصیل فقط علم و دانشه و نه پولدار شدن !!! 
    و همتونم عاشق درس خوندنید....
    پس من اول میرم سراغ رشته های پول ساز که بازار کار هم دارن تا این جماعت بی ادب پول دوست زودتر برن دست از سر ما بردارن...
    پس به ترتیب پولساز ترین رشته های و دارای بالاترین بازار کار
    1-علوم تجربی 

    از اونجایی که توی این مملکت اینقدر شیوه ی تغذیه و سبک زندگیمون درسته و اصلا آدم مریض پیدا نمیشه.....آخ ..آخ ببخشید از اتاق فرمان اشاره میکنن قرار شد متن علمی نباشه و جوان پسند باشه.....منظور از سبک زندگی...همون ورزش و دیدوبازدید از فامیل و تفریح و.... هستش
    همه ی رشته های که به آدمهای مریض و بیمارستان و دوا درمون ختم میشه....درآمد بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار .... خوبی  داره ...وای فکم خسته شد اینقدر گفتم بسیار......خانم دکتر واسه فک خسته چی تجویز میکنید؟؟؟!!  
    خب پس نتیجه میگیریم که نری زیست شناسی برداری بخونی بگی عباسی گفته همه ی علوم تجربی پولسازه و بازار کار داره هااااااا
    فقط اونهایی که به بیمارستان ختم میشه البته عینک سازی هم در نظر داشته باشید که بعضا مدرک خالیشم پولسازه....در کل میشه گفت همه ی رشته هایی که در علوم پزشکی تدریس میشه و پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی به اونها طرح تعلق میگیره.....میدونم که نمیدونی طرح چیه....خب منم حوصله ندام توضیح بدم...بزرگ میشی میفهمی...خخخخ.....
    منم خواهش میکنم 
    بازار کار این رشته های به حدی خوب بوده که حتی اگر در دانشگاه آزاد مدرکشو بخرید ....آخ,نه نه ببخشید منظور همون بگیرید بود...کاملا برگشت سرمایه ی فوری داره
    .
    .
    خب الان منتظره چی هستی شما؟؟!؟
    جانم؟
    نمیشنوم؟!
    بقیش؟؟.....بقیه نداره که ...تمام شد رفت...ریاضی فیزیک؟؟ برو بنده خدا ,خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه اگر میخای فرار مغز ها بشی برو ریاضی فیزیک
    2-فنی و حرفه ای و کارودانش

    مشاغل آزاد و فنی همیشه بازار کار خودشونو دارن...چرا؟ چون هنوز چینی ها اینقدر پیشرفت نکردن که برامون ربات خونه ساز بسازن و....
    اینجاشو مجبور یکم علمی حرف بزنم شما به بزرگی خودتون مشاورتون رو ببخشید....قول میدم خیلی زود ترک کنم
    مشاغل ازادی که شما شاید به چشم حقارت در جامعه بهشون نگاه کنید منابع درآمدی بسیار خوب و ثابت و کم خطری دارند.....ویکی از رازهای ثروتمند شدن اینه که این مشاغل رو با علم قاطی کنید که باعث میشه از دیگر رقباتون در بازار سبقت بگیرید....اینطور به درآمد های بالایی میرسید وبه مرور میتونید افراد زیادی رو استخدام کنید که حتی برای شما کار کنن و شما تبدیل به یک کار آفرین میشید و با تولید محصولات جدید این میتونه تا جایی ادامه پیدا کنه که تبدیل به بزرگترن کارخانه دارن جهان تبدیل بشید......
    اوووفیشش.....حالا یه نفس عمییییییق....تمام شد حرفای علمی....
    3-ترک تحصیل بعد از مقطع راهنمایی
    حتما الان دارید میگید لابد این رشته ی "ترک نحصیل" جدید اومده!!!
    اینو به خاطر این نوشتم که اگر شما به جای 99 درصد رشته های دانشگاهی مثلا برید کلاس گل دوزی شرکت کنید باز یه فایده ای برای زندگیتون داره...تا خالی کردن جیب بابا جونتون که خیر سرتون فوق لیسانس "پروتون شناسی سلول های توت فرهنگی در ژئوپلوتیک نفتی" بخونید که خودتونم آخرش نفهمید چی خونید و اصلا به چه درد میخوره؟؟؟!!!!!
    خیالتون راحت تو دانشگاه شوهر هم خیرات نمیکنن!!..!!
    4-علوم ریاضی فیزیک و مهاجرت مغزها
    اون قدیم قدیماا بچه زرنگ های فامیل میرفتن رشته ی ریاضی میخوندن و جلو جلو برا همدیگه درب نوشابه باز میکردن و همدیگرو مهندس صدا میکردن و کلی کلاس میزاشتن....وبچه های علوم تجربی رو که به شدت از درس ریاضی وحشت داشتن خنگ صدا میکردن....جان؟
    چرا اینجوری نگاه میکنید؟! آها به خاطر خنگ؟؟ خب اونا میگفتن من که نمیگم....اینجا که صدا سیما نیست....باشه نمیگم خنگ....میگم نه چندان باهوش...  
    و فکر میکردن قرار بعد از مهندس شدنشون آپولو هوا کنن وبا ساخت خودورو پراید پرنده هسته ای مرسدس بنز آلمانو ورشکسته کنن.....الان از بیکاری و نبودن شغل کاسه ی چه کنم چه کنم دست گرفتن....تا اونجایی که اتوبوس جا داشته اکثر قاچاق مغز ها شدن.... وبقیه شونم مشغول شغل شریف هندونه فروش و فلافل فروشی با تکنولوژی بالا شدن.....
    حالا فهمیدید خنگ کیه؟؟؟ خخخخ
    مکانیک,برق,عمران,صنایع,نفت,کامپیوتر از رشته های برتر این گروه هستند که بازار کار محدودی دارند
    5-علوم انسانی
    ورودی های این رشته اونقدر زیادن که همین الانشم سه چهارم کل دانشجو های کشور مربوط به این رشته هستن....من به نشانه ی اعتراض سکوت میکنم

    (بدون شماره)-علوم و معارف اسلامی

    خداوند نقطه ی پرگار وجود است و 

    هرچقدر به این نقطه نزدیکتر باشیم آرامش زندگیمون

     بیشتره.وخوشبختی واقعی در یگانه پرستی حقیقی هست....

    همه ی ما محتاج دروس این رشته ایم در هر سن و مقطعی
    .................................................................................................
    مشاور,عباسی کوشیده است با استفاده از زبان طنز و سنجیده گویی از حقایق تلخ در ضعف مدیریت های کلان آموزشی پرده بردارد...لذا قصد جسارت به هیچ عزیزی را نداشته ایم.

    دوست شما مشاور,هاشم عباسی

  • نظرات() 
  • شنبه 5 دی 1394


    اهمال کاری و به تعویق انداختن کارها - طرح متمم - محل توسعه مهارتهای من

    هر انسانی میتواند در هر زمانی هر حجمی از کار را انجام دهد، البته به شرط اینکه قرار باشد در آن زمان، کار دیگری را انجام دهد! (روبرت بنچلی)

    احتمالاً هم اکنون که در حال خواندن این نوشته هستید، قرار بوده تکالیف دانشگاهی خود را انجام دهید، شاید هم قرار بوده به همراه خانواده بیرون بروید و قدم بزنید. یا اینکه باید حمام بروید و دوش بگیرید. اما خواندن این نوشته را بهانه ای کرده اید تا فرصتی کوتاه داشته باشید و از انجام وظیفه ای که دیر یا زود، باید به انجام برسانید، فرار کنید!

    این روزها، بحث در مورد برنامه ریزی و هدفگذاری، به یکی از بحثهای متداول، در کتابها، روزنامه ها و سایتهای اینترنتی تبدیل شده است. کمتر کسی را میتوان یافت که اهمیت برنامه ریزی را انکار کند. همچنین کمتر کسی را میتوان یافت که برای زندگی شخصی یا شغلی اش برنامه ریزی کرده و به آن عمل نماید!

    به عبارت دیگر، به نظر میرسد به جای تمرکز بیش از حد روی برنامه ریزی، اهمیت ها و کارکرد آن، مفیدتر خواهد بود روی این موضوع فکر کنیم که چرا ما در یک حوزه خاص، هدفگذاری و برنامه ریزی میکنیم و حتی تصمیم های قطعی میگیریم، اما به دلایل نامشخص دست به عمل نمیزنیم! چیزی که در زبان انگلیسی عنوان Procrastination(کار امروز را به فردا انداختن) به آن اطلاق میشود و من در فارسی، «به تعویق انداختن» یا «فرار از عمل» را به عنوان معادل آن در نظر گرفته ام.

    قبل از نوشتن این متن، برخی از مطالعات و تحقیقات انجام شده در این حوزه را مطالعه کردم. اجازه بدهید آنها را با هم مرور کنیم.

    تعویقی ها و اهمال کاری - طرح متمم - محل توسعه مهارتهای منحدود ۲۰% انسانها را میتوان دچار بیماری «تعویق» به صورت «مزمن» دانست. به شکلی که این نوع رفتار در تمام دوره های سنی و بخشهای مختلف زندگی آنها مشاهده میشود. کسانی که قبضهای خود را دیر پرداخت میکنند، خواندن برای امتحان را به شب آخر واگذار می کنند، برای یک تماس تلفنی ۲ دقیقه ای، گاه دو ساعت یا دو روز وقت صرف میکنند و باز هم با سختی دست به تلفن میبرند…

    نکته دیگر اینکه به تعویق انداختن، هیج ارتباطی با مهارت مدیریت زمان یا برنامه ریزی ندارد. به عبارت دیگر، تحقیقات نشان داده است کسانی که کارهای خود را به تعویق می اندازند، از لحاظ توانایی تخمین زمانی و نیز برنامه ریزی، تفاوتی با سایر انسانها ندارند. بنابراین، اگر به چنین افرادی پیشنهاد کنید که یک سررسید خوب برای طبقه بندی کارهای روزانه و هفتگی و … تهیه کنند، شبیه این است که بخواهید فردی را که سالها افسردگی مزمن و عمیق را تجربه میکند با گفتن یک حکایت طنز شفا دهید!

    همچنین تحقیقات نشان میدهد که این الگوی رفتاری نادرست (یا شاید بیماری) موروثی نیست و با ما به دنیا نمی آید. بلکه به تدریج در ما شکل میگیرد. پدر و مادرهایی که فرزندان خود را به شدت کنترل کرده و از آنها میخواهند که منظم بوده و هر فعالیتی را دقیقاً در زمان مشخصی انجام دهند، بیشتر احتمال دارد چنین فرزندانی را تحویل جامعه دهند.

    مطالعات نشان میدهند، ما در کودکی نیازمند این هستیم که با فعالیت های مختلف – با سطوح مختلف مطلوبیت و رنج و لذت – مواجه شویم. آنها را اولویت بندی کنیم و هر یک از آنها را انجام دهیم. اگر این تمرین در کودکی انجام نشده یا پدر و مادر برنامه از پیش طراحی شده ای را برای این منظور در اختیار کودک قرار داده و او را وادار به انجام این کارها بکنند، عملاً قدرت «مدیریت خویشتن» از کودک سلب میشود.

     

    معمولاً «تعویقی ها»، از مکانیزمهای «خودفریبی» قدرتمندی نیز برخوردارند. آنها میتوانند به سادگی تغییر اولویت ها را توجیه کنند، آنها شما را قانع میکنند که کار کردن تحت فشار زمانی، قدرت عملکرد را بالا می برد و ده ها دلیل دیگر که نهایتاً رفتار آنها را توجیه میکند.

     

    «تعویقی ها»، همچنین همواره به دنبال عوامل بیرونی میگردند که تمرکز آن را به هم بزند و بهانه ای برای انجام کارهای دیگر باشد. خوشبختانه در دنیای مدرن امروزی، چک کردن

    ایمیل، کنترل کردن بازدید سایت، شمردن تعداد لایک های یک پست در فیس بوک، مشاهده کردن موبایل برای کنترل اس ام اس های جدید، و انواع ابزارها به عنوان بهانه هایی مقبول برای منحرف کردن توجه و تمرکز ذهن وجود دارند و مورد استفاده قرار میگیرند.

    سایر تحقیقات نشان داده اند که بیماری «به تعویق انداختن» میتواند مشکلات متعددی برای سلامتی فرد ایجاد نماید. این افراد سیستم ایمنی ضعیف تری دارند و بیشتر بیمار میشوند. نشانه های افسردگی و نیز بیخوابی نیز در اینگونه افراد بیشتر دیده میشود.

    به نظر میرسد ساده ترین و دقیق ترین تعریف برای این بیماری، «فاصله زمانی طولانی بین اقدام و عمل» باشد. این فاصله گاه به حدی زیاد میشود که هرگز دست به عمل نمیزنیم. فهرست کتابهایی که قرار است روزی بخوانیم و فیلم هایی که باید روزی ببینیم تنها نمونه هایی از این فاصله اقدام تا عمل هستند.

     شاید تغییر دادن عادت «تعوبق»، در کوتاه مدت کار ساده ای نباشد. به همین دلیل پیشنهاد میکنم فعلاً به جمله ای که در ابتدای متن از قول روبرت بنچلی آمده است، بیشتر فکر کنید.

    دلیل ندارد برای «فرار از عمل» «متوقف شویم» و هیچکاری نکنیم. ما عموماً برای انجام ندادن یک کار خاص، فهرستی از کارهای دیگر را به ذهن می آوریم و آنها را بهانه میکنیم. جان پری، ایده جالبی دارد. او میگوید من با بیماری «به تعویق انداختن» کنار آمده ام و به آن ساختار داده ام. به این شکل که بر خلاف توصیه عمومی که میگویند کارها را به ترتیب اهمیت انجام دهید، من همیشه فهرستی از کارهای خود را همراه دارم و به محض اینکه احساس میکنم میخواهم از وظیفه «الف» فرار کنم، سعی میکنم وظیفه «ب» یا «ج» یا «د» را انجام دهم. شاید تقدم و تأخر کارها به هم بریزد و برخی از کارها با تأخیر انجام شوند، اما حداقل این کار بیشتر نوعی «فرار رو به جلو» است تا «بازگشت رو به عقب».

    شاید اگر قرار بود از برایان تریسی تقلید کنیم، به جای اینکه بگوییم: «اول قورباغه را قورت بده!» میتوانیم بگوییم: «اگر حوصله قورت دادن قورباغه را نداری، میتوانی برای فرار از این کار سخت، فعلاً با خوردن همین پشه کوچک خود را سرگرم کرده و از خوردن قورباغه فرار کنی. با این کار حداقل گامی به پیش نهاده ای!».

    اجازه بدهید من هم به عنوان نویسنده این متن، اعتراف کنم که این متن را در شرایطی نوشتم که باید متن صحبتهای خودم را برای رادیو آماده میکردم و برای فرار از آن وظیفه قطعی، از مطرح کردن این حرفها برای شما به عنوان یک ابزار استفاده کردم…

    پی نوشت: یکی از ریشه های اهمال کاری، ممکن است کمال طلبی باشد. اگر با مفهوم کمال طلبی و انسانهای کمال طلب آشنا نیستید میتوانید درس متمم درباره کمال طلبی و ویژگیهای انسانهای کمال طلب را بخوانید.

    منبع: سایت محمدرضا شعبانعلی – شاید وقتی دیگر…

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :3
    • 1  
    • 2  
    • 3  

    آرشیو موضوعی


    آخرین پست ها


    نویسندگان


    نظرسنجی

    • درس زبان انگلیسی کنکور 95 رو چطور دیدید؟






    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها

    aftabir.mihanblog.com value aftabir.mihanblog.com Real PR aftabir.mihanblog.com Trust aftabir.mihanblog.com Alexa/PageRank


    سلام مهمان گرامی؛
    مهمان گرامی، برای ورود به گروه همیاری و چت کنکوری ها با ایــن لیـــنک وارد شوید